Jean-Michel Basquiat, 1960-88

Jean-Michel Basquiat, 1960-88
30 اوت 1988

پس از یادگیری از 27 سال نقاش Jean-Michel Basquiat تصادفی مرگ با مصرف بیش از حد مواد مخدر در هفته گذشته چه من زندگی می کنند بارها و بارها بسیار شنیع و hideously احمق شرایط اطراف خود زودرس و مرگ و نه این واقعیت است که پس از شکوه و جلال بسیار مانده است با کسی که خیلی جوان است. او یک پر جنب و جوش, نقاش, پیچیده, هنرمند که در کار تولید این بدان معنی است که بیشتر به بیننده به نظر من نسبت به ملاقات چشم. اما آنچه که من از دست رفته شد بلافاصله این رقم از ژان خود یکی از زیبا ترین مردان جوان — با یکی از اصلی ترین ذهن — من تا کنون ملاقات کرد.

آن آغاز شد و با چشم خود. من آنها را دیدم — و او — برای اولین بار در بروکلین وطن ما. قبل از هرگز و هرگز پس از من کسی را احساس چشم پیرس آگاهی من در چنین مستقیم و به طور مستقیم و شخصی در راه است. به دنبال در سراسر اتاق در او و او در من و من دیدم تا حد زیادی سفید مهمانی که در آن ما ایستاده بود رشد کوچکتر; دریا از چهره ها که نگاه کنید نه مثل مال ما شد یک نیروی است که ما را در تشخیص هر یک از دیگر به درجه ای ساخته شده است که حداقل من طرف گفتگو توقف و با آب و تاب ، گاهی عشق در نگاه اول است که می خواهم.

و آن را در نگاه اول بیش از حد است که شما متوجه ژان زندگی می کردند زندگی خود را به عنوان اگر او تا به حال هیچ چیزی برای از دست دادن. در همان حزب او جایگزین نوار در حال بازی — دبوسی — با یک خراش bootleg ضبط شده توسط Sex Pistols. به عنوان او رقصید در مورد تنهایی, من تو را دیدم او از گوشه چشم خود را به ببینید که چگونه دیگران را به آنها وانمود خواهد نه واکنش نشان می دهند به عینک از dreadlocks, رنگ هایش khakis و قهوه ای دست و پا کند. آن را به عنوان اتفاق افتاده است دیگران واکنش نشان نمی دهند. اما بعد از آن دوباره او را متوقف کند ،

که تصویر جایگزین شد در سال های بعد با تصویر هنرمند به عنوان کالا enfant terrible, بد, سیاه, سگ ماده تند و زننده لوت جذاب gadabout. در ابتدا با شناسایی یک گروه از هنرمندان که به “آبی تراشه” وضعیت از طریق تلاش های خود را به عنوان نقاشی های دیواری چریک (ژان ژانر: SAMO در همان قدیمی گه) او به سرعت در حال پیشرفت به دیگر اشکال از ویژوال بیان. او نقاشی و مجسمه به چالش اروپایی ایده “بدوی”; به عنوان یک شاگرد Dubuffet و Twombly او می خواست به قهرمانان خود را سیاه و سفید صورت از تاریخ خود را.

آن را به طور فزاینده دشوار است و سپس به دیدن او در سراسر شلوغ اتاق که در آن بسیاری از نقاشی های خود را — در یک زمان کوتاه — loomed. تصاویر او ایجاد شده همیشه طنین انداز برای من چرا که آنها بودند که حقیقی ترین نمایندگی از “Negro” از نسل من. در گذشته خود را نشان می دهد, نقاشی با کلماتی مانند می سی سی پی و آفریقای جنوبی الماس ظاهر می شود بارها و بارها در اشاره به آنچه که خریداری شده به فروش می رسد و زندگی در خارج از جهان از بوم خود. من فکر می کنم این کلمات بودند استعاره برای موقعیت خود را در جهان تنها پس از آن بیش از حد. اما این درجه از خود آگاهی است نه آنچه که بسیاری از مردم را دیدم. بیشتر آنچه که آنها را دیدم یک پسر بچه بود بسیار مشتاق برای زندگی خود را برای شروع — همراه با عشق و اعتماد — که متاسفانه به اندازه کافی او می خواست به خرید آن است.

مرگ نه تنها اتفاق می افتد یک بار بلکه بارها و بارها به کسانی از ما که از چپ به صحبت می کنند مرده است. اما گاهی اوقات ما نیست. این تبدیل به یک زمان که در آن ما هستند بیشتر و بیشتر تمایل به صحبت می کنند به طوری که مکرر از یک رویداد اساسا چرا که به عنوان اوون Dodson یک بار گفت: “مرده را تبدیل به نشانه های ما دفن ساعت; زندگی ما مصلوب شدن.”

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de