هانتر تامپسون در یک خفاش: Fear and Loathing in Mayfair

ناصرو | No comments

هانتر تامپسون در یک خفاش: Fear and Loathing in Mayfair
مارس 19, 1975

مشهور Gonzo روزنامه نگار هانتر تامپسون سفر جهان در جستجوی داستان. در حال حاضر او در حال ارسال و اعزام بازگشت از جنوب شرقی آسیا به سنگ نورد. هر کجا که او هر چند تامپسون است که اغلب جالب تر از داستان او را پوشش. جان برادشاو یک روزنامه نگار بریتانیایی و نویسنده کتاب “سریع شرکت” یک کتاب در gamblers می نویسد: در مورد چند روز در زندگی از Gonzo روزنامه نگار — تامپسون داستان, در این مورد هرگز تحویل داده و رولینگ استون نوشت: $10,000 در هزینه.

ما جایی در برکلی مربع در یک شیرجه تزئین شده به مانند اوایل ’30s کوکتل سالن که مالاریا شروع به گرفتن نگه دارید. دکتر Gonzo تکیه wearily علیه نوار و پاک کرد و پیشانی اش را با پشت دست خود را. “بزرگ خزنده عیسی” او فریاد زد “این سرد عرق این زمان. آنها لعنتی بدترین. این شهر بیمار است. شما می خواهم فکر می کنم آنها می خواهم حفاظت از گردشگران از باطل اشکالات. لعنتی همه چیز همه جا. رالف, رالف, که در آن جهنم هستید ؟ من نیاز به یک دکتر. بلافاصله!”

رالف daisy mason هنرمند و مهربان پدرسالار شنبه آینده به Gonzo در نوار اسکن عظیم نوشیدنی های لیست. “نوشیدنی” او گفت:. “این لیست می گوید شما می توانید هر چیزی را از طلوع تکیلا به عقرب. باید آنها را هر دو. آنها به شما انجام برخی از خوب است.”

“من باید سه خونین مریم” گفت: Gonzo به مبهوت barman. “و من می خواهم بسیاری از آهک در آنها است. کمی fuckers نفرت آهک. طول می کشد سم از آنها. و رالف اگر که نیست کمک من نیاز به یک دکتر. من فکر می کنم من نیاز به یک دکتر به هر حال. من نیاز به یک تکان خوردن تتراسایکلین. من می دانم. من تا به حال مالاریا قبل از. این نوع از چیزی که شما برو در اطراف با.”

دکتر آبنوس و آقای daisy mason پرواز کرده بود به لندن دو روز قبل از زئیر جایی که آنها رفته بود به گزارش جورج فورمن-محمد علی مبارزه است. در حال حاضر نشسته در این تاریک, بار, بحث, هر زمان که Gonzo می تواند ذهن خود را خاموش او تازد مالاریا بود از مبارزه و خود را آخرین مهلت برای سنگ نورد روز بعد. “گه من از 10 ، 000 کلمات برای نوشتن برای فردا” گفت: Gonzo “و من حتی شروع نشده است. وجود دارد مقدار زیادی از زمان و چه بیاد پایین با این poxy شهر. لعنتی مالاریا.”

با توجه به گرم حساب بی باک duo زئیر شده بود شوم انتساب. آنها تا به حال به مبارزه راه خود را به خارج از کشور — “hand-to-hand combat” این است که چگونه آن را شرح داده شد — فقط مدیریت برای گرفتن آخرین هواپیما به لاگوس و نیویورک. در فرودگاه کندی ماموران گمرک مصادره یک جفت Gonzo را به تازگی به دست آورد tusks فیل هر چند او موفق به بازیابی آنها را با رخنه به آداب و رسوم ریخته و زمانی که افسر بود و پشت او تبدیل شده است. در نیویورک به آنها آموخته است که جان دیلی یکی از مبارزه را مروج و یکی از چهره های کلیدی در داستان های خود را در لندن خواهد بود و صحبت کردن با آنها وجود دارد. ورود در لندن به آنها آموخته است که دیلی پرواز کرده بود به نیویورک است. در حال حاضر ماندم, به قهوه ای در هتل آنها seethed و در انتظار بازگشت او.

“ما خوش شانس برای زنده ماندن است” گفت: daisy mason. “زئیر بود فرار باریک. کاملا به طور طبیعی زمانی که ما هواپیما و رفتن به قهوه ای را در نه صبح شکارچی سفارشات سه خونین Marys, ده, آبجو, بطری اسکاچ یک بطری وحشی ترکیه و تعدادی از نزدیکترین فاحشه خانه. آنها فکر می کردند او دیوانه بود و همه آن را در سراشیبی پس از آن. شب گذشته او را متهم به تلاش برای تجاوز به یکی از خدمتکاران و تیراندازی کبوتر روی طاقچه پنجره با مگنوم .44. امروز صبح من او را در رختخواب با یک دختر. در برخی از نقطه در طول شب او تا به حال کشیده شده یک صلیب شکسته در الاغ او را در جوهر پاک نشدنی. او کاهش یافته و زیر شلواری خود را به آن نشان می دهد به من. او می گفت که پوشیدن آن برای همیشه لطفا برای. من نمی دانم چقدر دیگر لندن را قرار داده تا با ما. من آن را دوست ندارم. ما در حال گرفتن بسیاری از عجیب و غریب به نظر می رسد در لابی هتل.”

دکتر Gonzo سفارشات دیگر دو خونین مریم و می گوید که او را برای رفتن به توالت. “نگه داشتن چشم خود را بر روی متصدی بار” او می گوید: به daisy mason در راه است. “من فکر می کنم او را به تلاش برای تقلب در آهک. اگر او قرار داده نمی شود و در به اندازه کافی به او شلیک.”

“چه مدت می تواند او را در رفتن مثل این ؟” کسی می پرسد. “خوب” می گوید: daisy mason “این خوب نیست. من می خواهم بگویم یکی دیگر از 50 سال است. او را ضرب و شتم خود را به جهنم میرند مسالمت آمیز در خواب خود را در 90 و همه می گویند او دقیقا آنچه که او سزاوار. اما او هرگز این بد است. من دیده ام هرگز او را به این دور قبل. مسیح در زئیر او مطلق تهدید.”

دکتر Gonzo می گرداند به بار طول می کشد یک جرعه از نوشیدنی خود و glares در barman. “به اندازه کافی وجود ندارد آهک در اینجا,” او می گوید. “آیا شما می خواهید کمی حرومزاده به فرار؟” او با پوشیدن لویس یک بررسی پیراهن یک نوع هوشمند کانادا جنس ژاکت زنانه با مبهم مطبوعات خارجی نشان در جیب تنیس, کفش و عینک رنگی. ریزش مو او نگاه سالمندان ورزشکار با شاید یک فصل دیگر در او.

“گه من احساس وحشتناک,” او می گوید. “من خواب برای سه روز. و در حال حاضر این مالاريا. من سزاوار چیزهای بهتر. رالف goddamnit یک دکتر به شما خواهد شد ؟ من می خواهم او را در اینجا در حال حاضر. به او بگویید که به برخی از تتراسیکلین با او. من می دانم که چگونه برای مقابله با این چیز. و من نیاز به برخی از کک. من نیز ممکن است هر احتیاط من می توانم. این یک گاییدن, پیچ خورده جهان ما زندگی می کنند. من نیاز به حفاظت است.” Daisy mason می رود برای پیدا کردن یک تلفن.

“من نیاز به یک قهوه ایرلندی” او می گوید: به barman. “اما من نمی خواهم هر مقیاس در بالای صفحه. فقط ویسکی و قند و قهوه داغ. من عرق سرد. عیسی l هستم آغاز به سند چشم انداز است.”

“چگونه بود مبارزه ؟” کسی می پرسد.

“چه مبارزه ؟” مومبلس Gonzo swilling کردن قهوه ایرلندی. “من هرگز نمی دیدم لعنتی مبارزه است. چه کسی برنده ؟ من نمی خواهم دعوا به هر حال. سی دقیقه قبل از آن آغاز شده است من به بلیط های ما به برخی از دیوانه wino من در لابی هتل. ذهن من در چیزهای دیگر چیزهای مهم. من می خواهم خریداری $1000 چمن روز قبل و پاره بود. آن چیزهای بد. زشت است. بنابراین من بازیگران آن بیش از آب از استخر هتل و رفت و شنا تا مبارزه بود. تحت شرایطی که در آن تنها چیزی که به انجام است. آن را مرتب کردن بر اساس از کشور که در آن شما باید بسیاری از گزینه های. وحشیانه محل پر شده با تعداد زیادی از بدخیم جهش, من خوش شانس برای فرار از زندگی من است ، سی سال از کار سخت در بهترین حالت. شما در حال نگاه کردن به یک مرد است که نگاه به چهره از مرگ — و سپس لگد او را در توپ. من خوش شانس هستم که به اینجا. آهنگ یک شب, لگد زدن از باز کردن در اتاق هتل من, چون من می خواهم از دست من کلید من شنیده ام این افتضاح غرغر کردن در راهرو. آن تاریکی زمین به دلیل فیوز منفجر کرده بود. من دیدم یک نور وجود دارد و سرکارگر راه رفتن پایین سالن با یک چوپان آلمانی در کنار او. من فکر کردم من توهم. من نبود. او راه می رفت بالا و پایین که تاریک سالن هر شب — brooding. در آن همه چیز مانند آن. این یک savage محل.”

Daisy mason بازگشت به می گویند دکتر اصرار داشت در Gonzo شخصا در شش بعد از ظهر. Daisy mason خود را به ترک. هنر مهلت قریب الوقوع بود. وجود دارد بسیاری از عقلای مجانین در سان فرانسیسکو, جیغ مانند banshees برای پوشش و daisy mason نمی خواهید به بیش از حد دیر است. او التماس Gonzo به مراقبت از خود را برای بازگشت به هتل و قفل خود را در تبدیل کردن تلفن و انجام برخی از کار. Gonzo تکان داد و دستور داد دیگر ویسکی ایرلندی.

“آیا دختران در شهر از او پرسید: وقتی daisy mason رفته بود. “من می خواهم به تجاوز به کسی. من نیاز به حدود 113 ارگاسم قبل از من می تواند انجام هر گونه کار جدی امشب.” او نگاه از پنجره به بیرون. “چه مجازات تجاوز به عنف در برکلی مربع؟”

دو ایرلندی whiskeys بعد از آن او به نظر می رسید به را فراموش کرده و شروع به صحبت خیاط. او نیاز به یک دست کت و شلوار او گفت: احتمالا دو. “بیایید چند بطری آبجو و پیدا کردن یک خیاط. ما نیاز به چیزی برای نوشیدن در حالی که من در حال نصب. شما می دانید چه خیاط می مانند. معنی حرامزاده. هرگز نگه داشتن نوشیدنی در محل.” او تبدیل به barman. “متصدی بار” او فریاد زد: “من نیاز به هشت بطری آبجو, Tuborg انجام خواهد شد و یک کاغذ قهوه ای کیسه برای حمل و نقل آنها.” او رسید به کیف پول خود را استخراج گذشته خود لایحه یک زئیر 10-فرانک توجه داشته باشید. “در این نگاه,” او گفت:. “شما مجاز به گرفتن فاک ارز به خارج از کشور. من را فراموش کرده. خوب چیزی که آنها را پیدا کند آن را بر من. مجازات آن حبس ابد.” او دست توجه به barman. “متصدی بار در اینجا من فکر می کنم این فقط در مورد پوشش آبجو. اگر وجود دارد هر گونه تغییر در سمت چپ نگه داشتن آن شما آن را سزاوار. شما باید یک کار کثیف. شما باید بسیاری از دیوانگان در یک مکان شبیه به این.” سالن منتخب به مشورت صاحب. “اگر آنها به علت هر گونه مشکل” زمزمه Gonzo “ما شما را هر دو حرامزاده را خارج و اجرای آنها. عقیم کردن fuckers. در فکر دوم ممکن است آن را آسان تر به آنها شلیک کنید. ما لازم نیست که مقدار زیادی از زمان.”

اما صاحب متقاعد شد و با در نظر گرفتن Tuborg در کیسه های پلی ما مجموعه ای خیاط است. در اتاق پشت مغازه خیاطی به مالک صبورانه گوش. “گوش دادن” گفت: Gonzo, جرعه جرعه آبجو “این مسخره ساده است. من نیاز به دو مناسب شاید یکی سفید و یکی سیاه. شما می توانید در برخی از خطوط اگر دوست دارید و یا برخی از نقطه رقص لهستانی پولکا اما هیچ چیز شیک. آنها باید به رئیس قمار باز مناسب. این که نکته اصلی که. من استفاده از آنها در سخنرانی تورهای. آنها باید برای ایجاد یک اثر فوری شما را در درک. من یک مداد و من در قرعه کشی آنها را برای شما.”

پس با صدای بلند و پیچیده مکالمه و یک سری از فراواقعی نقشه های وحشی چشم خیاط شروع به فریاد زدن کردند.

“گوش دادن” او گفت:, “من نمی دانم که شما و یا که در آن شما را از آمد اما من به شما بگویم که در آن به. رفتن به هالیوود و نگاه کردن یکی از استودیو costumiers. آنها دقیقا آنچه شما می خواهید هر چه که است. آنها احتمالا حتی آن را در انبار. سعی کنید MGM. آنها بسیاری از می سی سی پی gambler تصاویر.”

“مسیح” گفت: Gonzo کردن در خیابان. “در بسیاری از نفرت در این شهر است. بسیاری از dingbats و انجمن. ما باید مراقب باشید. آن را به یک مکان عجیب و غریب. که خیاط باید قفل شده است. او نیاز به شوک الکتریکی درمان حق دور. که توصیه من. Zap او هزار ولت دو بار در روز. او هرگز آن را در غیر این صورت. آیا شما از دیدن چشمان او ؟ زشت است. واقعا زشت است.”

خاطرات بقیه روز بسیار مبهم و مه آلود. در یک رستوران ایتالیایی Gonzo ارائه مالك و این فرصت را از یک بعد از ظهر در رختخواب با او را در ازای یک وعده غذایی رایگان. دکتر او را با یک باتری از قرص هر اونس کک و ویال از ویتامین B-12 است. ما روی بطری ویسکی مالت و ترکیه در اتاق خود در هتل و مرتب با یک آژانس اسکورت برای پنج دختر برای دیدار با ما در نیمه شب. نسبت به یازده شب ما با حضور شلوغ مهمانی شام در بلسیز پارک. ما تنها به حال شده است وجود دارد برای 15 دقیقه زمانی که Gonzo شروع به غرغر کردن چشم خود را تغییر به بالای سر خود را. “چه نوع از مکان عجیب و غریب شما مرا به” او فریاد زد. “آنها لازم نیست که هر گونه یخ در این مشترک نه یک مکعب. و بدتر وجود ندارد ویسکی. مسیح شما می توانید هر گونه شانس در این شهر است. شما رو به انجام خود را مشروب الکلی با شما در تمام اوقات. بیایید بیرون رفتن و گرفتن برخی از نوشیدنی. که در آن جهنم هستند و ما به هر حال است؟”

در این مرحله یک چاق اما دختر زیبا که در برخی از ویژه منحط مرحله در زندگی خود خوانده بود چند پزشک دیوانه scribblings ارائه شده ما را به تخت او را امیدوار کننده به عنوان مقدار ویسکی به عنوان ما می نوشند. مسیر در ماشین Gonzo استخراج ویال از ویتامین ب-12 از جیب خود. “ساقه برخی از این” او گفت: “آن بالا است. نگه داشتن شما را برای روز. آن را کاملا ضروری است. نگه می دارد ذهن خود را بر روی مسائل کلیدی است.”

دختر او به نام سارا یا اما یا آنابل ما هرگز خاص — تا به حال یک پنت هاوس آپارتمان در Belgravia. او ارائه شده ویسکی و بسیاری از یخ است. Gonzo تولید کک و گذشت دور آن در پایان یک ضامن. برای حدود پنج دقیقه آن صلح آمیز است. اما Gonzo و در حال حاضر به یک سوم اسکاتلندی ها به طور ناگهانی پرسید: اگر او می خواهم به مورد تجاوز قرار گرفتن. “شما آن را می خواهم” او گفت:. “شما که نگاه شما. من همیشه تشخیص آن را بلافاصله. شما می توانید آن را در چشم. این یک ترس نگاه کنید.”

دختر منتظر بودند اما کاهش یافته است. “چرا استفاده از خشونت” او رود. “ما نمی توانیم فقط به طور معمول؟”

“به طور معمول” او فریاد زد. “چه جهنم معنا است ؟ آیا شما برخی از نوع عجیب و غریب عجایب? من می خواهم به پاره کردن لباس های خود را, تجاوز جنسی شما, شما پاره از اندام اندام و پرتاب شما به خیابان. شما آن را می خواهم. باور من goddamnit من یک متخصص. من می دانم آنچه من انجام می دهند.”

این دختر نمی خنده. به جای عصبی او پیشنهاد کرد از آن زمان برای ما برای رفتن و لبه سمت تلفن. “من فکر می کنم شما می خواهم بهتر ترک,” او گفت:. “من شروع به مانند آن را در اینجا. شما می توانید اتاق من در قهوه ای است. این یک هتل خوب یک کمی دیوانه بسیاری از انجمن ها در لابی و رومینگ سالن اما کاملا امن من اینجا می مانم. فقط به من نشان می دهد اتاق خواب قبل از اینکه شما بروید.” دختر اما به نظر می رسید مصمم و شروع به فریاد زدن کردند. پر کردن کریستال خود را با به اندازه کافی ویسکی به آخرین سفر ما به سمت چپ. Gonzo چپ او پنج فرانک توجه داشته باشید برای عینک. “گه” او گفت: “در راه بازگشت به قهوه ای است, “آیا شما تا به حال اجرا در سراسر نپرداخته بود که قبل از ؟ یک سر مجنون. باید عدم وجود نور خورشید است. این سردترین شهر من تا کنون بوده است. من روح سرد است. و همه این crazies در حال اجرا دور است. چگونه می توانم شما را مدیریت آن ؟ من می توانم اینجا زندگی می کنند مگر اینکه من به شدت مسلح در تمام زمانها. نمی شود بی خطر است. وجود دارد بسیاری از عجیب و غریب خصومت اینجا. احساس می کنم آنها را در همه جا.”

دکتر Gonzo هتل اتاق نگاه کرد که اگر آن را به حال شده است, سرقت, تنها لحظه قبل از. وجود بستر همه جا خالی ویسکی بطری های متعدد بر روی فایل های مبارزه در زئیر پراکنده در unmade تخت و کف اتاق و لباس و روزنامه و مجلات و بنفش سینه بند پاره پاره شده نصف. “خدمتکاران همین حالا یک پا در اینجا دیگر” او گفت:. “آنها وحشت زده. من تنها شده است در اینجا برای دو روز و آنها مرا فرستاده این لایحه بود ، این است که عادی است؟” روی میز بزرگ IBM ماشین تحریر که فرستاده شده بود توسط سنگ نورد. “در آن دستگاه” او اشاره کرد “من می توانید نوع به همان سرعتی که من می توانم فکر می کنم. و من قصد دارم به فکر می کنم سریع می باشد. من فقط دو ساعت تا من مهلت است.” بالای میز روی دیوار Gonzo حال جا به جا یک پوستر بزرگ از مبارزه و perching precariously در یکی از عکس ها یک نشانه است که گفت: “خشم— ولتاژ بالا.” اتاق شبیه است که از یک مرد که تا به حال شده است وجود دارد برای چند ماه.

در حمام وجود دارد در حدود نیم اینچ از آب بر روی کف فرش شده. “نگاه کنید که” او فریاد زد: “هیچ سرریز خروجی. هر بار که من به نوبه خود در داخل آن مملو بر روی زمین است. پسر زیر باید رفتن دیوانه است. دو روز است که من و شکل آب باید بیش از سر خود را در حال حاضر. و بدبختی geek حتی زحمت به اطلاع مدیریت. لب بالا سفت. انگلیسی دیوانه هستند.”

نسبت به 3 صبح وحشی, درام بود که به آن پایان. تمام ویسکی تا به حال مصرف شده و چهار هیستریک تلفن تماس به شب پورتر تا به حال موفق به ارائه هر گونه اطلاعات بیشتر. Gonzo و در حال حاضر تصمیم گرفت که او را مجبور به بازگشت به خانه بلافاصله. “گه” او فریاد زد پرتاب ظرف غذا خود را به ضرب و شتم مورد “من می توانم هر چیزی انجام می شود در این شهر است. وجود دارد هیچ چیز برای نوشیدن در کل کشور, هتل سرکوب خیابان پر شده با گروههای مسلح خانگی. این یک پیچ خورده جای teetering در آستانه جنون. آن را زشت و بسیار زشت است. وجود دارد تنها یک چیز را به انجام دهد. رفتن به خانه. من هرگز در غیر این صورت کار. بزرگ خزنده عیسی آن باید هزینه سنگ نورد از 10 ، 000 $در حال حاضر در این داستان. من به آنها چیزی. من باید تو استخدام کسی برای نوشتن لعنتی چیز و خودم را نجات داد بسیاری از مشکلات است.”

او ضرب دیده تلفن گیرنده در بالا و پایین. “این است که دکتر Gonzo,” او گفت:, “من می خواهم شما به من در اولین هواپیما را به وودی Creek, کلرادو. تکیه بر کسانی که fuckers در فرودگاه. دریافت سنگین است. پیشنهاد رشوه. فقط به من در هر چیز رفتن غرب است. من در هر چیزی رفتن غرب است. و سریع در مورد آن goddamnit. من مهلت دیدار.”

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>