با کینه توزی نسبت به همه چیز زیر 14 خیابان

ناصرو | No comments

با کینه توزی نسبت به همه چیز زیر 14th, خیابان
ژانویه 7-13, 1981

تا آنجا که به من مربوط 14th Street نشان دهنده حد از جهان متمدن. در حال حاضر من را دریافت نمی اشتباه: آن بالا نیست اما در زیر این شاهراه که کرانههای begin میان خیابان های جذاب است که مناسب در داخل هیچ شبکه که در آن همیشه به نظر می رسد سردتر از هر بخش دیگری از شهر است. بله در این مورد هم که کسی با صدای بلند گفت: آنچه در نیویورک زندگی می کنند که در شمال Luchow را به هر یک از دیگر بخش خصوصی: من نمی خواهد ذهن شنوایی که من هرگز تا به حال برای رفتن زیر 14th Street دوباره.

اجازه دهید حتی صحبت از سوهو مضحک یک آدرس است که برای چند سال مناسب است فقط برای کسانی که دیوانه وار اصرار بر رفتار به عنوان اگر آنها شخصیت در یک Paul Mazursky فیلم می گویند هیچ چیز از ترایبکا Nobeca, et al, تمام کسانی که مغموم پناهگاه برای کارگزاران بازار سهام با از جان گذشته ترین علائم نابجا nostalgie de la boueو دیگر روح از دست رفته. خوشبختانه این ملال انگیز مکان های که ساکنان آن زندگی می کنند در آپارتمان اما در “فضاهای” می تواند اجتناب شود در دسترس نباشد. آن زمان من در حالی که برای تحقق بخشیدن به این. البته من رفت و هرگز وجود دارد از من دارند اما من استفاده می شود به اکراه قبول گاه به گاه دعوت به آن دسته از قطعات. پس از نیم دوجین بدبختی اعزامی تصمیم گرفتم یک بار و برای همه است که هیچ چیز هرگز من را به بازگشت به خیابان بهار. پس از همه, یکی نیز ممکن است رفتن به می گویند سینسیناتی: آن را آسان تر برای به دست آوردن وجود دارد, مواد غذایی است که بهتر و ارزان تر و هنر را نشان می دهد بی نهایت برتر است.

البته به یاد بگیرند که می گویند هیچ. اگر شما بالای شهر زندگی می کنند و مشکل من به عنوان یک بار بود توسط discommoding درخواست به دور انداختن یک روز از زندگی خود را (آن را همیشه طول می کشد تا یک روز تمام آنچه با سفر در زمان و brooding قبل و بعد) در اینجا این است که استراتژی را دنبال کنید: اگر شما کشف خواهید کرد که یک آشنایی جدید در واقع زندگی در آن منطقه و یا اگر قبلا اعتماد دوست قدیمی خیانت تمام استانداردهای رفتار با حرکت در آنجا پنهان نمی کند خود را از بین ببرد ، به سادگی اعلام, متاسفانه, اما بصورتی پایدار و محکم است که شما نمی خواهد تا کنون, تا کنون بازدید اگر چه شما کاملا مایل به ادامه این رابطه به عنوان طولانی به عنوان Nobeca ساکن موافقت خود را با سفر به آنجاست. سخاوتمندانه: پیشنهاد برای دیدار در یک midtown رستوران و از راه سازش. اگر آشنایی خود را با ترس و شرم اصرار دارد یا شرمانه التماس که شما را تنها با یک استثنا همه شما باید انجام دهید این است که به شوخی در مورد آن. هر شوخی را انجام خواهد داد و حتی بازیافت یکی. “منرفتن به Nobeca! چرا من می خواهم فقط به عنوان به زودی به سینسیناتی!” این افراد از نظر اجتماعی نا امنی و آنها را به خنده و با شما در حالی که آنها مخفیانه بدانم که آیا این اشتباه نیست پس از همه برای حرکت کردن وجود دارد.

اما ایجاد کرد موضوع دیگری است. علیرغم چگونه با دقت یک برنامه ایجاد کرد و شرق و غرب نمی توان اجتناب کرد در ابد. اول از همه در میان هشت میلیون (به اضافه یا منهای) داستان در این شهر برهنه حداقل چند صد هزار نفر را در محل ایجاد کرد (که منطقه ویژه غلظت بالایی از داستان پس از این آپارتمان ها تمایل به کوچک و پر جمعیت) و با وجود تمام اقدامات احتیاطی برخی از آنها محدود به کسانی که از دوستان نزدیک. مهم نیست که چگونه مراقب شما هستند شما باد تا که موظف به رفتن وجود دارد چند بار در سال.

حتی تلاش هر Nobeca-نوع استراتژی که بی ارزش در این مثال. اگر شما سعی می کنید برای کف کردن یک دعوت نامه با سینسیناتی شوخی شما فقط از دست دادن یک دوست خوب است. این مردم بیش از حد جلا برای این نوع از چیزی. وجود دارد هیچ نقطه ای در خنده پس از ایجاد کرد ساکنان نه تنها امن در مورد خود, آدرس, اما, در واقع, آنها خود را در نمایشگاه ظریف اما بی تردید شفقت برای کسانی که فقیر مربع بالای شهر زندگی می کنند که در تبعید از آنچه روستاییان در نظر گرفتن شهر فرهنگی و اجتماعی قلب است.

بنابراین هر یک بار در در حالی که در برابر همه شما بهتر غرایز شما سوار یک تاکسی به ریاست مرکز شهر. شما سعی می کنید به چشم پوشی از راننده glee هنگامی که شما او را به این آدرس در خیابان پری و او خنده او را به خاطر اضافه کردن یکی دیگر از رقمی به حساب بانکی خود پس از انجام یک محاسبه سریع از تعداد مایل او را پوشش گرفتن پایین به شریدان مربع و سپس بی وقفه گردان منطقه به دنبال پری خیابان. به طور طبیعی وجود دارد “بدون سیگار — راننده آلرژیک” ورود Son-of-سام حروف منظمی ضبط به صندلی و شما صرف نیم ساعت سوار رعایت اثر سقوط از دود خود را گرسنگی ریه در حالی که شما اندیشیدن ظلم و ستم زندگی در شهر برهنه پایدار راننده را شاد chitchat در مورد این که چگونه این لعنتی خیابان یک طرفه همیشه رفتن راه اشتباه, اما ما باید نزدیک شدن به پری حاضر”در حالی که چشم خود را در حال تبدیل شدن اختلال به عنوان یک نتیجه از خود هیپنوتیزم خیره در همیشه در حال رشد شکل در متر.

و هنگامی که شما در نهایت می رسند, آن را به عنوان هر چند هر کسی سپاسگزار خواهد بود. هیچ! برای کسانی که زندگی می کنند وجود دارد, روستای توسط یک مقصد و شما را به احساس می کنید که شما باید سپاسگزار پذیرفته شده اند. هیچ کس را منتشر می کنند کوچکترین ابراز قدردانی برای این واقعیت است که شما پاره شده خود را دور از دنیای واقعی و braved خطرات عناصر و مالی در فقر به رفتن و نوشیدن شراب کوزه یا معادل آن در هشت 10 اتاق نشیمن با در معرض دیوار آجری یا معادل آن.

آنچه در آن است در مورد آن منطقه است که باعث می شود افرادی که به نظر می رسد کاملا منطقی در هر راه دیگر می خواهم به زندگی می کنند تا سنت زندگی کردن ؟ چرا صندلی هرگز راحت در روستا آپارتمان ؟ چرا صندلی بیش از حد سخت و نیمکتها بیش از حد پایین است ؟ چرا اتاق ناهار خوری بیش از حد کوچک است و همیشه بیش از حد گرم? چرا لوله کشی همواره ناکافی و پر سر و صدا? چرا وجود دارد هرگز قفل در حمام ؟ چرا که هر کسی ترجیح می دهند به زندگی در یک محله با پارک مرکزی, هیچ, موزه, راحت, فیلم تئاتر, طبیعی, کافی شاپ ها, و هیچ تاکسی در دسترس به عنوان شما کشف هنگامی که شما راه رفتن پایین پنج پرواز از پله ها از دوستان خود آپارتمان و ایستادن بر روی یک drafty گوشه برای 45 دقیقه در حالی که تنها وسایل نقلیه رانندگی در گذشته شما باید نیوجرسی پلاک و پر شده با انبوهی از آبجو-swilling جوانان که yell فحاشی شما به عنوان آنها کروز ،

من به شما بگویم چرا: این افراد در حال دلتنگ برای بوهمیا که آیا آنها آن را بپذیرد یا نه. مخفیانه, اگر آنها نظر خود را پیچیده و یا آشکارا اگر آنها نمی, آنها ناخواسته افتخار سنت از محله خود را. این واقعیت که سنت مرده بود قبل از اینکه بسیاری از این افراد متولد شد به نظر می رسد به زحمت آنها را نه یک بیت.

شخصا آنها به من یادآوری هالیوود مردمی; آنها فقط تا حدودی کمتر مبتذل. در L. A., مردم خواهند گفت, “این بود که چارلی چاپلین را, شما می دانید” و یا “Preston Sturges در اینجا زندگی می کردند.” چه تفاوتی بین این نوع از namedropping و ناگفته یادگار یوجین اونیل ادنا سنت وینسنت Millay e. e. کامینگز, Carson McCullers و شرق روستای دیگر? تنها شهری با تکیه به سمت ادبی.

بسیاری از استفاده از ارتباط ایجاد کرد با ما جوانان است. کسانی که به اندازه کافی به یاد داشته باشید که افسردگی نگاه از روی علاقه در speakeasies در خیابان 8 و کاسه ماکارونی آنها مورد استفاده قرار گرفتن برای نیکل در مری است. در حال حاضر موری است Bleecker خیابان سینما. پیری زنان خانه دار هنوز هم می توانید به یاد بیاورید که چگونه آنها وارد نیویورک در اواخر 40s چمدان در دست و سر راست پایین به روستا در سبک خواهر من آیلین. در حال حاضر مواد مخدر-فروشگاه که در آن جوان حرفه ای دختران استفاده می شود به جرعه خود گیلاس آهک rickeys در نوشابه چشمه در حال 69¢ فروشگاه های نارنجی Juliuses و زنجیره ای کفش فروشگاه های روز-Glo چکمه های کابوی. هنگامی که وجود دارد احزاب که در آن بچه ها با پوشیدن مانتو واقعا خواندن شعر است. در حال حاضر جوان مجرد دعوت از یک تاریخ به شام در آپارتمان استودیو. و چرا نباید آنها ؟ بنابراین هنگامی که وجود دارد زمینه های سبز و در حال حاضر وجود دارد sleazy جستوجوی پر همه شب delis. پس چه ؟

اجازه می دهد به من می گویند که من غیر قابل نفوذ به مرتب کردن بر اساس احساسات بسیاری از نیویورکی هاربر در مورد ایجاد کرد. حتی من مشتاق حافظه یا دو تا از مصرف به MacDougal خیابان با دوستان پوچ nymphets لباس پوشیدن و همه سیاه پوشیدن فرد براون کفش و حمل یونانی کیسه (کسانی که از ما در مدرسه موسیقی و هنر که فکر خودمان را به عنوان nonconformists عینک سیاه و فرد براون, کفش, اما, انجام, کیف چرم) به ملاقات بچه ها با ریش در کافه فیگارو که همیشه فقط در مورد آن را به عنوان folksingers شاعران یا شطرنج قهرمانان. اما بود که در اوایل 60s زمانی که خیابان پنجم ترافیک هنوز هم زد هر دو روش در زمانی که کندی فرودگاه هنوز Idlewild و Charles Mingus شد بازی در این روستا پیشتاز است.

اما حتی که مسخره بود. منظورم این است که اجازه دهید آن صورت, به روستای گرینویچ بوهمیا نقل مکان کرد به کنتیکت در ’30s. اگر شما می خواهید برای دیدن James Baldwin, سفر به جنوب فرانسه. همه ما ممکن است حسرت تلخ و شیرین برای زیبایی از جوانان ما زندگی می کنند اما در یک $700-یک-ماه آپارتمان یک خوابه در امریکا یکی از بهترین و شناخته شده ترین جاذبه های توریستی به نظر می رسد کمی مانند درد نمیخورد.

البته کسانی هستند که می گویند که خوب 700 $در-یک-ماه آپارتمان خوب پیدا کنید در هر نقطه از شهر که آیا یا نه آن است که بازدید شده توسط نامی ارواح از ضربه. درست به اندازه کافی است. اما پس از آن اجازه دهید لطفا برای جلوگیری از این “فرهنگی اجتماعی قلب شهر” کسب و کار. پس از همه, اگر شما به ویژگی های مجموعه ای بسیار باریک هستند. یک تئاتر یا دو کمی موسیقی, مدرسه جدید, یک ژاپنی در جشنواره فیلم در حال حاضر و پس از آن. چه چیز دیگری وجود دارد: Balducci ؟

نه تا آنجا که به من مربوط می شود وجود دارد تنها دو دلیل معتبر برای سرمایه گذاری در مرکز شهر. یکی از آنها دست دوم کتاب فروشی غیر قابل انکار بهترین در شهر. دیگر واجب بازحمت حرکت کردن به صدای روستا به دست در یکی کپی تحت فشار از یک مهلت. وقتی که من شنیده ام در سال گذشته که صدای در حال حرکت بود, من تا به حال یک لحظه لذت. “آه” من فکر کردم: “آنها در نهایت حرکت شهر به رشد و مکان”; و ’60s من ’60s خواهد بود بیش از در گذشته است. افسوس که من متاسفانه اشتباه; آنها تنها نقل مکان کرد و این عملیات چند بلوک شرق. “این همه که بد نیست” گفت: من ویرایشگر تلاش برای کنسول من. “حداقل ما در حال نزدیک شدن به مترو در حال حاضر. و علاوه بر این ما فقط یک بلوک دور از رشته. و ما هنوز در راه رفتن فاصله از Balducci است.”

Balducci را دوباره. آنها همیشه brining تا Balducci است. چرا من به یاد داشته باشید زمانی که Balducci بود فقط یک تولید پایه که در آن میوه ها و سبزیجات باقی مانده بودند برای رسیدن در هوای اصطبل در تابستان. خوب مهم نیست. سال بروید و آن را در حال حاضر زمستان و خیلی بیش از حد سرد برای همیشه می خواهید به سفر کردن به 14th Street دوباره. و بنابراین اگر من به یاد داشته باشید روز هنگامی که وجود دارد هیچ حکومت در پارک های شهرستان و دختران و پسران خواهد قدم زدن در میان درختان در گرم شب و دراز کشیدن بر روی چمن هم به گردن برای ساعت تحت بنفش تابستان آسمان. ■

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>