از پله ها بالا با تونی d’amato

از پله ها بالا با تونی d’amato
نوامبر 19, 1985

در آن روز شما را مجبور به تصویب یک آب نبات کوچک ایستاده برای رسیدن به درب Gramercy بدنسازی در شرق 14th Street. درب سنگین بود با نقاشی روی میخ در سراسر چهره خود را و یک اشتباه نشانه ای گفت: “Gramacy بدنسازی” و هنگامی که شما درب را باز کرد شما را دیدم یک بد روشن پلکان صعود به تاریکی است. وجود دارد یکی دیگر از درب در فرود و بسیاری از سختی نیویورک بچه ها برسد که فرود و خود را قادر به باز کردن درب دوم. آنها می خواهم به پایین پله ها سعی کنید به نگاه سرد به عنوان آنها خریداری یک نوشابه در آب نبات ایستاده و سپس با عجله به خانه. بسیاری از دیگران باز درب دوم. و زمانی که آنها وارد دشوار و سخت منضبط مدرسه از مردی به نام تونی d’amato.

“اولین چیزی که من می خواهم به دانستن در مورد یک بچه” تونی به من گفت یک بار در برخی از دست شب در ’50s “این است که آیا او می تواند باز کردن این درب. سپس هنگامی که او در پیاده روی من به او نگاه کنید برای دیدن آنچه که او را دیدن. بسیاری از آنها ایستاده در درب. آنها با دیدن بچه ها پرش طناب shadowboxing هدف قرار دادن کیسه های. بیشتر از همه آنها دیدن بچه ها در حلقه. مبارزه با. و سپس آنها را به تصمیم می گیرید. آیا آنها می خواهند این کار یا نه ؟ اگر آنها آن را می خواهم آنها اقامت آنها بپرسید چه کسی باید آنها را انجام دهد. بسیاری از آنها خجالتی هستند, برای برخی از دلیل. تقریبا همه مبارزان. زمزمه می کردند. شما به آنها بگویید به عقب می آیند و شما خواهید دید آنچه می تواند انجام شود. آنها مجبور به صرف حداقل یک شب در برخورد با ترس است. اگر آنها دوباره بار دوم پس شاید شما باید یک جنگنده است.”

من یک جنگنده اما من آمد تا کسانی که از پله ها تقریبا هر روز در اواخر دههی 50 و اوایل دهه 6os و در برخی از راه های مهم یاد گرفتم که خیلی از تونی d’amato به عنوان مبارزان بود. من در زندگی پس از آن در 9 خیابان و خیابان دوم شب کار در این پستو من می خواهم از خواب بیدار حدود سه بعد از ظهر و راه رفتن به 14th Street و اویختن با مبارزان. دوست من خوزه تورس شد و سپس داغترین جوان در میان این شهر و یکی از تونی d’amato مبارزان. او از دست داده بود توسط یک نقطه به نقطه لاسلو Papp در فینال ’56 بازی های المپیک در ملبورن و هنگامی که او آمد به نیویورک از پورتوریکو او قرار داده شده کار خود را در دست تونی.

“من نمی دانم هر چیزی در مورد نیویورک,” او گفت:. “من نمی دانم که خیلی در مورد بوکس. بیشتر از همه من نمی دانم هر چیزی در مورد زندگی است. بنابراین من یاد گرفتم در مورد همه چیز پس از تونی.”

تونی که هفته گذشته در 77 پس از یک مبارزه طولانی با ذات الریه شد و یکی از بهترین اساتید من تا کنون ملاقات کرد. او سختی هوشمند که تقریبا ویکتوریا در باورهای خود را در کار و انکار نفس و شدید غلظت. برای سالها او می خواهم به تنهایی زندگی می کردند در دفتر ورزشگاه همراه تنها با یک باکسر سگ به نام قهرمان; وجود کتاب در قفسه (او عاشق جنگ و مقالات در استراتژی و تاکتیک و تقریبا هرگز خواندن رمان اگر چه او را تحسین W. C. هاینز را حرفه ای) و یک تفنگ را در جایی کوچک و سیاه و سفید تلویزیون و تلفن پرداخت بر روی دیوار. پس از فلوید پترسون قهرمان شد در سال 1956 تونی در زمان یک آپارتمان بیش از یک کافی شاپ در 53 خیابان برادوی و خریداری برخی از ظرافت متناسب با لباس و همبورگ; اما صحبت کردن به او, من همیشه احساس است که ایده خود را از بهشت بود که اتاق و تخت در دفتر Gramercy ،

“شما نمی خواهید بیش از حد بسیاری از چیزهایی که او گفت:” به من یک شب زمستانی پس از مبارزان رفته بود به سرعت کیسه های آرام شد و ما ایستاده بود در بزرگ ورزشگاه ویندوز در حالی که در برف سقوط کرد و به 14th Street. “آغاز فساد مایل است همه چیز. شما می خواهید یک ماشین یا یک خانه فانتزی و یا یک پیانو و چیزی که بعد از شما می دانید که شما در حال انجام چیزهایی که شما نمی خواهید برای انجام این کار فقط برای گرفتن همه چیز. من حدس می زنم شاید به همین دلیل من هرگز ازدواج کردم. این بود که من نمی خواهم زنان است. آنها خوب است. آن را به خوبی. این است که زنان می خواهند همه چیزو اگر من می خواهم زن, پس از آن من می خواهم چیزهایی که او می خواهد. هی من نمی خواهم یخچال و فریزر جدید و یا یک تلویزیون یا یک نیمکت جدید … “

تونی می خواستم جنگجویان خود را به قهرمانان به پول و افتخار است; اما او واقعا به نظر نمی رسد می خواهید مقدار برای خودش. هنگامی که یک ادم بیکار و تنبل ساخته شده راه خود را به Gramercy از گل رز سفید نوار در سراسر خیابان; تونی به او یک دلار; روز بعد پنج دانشگاه علوم پزشکی مشهد نشان داد و روز بعد از آن تقریبا 40. مبارزان خندید به عنوان تونی توزیع تک آهنگ; و سپس تونی گفت: “آن که همه! شما می خواهید به آمده به عقب در اینجا به ارمغان بیاورد تنه!” او یک مکنده برای مبارزان. یک بار زمانی که تونی تا به حال کوتاه (او مجبور به اعلام ورشکستگی در سال 1971) Ezzard چارلز آمد در اطراف برای دیدن او به نور بزرگ-سنگین وزن سابق و قهرمان سنگین وزن شد, یک مرد شکسته, محدود به یک صندلی چرخدار; او نیاز به یک هزار و تونی پول قرض داد و آن را به قهرمان و هرگز شنیده از چارلز دوباره. زمانی که پترسون موفق به کسب قهرمانی توسط ضربه زدن مورچه مور در تاریخ 30 نوامبر سال 1956 تونی استفاده می شود سهم خود را از کیف پول را فلوید استادانه درست شده $35,000 جواهر-با پوسته تاج; چند سال بعد پترسون نمی خواهد حتی صحبت کردن با تونی. تونی یک بار به نقل از ژن فاولر به من: “پول چیزی است که برای پرتاب کردن به عقب از قطار.”

او عاشق سبک مبارزان و نویسندگان بیش از حد. ورزشی مورد علاقه خود را نویسندگان بودند جیمی کانن, کیر, جوان و دن پارکر همه آنها در زمان عکس های او را در چاپ از زمان به زمان (“I don’t mind آنها باید کار را انجام دهد و من کامل نیست”) اما او همچنین گفت که ورزش نویسنده ای که او نقل مکان کرد و بیشتر به طور مداوم بود ظریف فرانک گراهام از مجله آمریکایی. زمانی که تورس شد دوستان با نورمن میلر تونی شروع به خواندن کار خود را به عنوان اگر بازرسی از آن برای نشانه هایی از فروپاشی اخلاقی. “این مرد است که واقعا خوب نیست ؟ او مانند رابینسون او می او می تواند پانچ … “

او گرامی مبارزان بزرگ — Ray Robinson, Joe Louis, محمد علی شنی Saddler ویلی پپ Tommy lee thfc — اما گاهی اوقات در اواخر شب نشستن بیش از قهوه و او می خواهم به بحث در مورد جنگنده که وجود ندارد: جنگنده کامل این شاهکار. “ایده آل جنگنده دارای قلب, مهارت, جنبش, هوش و خلاقیت. شما می توانید همه چیز, اما اگر شما می توانید آن را در حالی که شما وجود دارد شما نمی تواند بود. بسیاری از بچه ها مکانیک و هیچ قلب; تعداد زیادی از بچه ها, قلب, هیچ مکانیک; چیزی قرار می دهد که آن را با هم آن را مرموز آن را مانند ساخت یک اثر هنری شما همه چیز را برای آن شما می توانید آن را تا زمانی که شما در حال انجام آن است.”

نسبت به او فکر می کردم شاید که او کامل heayweight در گذشته در جوان مایکل تایسون که در حال حاضر زدم نه همه مخالفان حرفه ای خود را شش در دور اول. “او قوی او را شجاع او را در وضعیت و بیشتر از همه او را کردم که دیگر چیزی مرموز چیز” تونی گفت: “آخرین باری که من او را دیدم. “من بدون شک او می تواند یک قهرمان. اما بیش از آن که او ممکن است یک جنگنده بزرگ.”

وجود دارد مقدار زیادی از جنگجویان خوبی در Gramercy در اواخر 5os: جو شاو شدید مشت 140-کوبنده; نور-سنگین وزن جیم بوید که می خواهم برنده مدال طلا در ملبورن; دو نور-heavyweights به نام سیلوستر بانک ها و Paul Wright; فوق العاده southpaw ورزشکار پروزن به نام فلوید Smith; و برخی از خوب آماتور اعم از خروس وزن Georgie Rican به نور-سنگین وزن سیمون راموس. اما به عنوان تونی بیشتر شد درگیر مدیریت پترسون و تورس روز-به-روز آموزش به جو Fariello (در حال حاضر آموزش علامت Breland). تونی دور بود در اردوگاه با Patterson; او در Stillman را با تورس برای پیدا کردن متخصصان با تجربه برای شرکای مبارزه. و در طول همان دوره تونی بود راه انداختن جنگ های بین المللی بوکس باشگاه و Madison Square Garden. برخی از مردم فکر می کردند او به طور فزاینده ای پارانوئید.

“اگر این پایین می رود و به جای آن از” او به من گفت: یک روز که ما پا به یک آسانسور در یک midtown ساختمان اداری “ما در مشکل است.”

او خندید اما تونی به معنای آن بیش از حد. اوباش بود و بیش از همه بوکس زمانی که تونی به ارمغان آورد اول خود را خوب مبارزان خارج از Gramercy ، اشرار قطع به مبارزان مرتب مخزن شغل ثابت قضات است. فرانکی کربو بود به نام اموات کمیسیون بوکس باطل پانک که زندگی کردن مردان دیگر عرق و کنترل تعدادی از مدیران. کربو دوستانه بود مرتب کردن بر اساس با جیم نوریس غنی ادم بیکار و تنبل با hoodlum پیچیده که زد IBC از باغ قدیمی در خیابان هشتم و خیابان 50. وجود دارد هیچ جایی در اینجا مربوط به جزئیات تونی d’amato را پایدار مسابقه با نوریس کربو و باغ. قطعا او در اخلاقی, اما وحشتناک ترین چیزی بود که شخصی خود را در جنگهای صلیبی نیز صدمه دیده شدند.

ما هرگز نمی دانید چقدر خوب پترسون و تورس ممکن است تبدیل شده اند اگر آنها می خواهم مبارزه شده است در اغلب موارد مبارزه با کسانی که مبارزان بودند که کنترل IBC و باغ. قطعا تورس را ساخته اند و پول بیشتر. من به یاد داشته باشید یک رویداد اصلی او را در بوستون, زمانی که او هنوز یک جنگنده در نیویورک است. کل کیف پول آمد به $28.35. جو Fariello گفت: “جو شما را به 20 دلار من را به 8 دلار و به ما ارسال 35 سنت برای تونی.” پترسون هم پولدار و تورس را تبدیل به قهرمان سال بعد از او باید در اشتباه بخش (او یکی از بزرگترین middleweights من تا به حال دیدم اما تا به حال به حل و فصل نور-قهرمانی سنگین وزن در سال 1965). اما رقابتی آتش شاو پژمرده از عدم عمل; دیگران زیرفشار.

“این شکسته قلب من گاهی اوقات فکر کردن در مورد این بچه ها نه مبارزه با” او به من گفت یک بار. “اما من نمی بینم هر راه دیگر.”

مشکل این بود. از سال 1959 در, تونی کار می کرد یک گوشه برای هر یک از مبارزان خود را; او حتی برگزاری یک مدیر مجوز به عنوان یک نتیجه از botched ارتقاء 1959 پترسون-جوهانسون مبارزه با هنگامی که آن را به نظر می رسد (اما هرگز ثابت) که تونی کمک به ارمغان بیاورد Fat Tony سالرنو به عنوان پول ، مبارزان خود را به بهترین و برای برخی از دعوا تونی خواهد آمد به اردوگاه کار با آنها بحث استراتژی و تاکتیک. اما پترسون را شکست و تورس مجبور شد با مربی دیگری (قابیل جوان) برای دریافت شانس خود را در یک عنوان. در اطراف این زمان تورس بازنشسته تونی شمال ایالت نقل مکان کرد به دور از سالن های ورزشی این شهرستان است. “من آن را دوست دارم وجود دارد,” او گفت: یک بار. “من مانند روشن آسمان, دریاچه, که در آن من رفتن به ماهیگیری است. آن را زیبا. زیبا.” او را از دست ندهید بدنسازی در 14 خیابان ؟ “آره” او گفت:. “گاهی اوقات … “

آخرین بار من او را دیدم تقریبا دقیقا یک سال پیش در 57 طبقه مرکز تجارت جهانی. ما وجود دارد برای تماشای تورس بود سوگند به عنوان رئیس جدید وزارت امور خارجه ورزشی, کمیسیون, اولین جنگنده حرفه ای و پورتوریکو تا کنون برای برگزاری این کار است. “من خیلی افتخار جثه من می توانم آن را توضیح دهد” تونی گفت. ما صحبت در مورد تایسون و چیزهای دیگر. و سپس من از او پرسید که آیا او می خواهم تا کنون رفته به Gramercy بدنسازی پس از او به فروش آن در ’70s. “نه” او گفت:, و نگاه کردن در خوزه که ایستاده بود با ماریو کومو در مقابل اتاق. “نه من نمی خواهم به عقب نگاه.”

و بنابراین من به دنبال به عقب نشسته و در بسته بندی های روشن اتاق کنفرانس به یاد تونی صحبت کردن به من در زمانی که من 20 مورد استفاده از ترس معنای شجاعت نیاز به تمرکز انرژی و هدف در همه چیز و چگونه من می خواهم سعی کردم و شکست خورده بنابراین اغلب به دنبال درس های خود را. من می خواهم مدل سازی یک کاراکتر در تونی در یکی از رمان های من و او می خواهم دوست game, این کتاب اما اعتراض هنگامی که او را دیدم این فیلم تلویزیونی; در صفحه جان کاساوتیس ایستاده بود در یک حلقه صحن صحبت کردن به یک جنگنده و کشیدن یک سیگار. “آنچه مدیر انجام می دهد ؟ چه نوع مثال او نشان دادن به یک بچه؟” من به یاد که مکالمه و پس از جثه گرفت من رو به تونی کرد و گفت: “گوش می تونی من می خواهم برای تشکر از شما برای همه چیز.” او squinted به طرز مشکوکی در من. “منظورت چیست ؟” او گفت و من گفتم: “برای من اجازه بالا رفتن از پله ها.”

او راننده سرشونو تکون دادن بگردانید و گفت: “شما goddamned نویسندگان.”

من متاسفم من هرگز به توضیح نیست.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de