نورمن میلر در ژان ژنه را “سیاه پوستان”

تئاتر: “سیاه پوستان” قسمت 1
مارس 11, 1961

هیچ کس معتقد است که در عظمت خاصی پخش خواهد به هر یک از خانه های ما را به لذت بردن از آنها. آنها وجود دارد به عنوان غرش تولیدات در ذهن تنها. ما می دانیم که آنها ممکن است انجام می شود (“شاه لیر” برای مثال باید توسط ارنست همینگوی) اما همچنین می داند که راه دروغ کابوس جنون و هیچ طوفان را فواره زدن اب. تئاتر ما این است که سرطان دره گود و باریک. هر کسی که مشغول به کار در آن احساس کبود نفرت پیچ خورده اعصاب از بازیگران این جان کندن زده روح از بازیگران gulping mannerless yaws ما مدیران هیستریک در مقاومت سنگین در نمایشگاه و همیشه psychoanalytical باید اعتراف کنیم که بله, آن, بهترین, تئاتر ما این است که غنی و/یا سوراخ در بدترین حالت آن آسمانها بحال خود برگشتن.

تب برای همه

از مقدمه به برخی از اظهارات در “سیاه پوستان.” اگر یک وسوسه است به می گویند آن است که یک بازی بزرگ (با موذی حتی بد رگهای نامردی در آن بی رحمانه شجاعت) یکی برای اضافه کردن بلافاصله که چنین عظمت وجود دارد و هنوز هم به عنوان یکی دیگر از کسانی که نفیس تنها تولیدات کردن تخیل به کوچه. نشان می دهد, این جمله نشان می دهد بر روی تخته (و مجموعه ای برای این است که ارزش یک مقاله آرام در نقد خود را) که ملموس بدنی تجسم “سیاه” به پایان رسید به عنوان خوب تئاتر تکان دهنده به عنوان یک راش اشکال-خانه با اضطراب به برخی از عصبی تب داغ برای همه است. (بسیاری از مردم باقی مانده است.) خوب است و تولید بدون شک یکی از بهترین تولیدات در نیویورک در سال جاری و در عین حال آن را نتواند به پیدا کردن دو سوم از بازی. آن است که یک گلخانه تنش کبود خاموش-fag عمیق-بنفش افسون mon, دوو, تولید, ضخیم, جنگل, خار نیست unjazzy هرگز سرد اما در بدترین حالت آن و ژن فرانکل را لمس نیست همیشه به خوب و غم انگیز ستایش یکی باید پیشنهاد این است که “سیاه” است که سه بار به عنوان خوب به عنوان تولید که finking از قطعات و قطعات یکی را دیدم سال گذشته در “بالکن.” فرانکل می کند صادقانه او توضیح بازی — در هزینه کند اما آن را آسان تر برای دیدن این بازی نسبت به خواندن آن — او غنی تولید بر موارد. غنی farty هنر که تنها فضل تئاتر ما می تواند ادعا می کنند استفاده می شود با نیروی خوب. خوشگوار در ژنه (که بیرونی-ویلیامز ta-ta تنسی گریه نیست که نوشتن آن را بهتر از تو) گذاشته است و غنی است که احتمالا درست است. اما سبک های بد بو می تواند مسئولیت رسیدگی به یک قتل توسط زنا از یک زن سفید است که واقعا یک کشیش در یک کلاه گیس حفاری تبدیل می شود که در اطراف و بیرون می آید و کشته می شود و در همه حال به دلیل ژنه را دوست دارد بسیار برای قرار دادن Pirandello در شور. این دگردیسی از اشکال این سقوط به مرگ توسط معکوس به ارمغان می آورد خودسرانه اوج به بازی (پس از آن می آید درست قبل از تولید آرای مشکوک اگر هنری تصمیم به یک تنفس) و آن این است که اگر یکی است به بحث مانند یک تئاتر با مته سوراخ کردن یکی از بهترین 10 دقیقه صرف در گودال پس از … غیره. این بسیار خوب است. فرانکل مرا شگفت زده کرد و برای 10 دقیقه. بازیگران بیش از حد. به عنوان توصیه این بازی است که به شدت توصیه می شود. نگاهی به خانواده خود بچه ها را اشرار در گوشه ای. نگاهی به تفنگ خود را.

واقعیت امر این من بخشنده به آقای فرانکل چون من فکر می کنم او یک unbrave چیزی که در کارگردانی این قطعه. “سیاه پوستان” یک مادر F. کر. آن را یک چالش به عنوان برخی از adenoidals ممکن است هنوز هم می شود گفت. در نظر گرفتن این سخنرانی را به عنوان یک سرنخ به گرمای شب. تحویل با ظرافت قابل توجهی سرد و آتش توسط آقای Roscoe Lee Browne:

“آرچیبالد (به شدت): من سفارش شما را به سیاه و سفید برای شما بسیار رگ. پمپ های سیاه خون از طریق آنها. اجازه دهید آفریقا گردش در آنها است. اجازه دهید سیاهان negrify خود را. اجازه دهید آنها باقی بماند به نقطه جنون در آنچه که آنها محکوم بود و در پوست خود عطر و بوی خود را زرد چشم خود آدم خوار سلیقه. اجازه دهید آنها را نمی شود با خوردن سفیده اما اجازه دهید آنها را طبخ هر یک از دیگر به عنوان به خوبی. اجازه دهید آنها را اختراع دستور العمل برای شین-استخوان زانو-کلاه گوساله ضخیم لب همه چیز. اجازه دهید آنها را اختراع ناشناخته سس. اجازه دهید آنها را اختراع hiccoughs, belches و farts که شما را از یک زیان جاز. اجازه دهید آنها را اختراع جنایی نقاشی و رقص. سیاهان اگر آنها تغییر نسبت به ما اجازه دهید آن را نمی شود از زیاده اما ترور است.”

در حال حاضر تامل این مشکل از یک مدیر. او برای مقابله با 13 بازیگران, همه نگرو در حقیقی ترین و بیشترین مواد منفجره بازی هر کسی که تا به حال نوشته شده است در مورد به نوبه خود جزر و مد و گناه و وحشت در قلب مرد به عنوان او تبدیل به چهره اش قضاوت کرد. پس از همه کجا کابوس رفتن زمانی که آنها رفته است ؟ که است که می گویند دروازه های بهشت هستند و نه سرنشین دار توسط آدمخوارها کننده: لومومبا!

تمرینات به ناچار باید شروع در یک دولت است. برای این بازیگران هستند نه آفریقایی. آنها آمریکا سیاهان آنها تعلق برخی از آنها را به سیاه و سفید بورژوازی که هر افتخار Negro سریع به شما بگویم یک تقلید مسخره امیز از سفید بورژوازی — را-گرفتن-از-خط نوع گرفتگی عضلات در موسیقی جاز. آنها متعلق به مرکز به سمت چپ اقلیت مرکز نیویورک پستحداکثر لرنر رز Franzblau جکی رابینسون (کبودی قلب به لیست خود نام) دیستروفی عضلانی جوامع-از-سرطان کنیسه در یکشنبه قرار داده تا کسانی که در پروژه های مسکن رفاه آثار, صاف, پستان, مشهد بهترین گوشت گاو بدترین و ازدواج شل و متوسط نگرو به شل و متوسط یهودی. Whew!

وحشت واقعی

اما دین سازمان یافته است که مرگ این مقاله. اجازه دهید ما را ترک متوسط در این: وحشت واقعی در کار یهودیان و سیاهان پس از جنگ دوم است جمعی-ارتباط از نیستی به شخصیت خود را. آنها دو تا از بزرگترین مردم در امریکا و نیمی از جمعیت خود فروخته خود را به حومه مرکز امن; که اسهال روح است که مندرج در fleshless پرس و جو: “آیا این خوب است برای مسلمانان؟” بنابراین رفت و یهودی. بنابراین رفت و سیاه پوست. متوسط میان آنها را با عجله برای این بیماری است.

خوب Negro حداقل اتحاد خود را به رخ کشیدن. آنها بخشی از این بورژوازی از یک مبارز مردم در حال حرکت به سمت اجتناب ناپذیر و بسیار سزاوار پیروزی. آنها نمی دانند چرا که آنها را دیده اند و نه خود را از خارج (به عنوان ما را دیده اند آنها) وجود دارد که یک نابغه در نژاد خود را — آن است که آفریقا است و نزدیک به ریشه هر چه زندگی است که در سمت چپ از هر زمین از زمین است. نابغه که زمین بی رحمانه است یکی ممکن است حتی بی امان نابغه خالی از بخشش اما این غیر ممکن است که بقا ظهور و به تبع آن پیروزی نگرو در طول سه قرن در امریکا نمی خواهد در نظر گرفته شود از تاریخ به عنوان یک حماسه برابر با بیست قرن یهودی است سرگردان خارج است. از آن خواهد شد در نظر گرفته به عنوان برتر اگر Negro خود را نگه می دارد نمک.

خم

اما در حال حاضر آنها در حال رفتن را از طریق خم. آنها را از رنج می برند که همان برده داری از صعود به تغییرات اعمال همه ما است. آن است که لیبرال توتالیتاریسم. کنجکاوی از سن! اردوگاه های کار اجباری وجود داشته باشد در اصطلاحات مخصوص یک صنف از روح ما یکی از اولین بوی اتاق گاز است تهوع ناشی از سرطان را ساعت ضربت می پوشند لاک پشت پوسته و حمل پشتیبانی موارد به cubicles که در آن کار می کنند در خیابان های دیوانه. لیبرال اصول مرکز مرکزی; همه مردم به طور یکسان هستند اگر ما سرکوب زشتی در هر یک از ما همه سادیسم بد است تمام ارسال مقاله این است که بیمار تمام خودانگیختگی است که گمان همه فردیت است در شیرخواران و نجات جهان باید از اجتماعی دستکاری انسان مواد. همین دلیل است که همه مردم باید تمایل به تبدیل شدن به همان یک بولدوزر کار نمی کند و در بهترین حالت آن در سنگ و یا جنگل. تصادف کوچک است که بسیاری از Negro رهبران به عنوان بی رنگ ما سفید رهبران و همه بیش از حد بسیاری از سیاهان یکی می داند باید کسل کننده ستیزه جویی نسبت به منحنی و هنر شخصیت همتایان خود تا به حال حتی 10 سال پیش. این misapprehension که آنها در ماه مارس است که زمان در کنار نگرو. اگر او نفرت موجود است و فردیت خود را کاهش می یابد منطق این سن باید پیشرفت او را برای اولین بار به برابری و سپس به قدرت (می رود استدلال) چرا که این مرکز باعث می شود آن را کسل کننده تغییرات از طریق گناه و از طریق نیاز دارید. از آنجا که Negro در نهایت موفق به نفوذ وجدان بهترین سفیده و پس از بدترین سفیده محدود ما نیاز به اعطای Negro او برابری یا نزول کمی سریع تر به یخی bogs از جنگ سرد و سیاه پوست می داند که او باید صرفا میمون از عوامفریبی سفید بورژوازی و او برنده خواهد شد. آن است که بخشی از misapprehension. در عمل پنهان خود Negro نمی تسریع پیروزی خود را تا آنجا که او در حوزه طعم و مزه آن.

جریمه خطبه. کاربرد آن به تئاتر است و نه محرمانه. سیاه پوست گرایش به برتر به عنوان یک سرگرم کننده و تحتانی به عنوان یک بازیگر. بدون نیاز به بحث در مورد زمینه های اجتماعی; واضح است که Negro تا به حال تقریبا هیچ فرصتی برای توسعه به عنوان یک بازیگر تا چند سال گذشته و مقايسه آن است که تا حد زیادی بیشتر ناعادلانه اما از آن ساخته شده است با این وجود به دلیل Negro نمی کند به طور کلی فاقد صلاحیت حرفه ای به عنوان یک بازیگر او فاقد آرامش است. بد نگرو بازیگر به یاد یکی از هیچ چیز به اندازه بسیار بد سفید بازیگر: او orates, declaims, stomps, جیغ prates bellows و متصل می شود احساسات خود را خصوصی باقی می ماند برای خود طعم نامشخص است و یا به طور مستقیم توهین آمیز به معنای از بازی او در یک قلدر.

حس از خود

در حال حاضر این است که کنجکاو است. چرا که بزرگترین هنرمندان در امریکا شده اند نگرو و بهترین ها را از سفیده سیناترا و…. و غیره. — من حاضر به ایجاد یک لیست در اینجا — نمایشگاه خود را آشکار و بدهی هر وقت آنها را صدا. سیاه پوست سرگرم کننده به ارمغان آورد خلق و خوی و تمپو, حس, خود, گوش مخاطبان است. این آهنگ در تغییر لحظه ای شد که نما به عنوان تبدیل گوشت در خود و یا در یکی دیگر از. فوق العاده بود غنای صمیمی معنی آنها را می تواند به یک پاپ لحن. آن میوه خود میوه Aesopian زبان. با استفاده از به کارگیری کلمات از آنها انتظار می رود با سفید, سیاه پوست ارتباط بیشتر با صدا از خود کلمه است. یک جمله ساده وعده داده ثروتمندترین فرصت به حس خود را از نکات دقیق وظریف است که آن را اگر جمله ساده صحبت نمی کنم بیش از حد به وضوح در آن زبان است. به حدی که معنای مبهم بود صدا می تواند رستگار. برای معنی بود وحشی در خطرات آن است. پشت گلو در حذف نمک از زبان, بود, جمله, graven در کام: سفید, مرد, من می خواهم به شما را بکشند. Ofay شما می میرند.

بنابراین سبک آمریکایی سیاه پوست در زمان خود به شیوه ای انتزاعی. که در آن حکم گفت: این مرد گفت: بسیار; که در آن کلمات روشن بود فرد خالی بود. سرگرم کننده رونق بازیگر بود کوتاه قد است. سیاه پوست غرق در خطر از گذشته خود خواهد بود بدیهی است که در ترس از ورود به قفس رسمی معنی; او به سختی می تواند آن را انجام دهد با آرامش عمیق یک بازیگر بزرگ است. این یک چیز است برای اولیویه به شکوه اما برای یک سیاه پوست آن است که به سادگی بیش از حد خطرناک است. احساسات banked به خفگی در قلب او هرگز به دور از فوران. بنابراین او صحبت می کند و سفت او declaims او را انکار می کند خود فرد است. در حال حاضر شما و یا من می تواند نقطه به نقطه Sidney Poitier, به کانادا و لی خوب بازیگران “کشمش در آفتاب” به لحظه های “سرد جهان” برای این که من می دانم. یکی صحبت می کند دقیقا از یک گرایش. هیچ چیز دیگر. (که احساس تمایل انقباض قفسه سینه خود و یا گرفتگی عضلات پای خود را?) تنها ذهن این مرکز می گویند فردا که من گفتم همه Negro بازیگران بد هستند. اما این من اصرار دارند — آنها تمایل خود را به خوبی. و در “سیاه پوستان” این گرایش تشدید شده است.

در نظر گرفتن احساسات از بازیگران زمانی که آنها باید مطلق خطوط مانند زیر برای یک مخاطب:

“امشب ما تنها نگرانی خواهد بود برای سرگرم کردن شما می باشد. بنابراین ما باید به کشته شدن این زن. وجود او نهفته است.”

“شما فراموش کرده اید که من در حال حاضر زدم از جرم من تا به حال به پایان برساند قبل از اینکه شما وارد شده اند از آنجا که شما نیاز به یک تازه جسد برای هر عملکرد.”

“و شما را رنگ پریده و بی بو مسابقه, نژاد, حیوانات بدون بو و بدون طاعون از مرداب.”

“ابداع و نه عشق اما نفرت و در نتیجه آن را شعر از آنجا که تنها دامنه که در آن ما مجاز به کار گیرند.”

“اگر من مطمئن ایجاد کرد که ضربه زن به منظور بالا بردن این واقعیت است که او یک زخم بد بو, ضخیم-lipped, حمله-بینی نگرو و خوار و guzzler از سفید پوستان و تمام رنگ های دیگر …” ♦

ادامه در زیر…

تئاتر: “سیاه پوستان” قسمت 2
18 مه 1961

هفته گذشته من به شما سمت چپ — کسانی از شما که پیمایش خطرات از پرشکوه نثر — با یک وضعیت که بود-jazzed عنوان پایان یکی از آن 12-قسط سریال های ما استفاده می شود به نشستن طریق در بعد از ظهر شنبه در محله خانه. سیزده Negro بازیگران در لبه یک صخره موظف به چنین مطلق نبات به عنوان:

“امشب ما تنها نگرانی خواهد بود برای سرگرم کردن شما می باشد. بنابراین ما باید به کشته شدن این زن. وجود او نهفته است.”

و یا:

“اگر من مطمئن ایجاد کرد که ضربه زن به منظور بالا بردن این واقعیت است که او یک زخم بد بو, ضخیم-lipped, حمله-بینی نگرو و خوار و guzzler از سفیده … “

این یک معامله بزرگ به درخواست یک جوان سیاه پوست به بازیگر است که او را شناختی پیچیده به درک یکی دور می توانید با استفاده از این در نیویورک که ما خشکه مقدس و قلدر زده دود-رهبری کسل کننده humorless مرگبار خشونت-سازش و همه اما کاملا فاسد شهر معروف خود پروژه های مسکن است که مشهور هستند به عنوان زشت ترین معماری در تاریخ مرد معروف آن شهردار Walkie-Talkie باب معروف کمیسر پارک Newbold “Stringless” موریس معروف آن Fuehrer, R. موسی شاه از بتن و معروف آن پلیس و مافیا (شادترین ازدواج uglies در یک قرن) معروف آن رفع معروف tor تلاش های قهرمانانه قدرت به تمبر از تهدید که حلقه ای از قهوه خانه غارها که در آن ضربان یادگیری به طرح و بطور سه برابر آن معروف, روزنامه توتالیتر به lashings — آنها را چاپ هر سخنرانی است که خالی از خوب نثر — بله این شهر معروف است به طوری افاده زده و پس از تبدیل به سنگ شده ساخت یک شهید که یکی می توانید دور با نزدیک قتل است. هیچ کس خواهد شد “سیاه” و یا وجود دارد خواهید بود تظاهرات در پاریس. هیچ کس برخاستن از مخاطبان به اعتصاب بازیگران برای توهین به مقدسات. هیچ اشرار را رنگ صلیب های شکسته در خیمه. سنت مارکس’ تاتر است 200 نفره یا کمتر اما اگر لازم 500 پلیس خواهد گشت زنی در خیابان برای حفظ “سیاه پوستان” رفتن. دموکراسی ما است و خواب الود هالک یک deadened پیر جانور لاشه با دو یا سه اعصاب زنده ، مانند مرگ یک بیمار دموکراسی نگه می دارد به درد آن اعصاب, دفاع از آنها. بنابراین بازیگرانی که بازی بخش نیست زندگی خود را در دست خود هر شب آنها را در رفتن و اضطراب که وضع سنگین شب من بازی را دیدم یک اضطراب است که در زمان پرش بلند از پدیده ای به غلط نتیجه گیری (که در ردیف جلو چشم من. اگر من صحبت از کشتن یکی بیشتر سفید من مرده خودم) آغاز خواهد شد برای حل قبل از واقعیت: “سیاه پوستان” امن است. این بازی به عظمت آن زنده خواهد ماند. آن را می دهد زندگی به این شهر است. وجود دارد بسیار کمی در زندگی واقعی در مرده خالی از سکنه دره از این سرطان زده شهرستان که یک نویسنده به عنوان فولاد در cruelties به عنوان سنت ژنه می دهد در حال بازگشت به شهروندان است. در 20 سال پزشکان ممکن است کشف که آن را نه تنها برای برداشتن توموری که موجب صرفه جویی در بیمار اما ورود چاقو. سرطان رشد در دو دلی و بازداشت توسط هر روح از رعد و برق در حال حاضر در یک عمل. سرطان نیز دستگیر پاسخ همین دلیل است که شاید سرطانی همیشه به دنبال ایمان و نمی خرس سوالات. استبدادی موج قرن بیستم دیده می شود ممکن است یک قرن از در حال حاضر اگر ما هنوز هم وجود دارد, به عنوان بازتابی از اضطراب قبل از اینده عجله از این بیماری یک بیماری که یک بیماری نیست اما از دست دادن خود بر خلاف مرگ دیگر علل سرطان یک شورش از سلول. آنها حاضر به قبول خواهد شد و شأن و میل در این پروژه از کسی که آنها را شامل. آنها خیانت بدن چرا که آنها از دست داده اند و ایمان در آن است. بنابراین در اوج ناامیدی مردی که شامل چنین بیماری متوقف می شود وجودی متوقف به مراقبت در مورد یک انتخاب شخصی در مورد ساخت یک تاریخ شخصی و ترجیح میدهد به جای آن به ارائه خود را به یک موسسه یا ایمان خارج او را به این امید که آن را جذب باغی نفرت از خود بودن. تبدیل انسان به جامعه به او را نجات دهد تنها زمانی که او بیمار است در. تا زمانی که او زنده است او به نظر می رسد برای عشق. اما کسانی که در حال مرگ از inanition خستگی و نا امیدی و یکنواختی و یا ناتوان کننده شکست نوبه خود به کلیسا به FBI به قانون, به نیویورک تایمزبه رهبران مستبد به فیلم مورد دریایی سپاه و یا به رقابت برای فضا است. برای قرن ها شده است و جامعه به رخ کشیدن است که اگر آن را نمی تواند نجات روح انسان است, آن می تواند حداقل تا مطمئن شویم که او از دست دادن آن است. همیشه از عیاشی شکست خورده در رم و آخرین انحطاط امپراتوری استقبال اجنبی در جهان غرب شده است نسبتا ساده و در یک جامعه از روح حکومت جامعه است. اولین کلیسا و سپس اصلاحات و سپس سرمایهداری و کمونیسم Facism و در آخرین طب-علم-و-مدیریت. اما آن را به عنوان تکامل یافته بنابراین جامعه استفاده می شود تا آن ایمان را در خود دارد. امروز مدیران نمی دانند آنچه را که آنها را مدیریت و نه آنچه که خود مناسب هدف دانشمندان در حال gored توسط هایزنبرگ اصل عدم قطعیت که در امر دولت است که ultimates توسط خود طبیعت نیست و قابل اندازه گیری و پزشکی شروع به دست و پا کردن در ناتوانی در درک قابل توجه آن ناتوانی جنسی قبل از سرطان است. مدرن ادیان تجدید نظر به mediocrities که ذهن بیش از حد کسل کننده به درک که آنها در حال ارائه پاسخ نمی اما سرکوب سوالات; بیشتر حساس به نوبه خود به ادیان و کوچک به عنوان آنها فرو عاطفی تناقض: “من نمی توانم تحمل کاردینال طلسم, اما من می پرستمش دوروتی روز است.” سرطانی که تمایل به نگاه فاشیستی به پلیس و پلیس مخفی krieg در برابر جرم و جنایت و فساد و کمونیست ها.

مانند ریش تراش

“سیاه پوستان” زندگی می دهد به دلیل آن است که یک کار برداشت که تکه مانند ریش تراش; این کاهش در یکی از طریق سرطانی دود جزئی سند چشم انداز و کم نور ایمان است. آن است که یک معضل به لیبرال ایدئولوژی vomitorium برای راضی. النور روزولت بیمار می شود, جیمز وکسلر ممکن است عرق فرماندار لیمن را ترک کند. این بازی سرگرم ممنوع کابوس لیبرال: چه ارباب عزیز اگر ارتجاعی درست است و مردم در حال وحشتناک است. هنوز با همان نفس آن انقلابی است. ژنه را unconcealed glee در نوبه خود از قدرت را از سفید به سیاه پوست را به اتهام پارانویا از ارتجاعی که او ممکن است دچار یک حمله قلبی.

در عین حال به عنوان یکی اصرار دارد آن را امن است. این رشد در کشورهای ما توتالیتر آزادی رستگار خارج از تناقضات که خفه آزادی ما. از آن خواهد شد یک عصب است که موفق به تامین زندگی معنوی شهر و ao زنده نگه داشتن آن. یکی ممکن است امید, بازیگران شروع به حل و فصل را به قطعات خود را و شروع به ارائه محيطهای کشت مغذی آنها می تواند به تقریبا هر خط توسط سنجش نشانه خود را به جای چیدن آنها را با savoring خطوط خود را به جای مسابقه بر آنها و با شروع آن کار است که سرمایه گذاری واقعی بازیگر خصوصی که تلاش تخیل برای ایجاد یک زندگی واقعی برای شخصیت آنها در حال بازی یک زندگی آغاز می شود که قبل از بازی را تحمل و پس از آن و خیس در تغییر خلق و خوی در حال حاضر به عنوان آنها عمل قطعه. شب من دیدم “سیاه پوستان” بازیگران خوب بودند هر زمان آنها شد و هنرمندان. زمانی که آنها شعار می دادند در اتحاد زمانی که آنها رقصید وقتی پریدم از پلت فرم به پلت فرم نقل مکان کرد و در طراحی رقص شروع می شود و streamings دودی سیگار بیش از catafalque از جسد به خلاص شدن از بوی او را به قتل گوشت آنها اول بازی به زندگی تولید شد, غنی, رنگ های اضافه شده به اسکریپت. اما در گفت و گو به خصوص در طولانی آرام امتداد نیم ساعت اول آنها تنش و بدون فردیت. هیچ جذابیت شخصی هیچ حیله گر نابودی یک دیگر توسط نوبه خود یک صدا و یا آهسته بخند هیچ روانی شوخ طبعی به تکه فرض دیگری را بیان هیچ بدنی تحقیر هیچ هوایی کافی بود به نفس. سیاه پوست مانند ذن استاد است از ضرورت هنرمند از قرار دادن پایین. اما این هنر و صنعت این فضیلت — به جرات می توان سادیستی به منظور حفظ صحت — که بسیاری از دست رفته است. این بازی به عنوان پیشنهاد شد در هفته گذشته سوار lividly, gracelessly, عصبی, بیش بهترین از ژنه را از گفت و گو خود را متوقف می شود و شروع می شود گل و شلاق.

غنی از امکانات

اما ممکن است بازیافت. این بازی سرشار از poasibilities برای یک بازیگر بسیار غنی آن را تنها می تواند در بهبود ارائه بازیگران جدی در مورد کار خود را. در ماه های آینده اگر آنها پیدا کردن خود را تولید می تواند تبدیل به یک اصلی قطعه.

به عنوان یک درام منتقد است که در اینجا موظف به تعظیم. بیش از دو هفته گذشته 4000 کلمات نوشته شده است. یکی صعود راه خود را بیش کوچک, مقالات در نگرو به عنوان بازیگر و سرگرم کننده از دست دادن روح در گروههای اقلیت و رذیلت از شهر ما منطق از سرطان; یکی حتی sermonized بیش از آینده “سیاه پوستان.” اما نه یک کلمه به طور خلاصه داستان بازی. نه یک خط خاص از انتقاد در مورد ژنه را masteries و فاقد.

آن را به یک کیسه بزرگتر از کلمات از این را به حساب و تاب, قاب درون دایره در خط داستان “سیاه پوستان.” حتی پس از آن یکی نمی تواند مطمئن باشد. پس از این تلاش باید هنوز هم برای رقابت با رذیلت ژان ژنه من اینجا نقل قول از توضیحات در نیویورک هرالد تریبیون:

“یک گروه از بازیکنان رنگی enacts قبل از هیئت منصفه سفید-نقاب سیاه پوستان — نمایندگی در کاریکاتور یک مبلغ اسقف جزیره فرماندار طور کلی والا ملکه و کوتوله lackey — the تشریفاتی قتل یک سفید که آنها متهم شده اند. زمانی که آنها باید بازی خود را عجیب و غریب و وحشتناک جرم آنها به نوبه خود به قضات و آنان را محکوم به مرگ است. سپس — با مودب adieux به تماشاگران — آنها رقص با 18 قرن ظرافت یک Mozart minuet که با آن بازی شروع شد … “

این نمایشگاه برای یک پاراگراف کوتاه. و آن امتیاز این راه به بدترین تناقض در ژنه. او از یک طرف شجاع و نویسنده بزرگ با یک حس بی امان که در آن بدن به خاک سپرده شد. او همچنین یک نامعقول, بدون مو, خیس در چی چی, عاشقانه هر عطر که پنهان بوی مرده به همان اندازه به عنوان بسیاری به عنوان او را تحسین کردند. اول عشق است هنر نیست اما سحر و جادو. او باعث و سپس mystifies امتیاز به گل و smuggles ریشه. یک بوکسور است که برنده هر دور در نقاط و هرگز مجموعه خود را به اندازه کافی بلند به پرتاب سه مشت های خوب در ترکیب ژنه بهترین برداشت ها را به دنبال خود بدترین. یک خط است که در جهانی ضربه توسط یک سخنرانی بیش از حد خصوصی برای آخرین معشوق به درک. مانند آلن گینزبرگ او دیوانه کننده است. در وسط قدرت واقعی گوز; در عمق یک خلق و خوی می آید یک عطسه. شکنجه و تاب خود را از سیستم عصبی ارائه شده که با افتخار به عنوان مخلوقات خود را; او به نظر می رسد نه تنها برای هنر بلکه برای درمان. با بهترین در جهان و بهترین بازیگران, هیچ کس در مخاطبان همیشه می تواند درک هر خط در هر یک از آثار خود را حتی اگر یک بازگشت ده بار. او عمدی است منحرف. او ذهن یک استاد و رفتار باطل و بیش از petted کودک است. بنابراین پاک کردن مطمئن اظهارات خود کار هرگز نمی تواند یافت می شود و یکی از حواس با کل یک دانشکده مهم است که آنها وجود دارد یافت می شود. هر یک از ظریف حقیقت این است که با دقت و فلج دروغ او باد در مورد آن هر ادعای نیروی کاهش یافته است, را به زانو در یک سورئالیست آچار معنای.

آرچیبالد: کشش زبان ما را تحریف آن به اندازه کافی برای قرار دادن خودمان در آن و پنهان کردن در حالی که استادان قرارداد آن است.

به عنوان ژنه می دهد, او طول می کشد دور به او ارائه می دهد سبک خود را چوک با وجود. او نمی تواند در نهایت این پیشنهاد را کسی دریافت نمی خواهد آن را سزاوار است. بنابراین او می سازد عمارت از هنر خود و دفن آن را تشویق می کند رم از یک گله فیل ها, rouses اعصاب ما برای یک آخرالزمانی لحظه ما را با یک entrechat. به رضایت بخش جان کندن هنر باید مصمم جزئی یک سنگ به درستی جلا خوشمزه مجموعه. ژنه می اندازد باز کردن یک قفسه سینه; همانطور که ما آماده به تنگه ما کشف سکه های گرم تنظیمات به جواهرات را سم در نقاط خود را.

یکی نیست صرف یک جوانان به عنوان یک دزد خرده پا را از مردانگی به عنوان یک مجرم در زندان پس از دیگری بدون جذب viciousness از جهان در حال مرگ. ژنه بیوگرافی است که شخصیت او بود هرگز آن را بیشتر از آن. تعجب کوچک که سارتر می تواند نوشتن یک کتاب 600 صفحه در ادای احترام. ژنه است که ما وجودی سنت. اما او detestation جهان زکام کامل ارگان امکانات. او می تواند تبدیل به بزرگترین نویسنده زنده است اگر تنها او جرأت اگر تنها او قراردادی زبان به نقطه به جای کشش آن است.

در “خروس” تمام بازیگران نگرو. پنج تصور می شود اما در حال سفید تنها به عنوان بهانه به عنوان ماسک. در مرگبار دیالوگ بین سیاه و سفید است که مانند سوسو زدن اجرا می شود از تابستان رعد و برق از طریق بازی هرگز تجربه آن را به عنوان می تواند بود: لحظه ای که از ترور زمانی که سیاه و سفید با یک دیگر با روشن اسیدهای ناخودآگاه خود. شاهد گفت و گو بین سفید و سیاه پوست زن سعادت:

“ملکه (الهام): همه همان افتخار من زیبایی من زیبا تر از شما! هر کسی می داند که من می توانم به شما بگویم که. است بیشتر مورد تحسین قرار گرفته از اول یا بیشتر به استقبال و یا بیشتر تست. یا آراسته. ابر قهرمانان و فوت کرده اند برای من. من retinues مشهور شد. در امپراتور توپ یک برده آفریقایی با مته سوراخ کردن های من. و صلیب جنوبی یکی از baubles. شما هنوز هم در تاریکی …

سعادت: فراتر از آن است که هم شکسته تاریکی بود که متلاشی به میلیون ها نفر از سیاه پوستان که کاهش یافته است به جنگل بودیم و تاریکی در فرد است. نه تاریکی که در نبود نور اما با مهربانی و وحشتناک مادر که شامل نور و اعمال است.”

و کمی بعد ملکه:

“نشان می دهد این وحشی که ما هستند چرا که ما احترام به نظم و انضباط و نشان می دهد که سفید پوستان که در حال تماشای ما هستند که ارزش اشک خود.”

این می تواند عظمت تراژدی یونانی. در چارچوب آن بازی نمی کند. یک ساعت در یکی از این کشورها از گذار بین بیداری و خواب است. دو اصل فراموش نه مخالفت با یکی دیگر; در عوض یک از سه بازی نوری لرزان. سفید معتقد برابر سیاه است اما واقعا سیاه و سفید-در-سفید-ماسک ضد سیاه و غیره می شود سیاه و سفید در برابر سیاه و سفید. پیچیدگی بسیار به دست آورده است; مقدار نیروی از دست داده است. این ماسک ها نه محيطهای کشت مغذی و مبالغه تراژدی یونانی آنها وارونه فرم. احساسات تحریک در مخاطب هرگز نمی آید به تمرکز اما چرخش به تله.

بنابراین با عمل است. یک گروه از سیاهان که انقلابیون. آنها مرتکب یک مراسم قتل هر شب. اما آنها همچنین بازیکنان که سرگرم جهان از سفید سلسله مراتب نصب شده به معنای واقعی کلمه بالاتر از آنها بر روی صحنه است. آنها در سرسپردگی به آنها و در عین حال آنها نیست. برای مخاطب هرگز نمی تواند کاملا فراموش نکنید که سفیده واقعا سیاه پوستان-در-سفید-ماسک. یکی خواسته است به نظر در یک موضوع است که ممکن است مرکزی در لحظه ای از قرن بیستم: عبور از قدرت از سفید به کسانی که به او ظلم شده است. اما این موضوع ارائه شده است در وب سایت رسمی تناقضات و رسمی تبدیل می شود به اندازه کافی پیچیده به یک بازی به خودی خود.

Pirandello هرگز این اشتباه است. رقص خود را از آینه بود که همیشه ساخته شده بهانه که شل و ول purposively جزئی. اگر یک وسواس است که با طبیعت متناقض از واقعیت مخاطبان باید اجازه داده شود تا با توزیع سطحی واقعیت به منظور بررسی عمق آن است. پیش زمینه در “سیاه” است که بیش از حد سرکوبگر. کسی نمی تواند آن را نادیده بگیرد. سفید و سیاه و سفید در مورتال رویارویی به مراتب جالب تر از این بازی از سایه ها ژنه به ارمغان می آورد به آن است. اگر او اصرار دارد با avant-garde غرور و افتخار است که او نمی خواهد را اذیت عمده topicalities از موضوع خود را و به جای جستجو کردن سوفل های لرزد تفاوت های ظریف یکی لزوما به تحسین. برخی از تم های ساده بر روی صورت خود, پیچیده, در, عمق, اصرار بر بازگشت به سطح باقی مانده و ساده است. قتل لومومبا در نتیجه ساده است. آن ساده است و آن را از خود راضی. آن را غیر قابل اجتناب است. یکی نمی تواند درمان آن را به عنوان یک پانتومیم برای باله بدون ساخت یک زیبایی قضاوت از رتبه اول. این امر می تواند یک فاجعه استراتژیک از مفهوم. بنابراین با ژنه انتخاب برای اضافه کردن minuet به آفریقا. یکی سمت چپ است و نه با تحسین شجاعانه خود را, اما با کسل کننده حس گریز. چقدر احساسات واقعی و پیچیدگی که ما می تواند داده شده است اگر تحت اللفظی سفید نگاه کرده بود در سراسر مرحله در تحت اللفظی ، او rhodomontades و معبد رستاخیز ما را ترک در نهایت با سوء ظن است که ژنه است نه فرار از عمیق ترین معاون فرانسه, ذهن, خود, تعیین, مهم نیست که چگونه به می گویند چیزی حتی اگر آن را پوچ است. و آن این است که معاون بیانگر شکاف در ژنه به عنوان یک هنرمند برای او از یک طرف اصلی در حال حرکت با یک توپر بلند در رسیدن به آن سرزمین های ناشناخته در لبه آگاهی ما و با او جزئی است یک سورئالیست, از بین بردن امکان آگاهی و حتی به عنوان او را ایجاد می کند.

تخریب ارتباطات

سورئالیست هنر محروم شایستگی آن نادیده گرفتن نفیس استعدادهای آن نقاشان و شاعران بستگی دارد و در خلاصه ای از آن جوهر در تخریب ارتباطات است. نگاهی به نقاشی و زمزمه “من خدا را ببینید در زرد” است سورئالیست; می گویند: “من خدا را ببینید در زرد چرا رنگ مرا به یاد آفتاب” است. فکر است دیگر یک مونتاژ از دو نامربوط معنایی اشیاء — آن را تبدیل به یک پیشرفت است. منطق منجر به کیهان شناسی که مرکز حیات خورشید است. البته اولین حکم مونتاژ تر است, دستگیری, یک شاعرانه تنش مانده است اگر یکی می گوید بیش از “من خدا را ببینید در زرد.” برای برخی از تنش جذاب برای دیگران نیست. هنر بدیهی است که بستگی به ناقص ارتباطات است. یک کار است که کاملا صریح و روشن است و نه هنر به مخاطبان نمی توانند پاسخ خود را با عمل خلاق تخیل که جهش دانشکده که برگ یک افزایش بیشتر استثنایی از زمانی که یک آغاز شد.

در سوررئالیسم جهش در ارتباط است ، بنفش سیب ما در نوشتن تصادفی salicious اسب و سوسک که کلاغ مانند ترانزیستور است. شارژ همراه بیشتر از صدا تر از معنی است. متضاد و irreconcilables متصل به یکدیگر مانند فلفل پاشیده در بستنی. تنها یک کام به مرگ نزدیک می تواند عصاره لذت بردن از طعم و مزه آن پوچ است در دهان ما فلفل و بستنی, اما حداقل آن جدید است.

قطع خشم

به عنوان فرهنگ مرگ آنها زده با قطع قسم خورده خشم است که انسانیت انسان در درون آنها. تا زمانی آن را به عنوان رشد می کند یک تمدن بستگی به بسط معنای سلامت آن نگهداری می شود با آگاهی از آن در دولت به عنوان آن می میرد یک تمدن باز می شود خود را به خشم از کسانی که خیانت معنای آن دقیقا به این خاطر که معنی شد و در نهایت به اندازه کافی واقعی به ارائه یک زندگی به اندازه کافی بزرگ است. زیبایی عمل شیفت از ایجاد معنی به نابودی آن است.

غرب ممکن است در حال مرگ است, اما هیچ کس انکار آن را عمیقا بیمار است. ما ساکن یک غول که بدن قدرتمند است که ذهن تقسیم شده است. مانند اسکیزوفرنی واقعیت است که دیگر پیوسته اما شکسته را به قطعات است که با یکدیگر ارتباط برقرار. سوسک که کلاغ مانند ترانزیستور است. گفت: با صدای بلند توسط یک بازیگر مرد در یک تئاتر 80 نفر را به نشستن در سکوت 20 ممکن است خنده در راه های مختلف. معنای این است که مانند یک icepick مورد استفاده در ترانس مداری برش قسمتی از مغز. جراح نمی داند آنچه که او انجام شده است. او درج ساز خود اسلش مغز severs روانی ساختار و خودسرانه ارتباطات جدید. بیمار برگ در کاهش خشونت و قطع از روح خود را. معنی نابود شده است اما با معنی, کمی, کمتر, او قادر به زندگی می کنند کمی با آرامش بیشتر — در یک سطح کاهش می یابد از بهترین خود را.

بنابراین یکی می تواند استدلال می کنند توابع درمان این هنرمند سورئالیست از دادا از ضرب و شتم. Jaded deadened قطع از ما ریشه dulled در سربی خشم ساکن مرکز بیماری از سن آن می شود بیشتر مشقت بار در هر سال برای ما به انجام متمدن عمل کمک به جمعی معنی. ضربه برای از بین بردن حرکت های جدید هوا به خلاء و هنر بهترین قراردادن موشواره, آرام, تمام, اما فلج بین تنش به ایجاد و اصرار است که نقطه مقابل آن است. چگونه به خوبی ژنه مجسم معضل است. از تنش از خود جسم او باعث می شود چرخ زدن از هنر خود را ارائه معنی به منظور حرامزاده آن را تا زمانی که در پایان ما در معرض خطر هستند از بودن با چپ خیلی بیشتر از این خودشیفتگی از سبک خود را. چگونه یک نویسنده چگونه شنیع یک قفس. به عنوان یک تمدن می میرد آن را از دست می دهد و زیست شناسی آن. به همجنسگرا بیگانه از بیولوژیکی زنجیره ای می شود مرکز آن است. هسته اصلی این شهر ساکنان توسط یک شبح که حواس در انهدام اعصاب خود را که تنها راه بازگشت به زیست شناسی است که برای از بین بردن بودن در دیگران است. چه بی رحمانه سرنوشت برای ژنه که او هنوز هم می سوزد با یک خلاق گرما برابر با خود detestation جهان است. مناسب جهنم او ساکن است به یک هنرمند و یک جزئی از بدن است که در آن او نشسته است و قفسه سینه از یک غول و انگشتان پا متأسفانه از یک استاد رقص. ♦

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de