که در آن همه Hipsters رفته ؟

که در آن همه Hipsters رفته ؟
اوت 10, 1972

چه در رفتن در اطراف در اینجا ؟ که در آن جهنم است و همه? من زندگی در غرب و شرق روستا به 13 سال گذشته و من شناخته شده گروهی از مردم در سراسر نیویورک, اما آنها کجا هستند در حال حاضر ؟ رفتم اخیر صلح جماعت در میدان واشنگتن و به غیر از یک جفت از دوستان از یک قنات روزنامه و peripatetic Nat Hentoff دیدم نه یک چهره من به رسمیت شناخته شده. یکی نیست! از جمله کسانی که در این سخنرانان پلت فرم من تپش در برابر این عمل شنیع از این جنگ از سال 1964. که در آن است که کل خوشحال عذاب جمعیت من استفاده می شود به می دانم ؟ رانده شده از روستا به سمت شرق پایین بیش از حد … کجا ؟ آنها کجا هستند ؟ یا شاید به این سوال باید: من کجا هستم ؟

من به تازگی تصمیم به شکستن و دور از برخی stultifying و خائنانه الگوهای که من تا به حال anchorweighted خودم; همه چیز به عنوان ساده به عنوان همیشه در نظر گرفتن همان هنگام رفتن از یک مکان به مکان دیگر. زمانی که من زندگی می کردند در خیابان چارلز در روستای (’59 ’63) من تقریبا ماند در آن جامعه است. پس از ’63 من زندگی در پایین سمت شرق (نه bleeping سال! یک چهارم از زندگی من!). از آنجایی که من اینجا بوده ام من رفته به روستای بسیار, بنابراین من تصمیم گرفتم که برای زمان های قدیم به خاطر من می خواهم زاویه راست آن را MacDougal و شرق در سراسر Bleecker یک صبح روز چهارشنبه یک هفته یا بیشتر قبل از صلح چیزی. این یک ایده بد است. آن را تبدیل به ویرانی ردیف.

در اوایل 60s ساکنان روستای شکایت کرده است که خزنده moneylust شد رفتن به نوبه خود Bleecker و MacDougal به یکی دیگر از جزیره ادم ساده لوح. در اخیر که صبح روز چهارشنبه ربط من نمی تواند کمک کند فکر آن را باید تنها به عنوان خوب به عنوان جزیره ادم ساده لوح. قدیمی آشنا مکان مهمتر اندام های حیاتی رفته است: Remo فیگارو کتری ماهی کافه عجیب و غریب … در حال حاضر خالی فروشگاه ها و حتی اشغال آنهایی که گرد و خاکی ویندوز رنگ و بافت از پیاده رو. هیچ کس — اما هیچ یک در خیابان. بطری شراب اینکه در خوشه از کیسه های کاغذی در درگاه — و به نوعی من نمی توانستم باور آنها در سمت چپ خوش غرق شاعران و نقاشان از ضرب و شتم-زمان — اما نه توسط کسانی که حرفه ای عزاداران از چند بلوک های بیشتر east, که در آن خیابان سوم خم به بوش.

آنها کجا هستند ؟ که در آن همه hipsters رفته ؟ مردم که بیان شد موسیقی عجین با زبان عامیانه پنج سال قبل از مردم در بوستون و شیکاگو و حتی می دانستم که چه کلمات به معنای. مردم که همه جدید پیش بینی قبل از دیگران می دانستند آن وجود داشته است. من به یاد داشته باشید یک بازیگر دوست در سال 1960 به من گفتن (به عنوان ما رفت و به مسافت آبجو به بی پارتی) از “این واقعا مجنون پیش بینی من در زمان. من حتی نمی دانند که آنچه در آن نامیده می شود — اما آن را فقط یک کمی قهوه ای [کلمه گم شده] حبه قند و من ماندم بالا در تمام طول روز مرد …” افرادی که در لباس پوشیدن مثل بانی و کلاید در سال 1963 — قبل از آن را مد روز — هنگامی که آن را ران. شما تا به حال به نوعی با هم سر به حمل آن.

کسی که به تازگی از من پرسید “چه اتفاق می افتد در پایین سمت شرق؟”

من جواب داد: “من نمی دانم. من در آنجا زندگی می کردند به مدت سه یا چهار سال است.”

“اما من فکر کردم …”

“آه من آپارتمان است که هنوز هم وجود دارد. و من خواب وجود دارد تقریبا هر شب. من فقط زندگی نمی کنند وجود دارد.”

آن بوده است بیش از حد ترسناک است. در ’63 من می تواند خواب راحتی سنگسار در Tompkins مربع پارک روی یک نیمکت توسط خودم و بیدار شود در اطراف سحر خالص شیرین ساکسیفون موسیقی. به تازگی من عصبی وجود دارد در بعد از ظهر یکشنبه با چهار دوستان است. آخرین باری که من راه می رفت طول خیابان ب دو و نیم سال پیش زمانی که من نقل مکان کرد و به محل که در آن من در حال حاضر زندگی است. من تا به حال برای رفتن به حیاط چوب در 13th برای قفسه مواد. چوب حیاط و بسیاری از خیابان 13 بین B و C در حال حاضر از بین رفته اند — به عنوان اگر دست از Wotan از تبار آسماني حوزه و حذف آن را به عنوان نوعی از هشدار محرمانه به ما بی شعور انسانها.

و مفاصل. کسانی که گرم بی میله و stupormarkets استفاده می شود که به پمپ چنین خوب روشن اوج به نئو غیرمتعارف شب. استنلی را در 12 خیابان به خیابان و B یک بار بهترین هیپ بار در این شهر به نظر می رسد که واگردانی به لهستان و اوکراین میخانه محله آن را قبل از یورش chinhair و جوانان در ابتدای دهه گذشته است.

این Otherplace به نظر می رسد پیشامد و همه ما می دانیم آنچه اتفاق افتاده است به لیندا و برروی طبقه پایین از ضمیمه بود که putatively مسئول بسته شدن آن است. به منظور سفر به این خیابان از سمت شرق پایین در شب بر پا شما باید با یک پارانوئید از دوستان کاملا پاره پاره بر مشروبات الکلی و یا پس از سنگسار در چیز دیگری که علاقه خود را است psychopathically با تمرکز بر چیزهایی که در رابطه با زنده ماندن است.

این jollies من در روستای من یک بار می تواند در پایین سمت شرق است. من حتی یک 11-پوند رمان از آن است. من اصلا آن jollies در حال حاضر در هر دو محل — اما وجود دارد یک منطقه در شهر جایی که من هنوز هم که خوب پریدن عجله منطقه ای که در آن زنان به نظر می رسد بیشتر با هم در سر خود را نسبت به جاهای دیگر که در آن انسانها یکی دیگر با ظاهری دوستانه گرما (که است که می گویند که وجود دارد عدم سالم بدبینی) که در آن سیاه پوستان و سفید پوستان هنوز هم به نظر می رسد قادر به اینتر-بدون عمل قابل مشاهده خصومت یک منطقه که در آن شما می توانید می گویند “پرنده” یا “Brautigan” یا “gesso” و مردم را می دانم آنچه شما در حال صحبت کردن در مورد. سوهو.

من شده است با رومینگ سوهو به تازگی و اگر ترس-بردار تا حدودی در حال حاضر برای من (آنها در همه جا در حال حاضر من حدس می زنم) وجود دارد که ارزش, پیر راش که ضربت با چیز تیز و سوزش شدید انرژی-سطوح سست در هر با توجه به ظاهر خالی از بلوک. شما در واقع می تواند احساس آن نحو در خارج از ساختمان و در آن می لرزد سیستم عصبی خود را توسط آن بسیار حیاتی و موثر بدن. آن را به عنوان اگر شما را تبدیل به احاطه در متراکم پیزلی مه از بهره وری است. که رقص.

Frug در پایین به سوهو هر شنبه بعد از ظهر در غرب برادوی در شاهزاده در بهار … و شما خواهید دید بسیاری از مردم که مانند کسانی که مورد استفاده برای آمدن به این روستا در روز یکشنبه به پین beatniks. بسیار آنها را دوست دارم. آنها جریان را بریزید و از گالری ها و honky-tonks. به یاد داشته باشید که چگونه از آن استفاده می شود در 10 بین خیابان سوم و چهارم? همان تعداد. چند ماه پیش یک نقاش-از دوستان گفت (به عنوان ما را خوردند اواسط هفته ناهار آبجو در یک جای کوچک و جذاب نوار/رستوران او معرفی کرده بود به من که خیلی روز) “شما باید آن را در اینجا در یک بعد از ظهر شنبه هنگامی که نقاشان این محل است.” در زمان مشتریان تشکیل شده بود در حدود یک سوم نقاشان یک سوم truckdrivers و یک سوم غیر قابل تشخیص دیگران است.

زیر پنج شنبه من بازگشت. وقتی که من تحت فشار قرار دادند از طریق درب بودند شاید هشت نفر را در مقابل نیمی از اندک استقرار. آن را 3 ساعت در بعد از ظهر. من یک آبجو نشسته در یک جدول خالی و شروع نه offhandedly jotting کردن اول-پیش نویس یادداشت برای یک دستور من فکر نوشتن. بیست دقیقه بعد به من نگاه کرد تا از تند وجود دارد و 400 نفر در محل و 20 برابر بیشتر از وجود دارد در این مرحله در آخرین Miss America مسابقه. آن را استنلی و آن سال 1963 بود دوباره. شما نمی توانید به اتاق مردان. پیشخدمت مجبور به ترک از waitressing چرا که او نمی تواند به خودش اجازه دهید به تنهایی یک سینی با شکوه که از طریق لذیذ خفقان جم. از لحاظ تئوری می تواند احتمالا بدست گذاشته (یا شاید “ایستاده” خواهد بود دقیق تر کلمه) بدون هر کسی به جز شما و و جنسی خود را conspirator دانستن آن. آن را کمی هیجان انگیز است. همه به نظر می رسید که هر کس دیگری بود و آن را مانند آشپزخانه در خانه در شب کریسمس. مانند گرم هیپ مربع-رقص در بیابان با همه به طور همزمان انجام تماس خصوصی خود را-ببینید-آیا allemande چپ. حتی من می دانستم که بسیاری از مردم برخی از آنها من تا به حال دیده نشده در سال است. از پایین سمت شرق زنده بود و مملو از آتش زا سرخی و ghouls. من دیدم مردم از استنلی است. و مردم من تا به حال شده است اجتناب از تماس برای ماه ها و روابط بسیار سرد و صاف آن زمان من سمت چپ. من از دست این نوع از محل.

اما برخی از مردم که زندگی می کنند وجود دارد به من گفت که آنها به صحنه شاید دو سال در حال حاضر خود را دولت و ساخته شده است که من غمگین. شاید آنها در اشتباه هستید اگر. هیچ عجیب و جالب مغازه ها و هنر, فیلم خانه ها و جذاب brownstones پایین وجود دارد مانند کسانی که جذب حسابداران و همسران خود را به روستا. هیچ ناتان. هیچ Blimpies. فقط یک مقدار زیادی از کهنه خاکستری انبار ساختمان. و چند گالری. و چند انتخاب میله های زندان. و یک زن و شوهر از کمی شیرین eatfood ، و احتمالا بیشتر به شدت متمرکز خلاقیت از شما پیدا کردن هر نقطه در امریکا است. شاید حتی جهان است. اما شما نمی توانید ببینید که از یک توریست اتوبوس.

استعداد در نیویورک ندارد مغلق راه آینده هم مانند آن است. در ’63-’64 در استنلی را (قبل از هر کسی می دانست که بسیاری از آنها) شما ممکن است در راه می رفت در هر بعد از ظهر و یا شب و مواجه نویسندگان مانند اسماعیل نی کالوین Hernton دیوید هندرسون ران Sukenick آلن گینزبرگ طولی Kupferberg اد ساندرز و لنوکس رافائل; بازیگران مانند موسی Gunn, Mitch Ryan, Lou Gossett و Cicely Tyson; نوازندگان مانند Odetta, Marion, قهوه ای و ریچارد Andrews; Khadeja طراح مد که آفریقایی قبل از مردم می دانستند آنچه که به معنای تام دندانه یکی از بنیانگذاران رایگان جنوب تئاتر; Walter Bowart که تمایل نوار وجود دارد و بعد از آن بود که ناشر اصلی از EVO — و کلارک همراهی یکی از پلنگ 21.

شاید یک تنوع از دایره نظریه این است که در بازی بعد از همه. زمانی که سکه-schleppers سوار کمتر خوش شانس هنرمندان و نویسندگان از این روستا بیش از یک دهه پیش آنها را تعمیر و به سمت شرق پایین — واقعی زاغه — اما اجاره دلنشین تر بودند و برخی حتی عادلانه است. وجود دارد در حال حاضر ساختمان ها در اینجا — بازسازی شده به مطمئن شوید که فرمان 380 دلار در ماه برای سه اتاق. در یک حلبی آباد. حفاری که. آن است که غیر قابل تصور نیست که زمان در حال آمدن است که رنجور مردم فقیر نمی قادر خواهد بود برای زندگی در این زاغه — وقتی هنرمندان که ساخته شده آن را نمی خواهد بود قادر به اینجا زندگی می کنند یا نه. پس از آن آپارتمان خواهد شد به نيمه هیپ کارگزاران و وکلای که می خواهند به سرهم بندی کردن که در آن Hapnin کودک (یا بود). این شرایط در شهر نیویورک بوده است در طول تاریخ دوره ای. روستای گرینویچ به عنوان مثال, یک, سیاه, محله یهودی نشین, برای برخی از زمان پس از جنگ — قبل از هارلم. و هارلم. مادر من زندگی می کردند در هارلم برای چند سال در ’20s در حالی که او منتظر جداول midtown. امروز او را نمی رفتن وجود دارد در یک ماشین زرهی با شهردار سوار تفنگ ساچمهای.

ده سال پیش حدس و گمان آن بود که زمانی که پایین سمت شرق خواهد به ناچار به نوبه خود به شرق ایجاد کرد (به عنوان ما می دانستیم که این امر باید به) همه ما کمتر چراغ احتمالا سپس آن را به پایین سمت شرق (که در آن برخی از آنان حتی پس از آن در حال حاضر نقل مکان کرد) به خیابان استانتون و اسکس و Delancey. ولی این عمل نقل مکان کرد و به سوهو — که در آن نقاشان و مجسمه سازان و صنعتگران (و craftswomen) (و craftsgays) (آیا من همه؟) نمی توان همه که فقیر قضاوت اجاره. به تازگی من می شنوم بیشتر و بیشتر موفق از تعداد آنها در حال خرید ساختمان در آنها زندگی می کنند — و نسبتا موفق باندهای هم به عنوان شرکت های بزرگ خود را برای خرید فردی lofts در ساختمان به عنوان یک کل. آن را سخت به بگویید که در آن به عنوان هنوز ناموفق گذشت در زندگی هستند — اما آنها به مهمانی در, سوهو. این vibes ظاهرا از شدت راست و ثبات است. و یا دیگری تمام artsy-smartsy دیدن و دانستن حق گانگستر صاحبخانه.

وجود دارد اولویت و ضرورت است که باید در حال حاضر (از همه طرف) در حال ظهور از هر گونه “هنرمندان مستعمره” — و اقتصاد است که قطعا یکی از آنها است. در تابستان سال 1963 من زندگی می کردند در پایین سمت شرق برای بیش از سه ماه در چیزی کمتر از 150 دلار پول نقد. امروز آن را بزرگ. حداقل. از دلالان از آن به نظر می رسد که حضور هنرمندان در فراوانی کافی است: آنها به دنبال نزدیک در پاشنه خود را عاقلانه خوراکی, خواص و نامگذاری آنها با هیستریک نامگذاریهای مانند هیپ بیگل و Hippydrome و سنگ و پیست اسکیت رولر و زمانی که آنها خود را همه چیز را کشته ام خود را غاز طلایی و سپس باید شروع پس بعد از مهاجرت به سرزمین های جدید از رنگ و پول است. افرادی که در حال حاضر کسب و کار خود در منطقه قبل از آن “اتفاق می افتد” (یک بار آنها را مطلق و انزجار در bohemians و شروع به غذا به چه پول دارند که حضور خود را جذب) شکوفا در حالی که آنها وجود دارد (مانند Bleecker و MacDougal مانند خیابان ب و سنت مارکس) و چشمان پر اشتیاق نگاه کردن زمانی که آنها را رانده شده اند در جای دیگر. شما لازم نیست که صبر کنید در خط در هوای سرد در نیمه شب به استنلی در یک دوشنبه دیگر.

در عین حال شاید من خبرچینان در حال درست بعد از همه. من رفتم برای فوق بار در سوهو پس از صلح ممزوج (I won’t give مشترک نام چون شما سرقت آن را از من) و راه می رفت به آن را در مدت کوتاهی پس از 3. نوار و جداول تقریبا به طور کامل پر شده با حدود 40 نفر در 30s و 40s خود را همه آنها نگاه مانند آنها alighted بود از یک اتوبوس از ملکه یا استاتن آیلند. آنها به سمت چپ با هم مدت کوتاهی پس از من وارد شد و از من خواسته متصدی بار که آنها بودند. آنها از ویرجینیا است. بله ویرجینیا وجود دارد سوهو. سوهو می داند وجود دارد ویرجینیا. و آن است که در آینده به آنها را دریافت کنید.

اما این نمی تواند اتفاق می افتد به سوهو! (یک دیسکو در تمیز کردن انبار به نام رنگ دستمال؟) آنچه در مورد موش پایین وجود دارد ؟ بزرگ به عنوان بچه های کوچک. آنچه در مورد panhandling winos و شاگرد اجساد در درگاه? آنها حمل اسلحه و قمه. آنچه در مورد huggermuggers کمین در هر سایه فقط در حال انتظار برای کیف پول و ساعت شاید از جان گذشته به اندازه کافی برای کشتن? آنها مردان (و زنان) بدون وجدان. آنچه در مورد باریک منفور خیابان ؟ آنها همه حق است اگر شما از ذهن نیست قی-تحت پوشش گه. و هیچ چیز وجود دارد در شب … این deader از دیوار خیابان برای chrissake! آنچه در مورد …

شاید در فضائل اطفاء شهوت با نگاه, دروغ پاداش خود را دارد.

توجه: نوشته شده پس از این یکشنبه گذشته jiving همراه پایین خیابان دوم در 14th Street من شنیده ام نام من به نام خارج از پنجره اتوبوس. سیاه و رادیکال که من تا به حال دیده می شود برای مدتی از آنجا که او فرار کرده بود به یک کمون در انگلستان:

“بیل!”

“سلام عزیزم!” (قفل کردن کف دست و شست — تر ظاهر شده است.) “Whas hapnin?”

(اتوبوس شروع به کشیدن دور.) “من ماندن را در خیابان بهار در سوهو تحت نام *** *****! با من تماس بگیرید!”

من حدس می زنم شاید در آن طول می کشد یک به یک. ♦

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de