ژنه میلر و جدید پدر سروری

ناصرو | No comments

افکار: ژنه میلر و جدید پدر سروری
1 ژوئن 1961

آن است که به راحتی تصور ژان ژنه است که او یکی از آن دسته از هنرمندانی که به عشق ورزیدن واقعیت است که آنها با وسواس همیشه حاضر امکان آن بیش از حد خواهد شد به آنها خیانت.

نشسته از طریق بیش از حد طولانی شب از “سیاه” یا wending دقت و احترام راه را از طریق چاپ متون “Deathwatch” یا “خدمتکاران” ما در حال غرق احساس ما از بی اعتمادی خود را از ما; امتناع خود را به افتخار آرزوهای ما برای همدلی. در حال حاضر ما درک می کنیم که او به نظر نمی رسد به این باور است که آنچه ما انجام طولانی و در حال حاضر و دوباره او قطره و حتی بقایای او توجه و flails در ما. او محصور بی پروا و تعریف نشده دوجین یا بیشتر جوک; رد آنچه که او ممکن است در نظر به مرزهای حتی ذهن خود را. او می شود تهدید سرباز که ممکن است یا ممکن است با قرار دادن گلوله در تفنگ هایی که عمق خود را برای تحقیر دشمن است. البته زمانی که هوس می کند به او اجازه می دهد برای بارگذاری و آتش ما را درهم شکست.

مناسب متر

نورمن میلر بحث از “سیاه پوستان” (صدای, مارس 11 مارس 18) بود از این رو مناسب متر است. بین بازی و میلر را قابل تشخیص در واکنش به آن دونفری بود و در واقع آواز. ظهور و سقوط خود را انسجام و incoherence یکسان حملات خیره کننده و من فکر می کنم مهم خویشاوندی با نویسنده فرانسوی. این به ویژه در کون پذیرش عاشقانه نژادپرستی که نیاز به یادگار اجازه می دهد تا برای مفهوم “سیاه پوستان” در وهله اول.

برای, در این لحظه در هر دو طرف اقیانوس اطلس برخی از بهترین مردان فرستاده اند تا ضجه و زاری کردن که بسیار در رابطه با اختلالات از یک تمدن است که آنها واقعا نمی ايمان در دلهايشان را بدرستی توسط نیایش یا تازه “مرز” یا عتیقه “عظمت.” سنجش منبع اختلالات به طور عمیق تر از هر یک از آنها را عمدا تبدیل به سنتی مسیر تاریخ را بیشتر جدی مخالفت کارترین سایرس. آنها را انتخاب کرده اند روح و برادری از آنچه تعادل جامعه است که همیشه با خوشحالی به امید هستند “سر در گم”: روسپی pimps, دزد, و به طور کلی پایین-و-spongebob از هر اجبار. آنها خاص به خود را دارد در همه سنین بوده است که اگر خود منصوب “بالا” از جامعه به کلی فاسد است آن را به عنوان پس از آن طرف بهتر از جنون باید شرکت و deistic جشن “پایین.” تا آنجا که به آنها مربوط می شود, تاریخچه صرفا سهوا ارائه آنها را با مجموعه ای عظیم از fraternals در “سیاه پوستان.”

در میان Negro هنرمندان و روشنفکران که من می دانم این است که یک سودا نقطه مرجع. زندگی ما-خوردن احساس خستگی شروع شد البته ظاهر میلر را “سفید سیاه پوست” چند سال پیش شده است و fitfully تغذیه توسط کسانی که پژواک از جنبه های متفاوت از موضوع آن در “کمی مجلات” صدای روستااتاق زندگی می کنند و قهوه خانه: “سیاه پوست توسط hell-bent for suburbia و از دست دادن روح عزیز خدا خدای عزیز!” نلسون Algren موافق در چاپ با جوناس Mekas که “کشمش در آفتاب” از همه چیز یک بازی در مورد بیمه “پول” و/یا “املاک و مستغلات.” (این خاص پوچی این است که در رندر کمی کمتر ترسناک تنها با علم به این که افرادی هستند که صادقانه بر این باورند که “اتللو” است که یک بازی در مورد یک دستمال.)

عاشقانه سایه

اما به بحث در مورد این پدر سروری در همه یکی باید تاکید بی گناهی که از آن نگرش خاصی همواره بهار. ما قفل شده دور از یک دیگر و متاسفانه این واقعا عجیب است که ما به نظر می رسد به مانند پرتاب عجیب و غریب و عاشقانه سایه بر ویندوز است. چه چیز دیگری ممکن است Algren باور ظاهرا که مادی محروم سیاهان هستند به نحوی که تنها “true سیاهان” برابر میل به فرار ترسناک وحشت از گتو با خیالی اشتیاق مردم به متوقف بودن “خود” و “رسیدن به روانکاوان به عنوان سریع به عنوان سفید مردمی انجام” ؟ و بخشی از میلر قلم یک تئاتر تفسیر است که در برخی از معابر است که ابتدا با یک صاف و ساده پذیرش نژادی رمز و راز.

پس از او نوشته شده بود چه بود و قانع کننده در مورد “سیاه پوستان”: “… حقیقی ترین و بیشترین مواد منفجره بازی است که هر کسی که تا به حال نوشته شده است در مورد به نوبه خود جزر و مد و گناه و وحشت در قلب مرد … ” و پس از او انجام شد بلاعوض مفروضات مربوط به تمایلات جنسی از بازیگران, میلر, زیاده روی خود را به طور عمده به عنوان یک پیشرو کاپیتان جدید پدر سروری به سختی توقف حتی برای قرعه کشی برای ما برخی از مفاهیم غنی تر از ارزیابی خود را از ژنه کار می کنند.

در مورد خود

برای “سیاه” است که میلر به عنوان بخشی از مشاهده بیش از هر چیز دیگری یک مکالمه بین مردان سفید در مورد خود. این به نظر می رسید به من حقه نهایی نه بر واقعیت است که تمایل به نگه داشتن خود را, اما بر توهم. برای آن است که تنها یک توهم است که ژنه نوشته شده است هر چیز دیگری. او یک مرد است و تنها می تواند آغاز خواهد شد که در آن هر یک از ما می توانید: در درون خود ما ذهنیت. به عنوان یک نهاد او باید فانتزی “Les سیاه” تنها به عنوان او فکر می کند آنها باید بود امتداد در مورد شرکت در تاریخ جهان: اگر آنها درمان شده اند در نتیجه و غیره و سپس این راه آنها باید رفتار و احساس. او به ارائه یک معادله و محاسبه باید گفت منطقی برای یک جمع. نتیجه یک انتزاع برخوردار از چشمک می زند از قدرت و تمام مبتکر شعر چیزی است که قطعا نفیس تئاتر ذهن است. اما از آن است که یک انتزاع است که تمایل به یاد یکی از طریق عدم وجود انسانیت سبک یا هیچ که مردان همیشه در بر داشت بعد از اشراف خود را در بزرگترین guilts (ما همه دیده می شود چهره آیشمان در حوض?). علاوه بر این به نظر می رسید به من که ما در امان نهایی غم و اندوه را از انسان ظلم مرد به دلیل انتزاع است مورد استفاده برای تأیید واقع entrench های کاملا متفاوت طبیعت از درد و شهوت و ظلم و ستم جاه طلبی در “سیاه پوستان.” این نمایشنامه تحت تاثیر قرار دادن بر ما که آن را به هر دری سخنی از نوع که ظالم ترین نفرت در تحت ستم است که آنها نمی لینچ یا عقیم کردن سگ یا میمون به عنوان یک راه زندگی است زیرا آنها نمی پیدا کردن تصاویر خود را در آن موجودات. آن است که بازتابی از خود که بیشتر enrages زمانی که ما درگیر در جنایتهای ما در برابر یک انسان دیگر موجود است. در “سیاه پوستان” مظلوم باقی می ماند منحصر به فرد آن است, جالب است که خود را سایه شده اند که انتزاعی به “سبک.” در آن سیاه پوستان باقی می ماند غریب “سیاه پوستان.”

این ممکن است زیرا آنها دیده می شود هنوز توسط خالق خود را به عنوان به طور کامل نسبت به این واقعیت از حضور سفیده در جهان است. آن رخ نمی دهد به اروپا یا سفید آمریکا که در عین حال که آنها ممکن است وجود داشته باشد در هر زمینه دیگر. شخصیت ها در بازی رویا نه تنها از خود انتقام است اما از “عطف زیبایی سیاه و سفید” از آنجا که حتی عمیق ترین از مردان سفید پیدا کردن آن غیر قابل درک است که یک مرد ممکن است ببین ماه و ستاره و بدون درد و رنج از نگرانی برای چه این تصاویر ممکن است به نظر می رسید به سفید پوستان. این بازی قطعا دارای اعتبار در آن purgation از سفیده (در مخاطبان) اما آنچه که من در بر داشت آن دیدنی با کیفیت از جدا شدن برای سیاه پوستان (در مخاطبان) قطعا باید یک محدودیت که ناشی از این واقعیت است که برای همه پیچیدگی آن این است که خود بیان برخی از مفاهیم عجیب و جالب از مردان سفید پوست.

خود را Anticipations

آن را باطل نیست آنچه ما را به ژنه نیات چون کل بازی دوباره در مورد انتظارات از عملکرد ضعیف مردان سفید; با پایان آن ما احساس که آنها باید نا امید اگر سیاه پوستان واقعا به توجه بیشتر به ساخت کارخانه های تولید فولاد و نیروگاه های برق آبی در سراسر آفریقا نسبت به برش چند صد هزار جنایی گلو.

با توجه به میلر و جدید پدر سروری, از آن خواهد شد در گفت و سریع است که سیاهان نمی تواند راضی باشد; که در این مثال Negro فکری خودش است تا “آویزان کردن” است که او را درک نمی کند در چه میلر است; که او فراتر از آنچه که ما هنوز هم فرض کنید به علامت گذاری نقاط از یک بحث است و برخی از عمیق تر از سطح که در آن سفید فکری فرض همه که به کلاه و نقل مکان کرد به جایی که همه ما می تواند واقعا صحبت کردن به عنوان بسیاری در داخل خودی است که می گویند, به عنوان برخی از مبهم و تعریف نشده universal خارجی که ممکن است شناخته شده به عنوان “نوپرست.”

آن را تا به حال یک اثر بیحس کننده ایجاد “ران” به گسترش رسمی ایده. سیاهان به نظر می رسد به ملاقات آن عمدتا با اوج سکوت چرا که می دانستند که در آن برای شروع در مواجهه با چنین یاد ماندنی و زمخت مفروضات? تعدادی از سال تا به حال به حل قبل از Jimmie بالدوین خواهد سخن گفتن در چاپ تا کنون به آرامی: “… مسائل کمک کرده بودند و در همه این واقعیت است که Negro موسیقی جاز در میان آنها ما گاهی خودمان را که واقعا دوست نورمن نیست برای یک لحظه در نظر بگیرید او را حتی از راه دور ‘ران و نورمن این را نمی دانند و من نمی توانستم به او بگویید … آنها فکر می کردند او شیرین ofay گربه اما کمی از کوره در رفته.” (مارس Esquire: “این پسر سیاه و سفید به نظر می رسد در سفید پسر.”)

به طور طبیعی یا نه برخی از Negro موسیقی جاز فکر می کنم نورمن میلر و یا هر فرد دیگر است یا “هیپ” خواهد بود یکی از بی اهمیت پرسش های زمان ما — به جز میلر. او نه خود تماس بگیرید essay “جدید” یا “بیگانه” و یا “ما که ممکن است نوسان” و یا هر یک از آن; او آن را به نام: “سفید سیاه پوست.” او ساخته شده یک پوچی و خود را در آن. او ساخته شده خود را در اساطیر مربوط به برخی از “عام” در حدود 20 میلیون “غیر خودی” و خشنود از آنجا که فلسفه او نصب شده خود قضیه. او مانند سیمور کریم در این رابطه در طرف همه کسانی که مد خاص خود را توهمات و یک قطار به هارلم به آنها را پیدا کنید و دیدار با برخی از کسری از یک درصد از 700,000 افرادی که برآمدگی جامعه و رفتن به مرکز شهر و نوشتن مقالات نه در روسپی آنها ملاقات کرد اما در “هارلم.” آن است که ابتدا به نظر می رسد پایان ناپذیر سنت است. چه کمی جدید است دامنه جدید استکبار. جدید paternalists واقعا فکر می کنم آن را به نظر می رسد که خود گفته از قدیمی ترین نژادها کلیشه هستند به نحوی تظاهرات آزادی آنها از hanky-گری حیله لیبرالیسم و خدا می داند چه چیز دیگری. در نتیجه از اعماق خاص خود را هفت لیگ فرضیات میلر blithely می نویسد: “آنها نمی دانند چرا که آنها را دیده اند و نه خود را از خارج (که ما آنها را دیده اند) که وجود دارد این است که نبوغ خود را در مسابقه — ممکن است که آفریقا است و نزدیک به ریشه هر چه زندگی است که در سمت چپ بیش از هر سرزمین دیگر بر روی زمین … “

ترین است که می توان گفت برای عاشقانه از جان گذشته به عنوان است که به تکرار است که سایه بر روی پنجره ها وابسته به عشق شهوانی. چگونه می تواند به کسی که آن را نوشته است می دانم که سیاه پوستان هستند و در هر عاقلانه به اندازه کافی improverished روح به نیاز و یا می خواهید که? چگونه می توانید میلر یا ژنه یا Algren واقعا انتظار می رود به می دانم که واقعا می دانم که امری عادی معکوس مفروضات در میان سیاهان در مورد همه چیز (“دیگران”) فقط به عنوان دست زدن به گناه و باطل? من می دانم که تعداد بسیار کمی از سیاه پوستان که بصورتی پایدار و محکم متقاعد شده است که “ریشه های زندگی” در پورتو Ricans ایتالیایی ها و هر کس دیگری از “لاتین, خلق و خوی.” “عسل و کسانی که مردم واقعا می دانم که چگونه به زندگی” آن را اجرا می کند. سیمور کریم نمی دانم که زمانی که او در سمت چپ ترین پست از نوار-مگس هارلم آنها دوباره درگیر در گپی در مورد اکثر سنتی بسیار عجیب و غریب مفاهیم از مردم یهودی است که به عنوان ترسناک و نالایق از آنها را به عنوان آنها هر جای دیگری در آمریکا. ما باید جشن این جنون در هر جهت ؟ آن است که نه “شناخته شده” در میان سیاهان که مردم به عنوان یک نهاد هستند “کثیف” (به خصوص زنان سفید که به نظر می رسد هرگز به انجام خود را تمیز کردن); ذاتا بی رحمانه (سرد شدید ریشه های اروپا: کسی که دیگری را قرار داده و همه کسانی که مردم را به کوره های علمی?); “هوشمند” (“شما واقعا باید آن را دست به m.f.’s”) و بقیه از آن ؟ و هرگز در معرض شده با شکوه خشم یک Moldavian دهقان رقص یا تونال شکوه برخی از توانا Russian folk song — ما همچنین “دانستن” مانند میلر است که ما “آواز خواندن و رقص را بهتر از مردم سفید.” به طور مشابه ما “می دانم” که ما “است” و “انسانی تر.” و غیره.

می میرد سخت

علاوه بر این به دلیل وجود دارد حال فرض کنید که ما (Negro نویسندگان) ممکن است انجام داده اند پوست-روشن کننده مو-صاف کننده منابع بیش از حد برای یک آب و هوا که در آن زمینه است که هنوز هضم می شود. غرور و افتخار از نژاد بیگانه به سیاهان. خداوند تنها می داند که چه باید نصف ما موسسات به نظر می رسد به تابع بر اساس هیچ چیز دیگری! آن را در واقع ممکن است مدت زمان طولانی پس از ادغام آن از بین می رود در خارج از آمریکا را آگاهی است. سیاه racialism در ایالات متحده ممکن است در نهایت نشان می دهد خود را به محکم تر از حتی توانا آن مخالف است. ناسیونالیسم می میرد سخت به عنوان شاهد در این روز سنت پاتریک رژه پایین خیابان های ما هر بهار.

البته ظلم و ستم باعث می شود مردم بهتر از سرکوبگران است و نه یک بیماری مهر و موم شده در نسل ژنتیکی رمز و راز است. جدید paternalists اشتباه است که ظلم و ستم برای نگرو. آنها به عنوان خاص به عنوان ژنه که منبع زیرک گفتار به رنگ; که brooding نفرت که هوشمند سفیده ظاهرا قادر به دیدن است به نحوی, wedded به سیاهی.

جای تعجب نیست که تنها تفکر از طبقه متوسط نگرو جستجو برای آسایش نیاید: این زشت است سقوط از “طبیعی است.” آیا هر یک از این افراد می دانند که طبقه کارگر قوانین اجتماعی هستند کمتر در حجم از کسانی که از بیشتر monied کلاس ؟ وجود دارد فقط به عنوان بسیاری از چیزهایی که ممنوع — آنها فقط متفاوت است. مردی که معتقد است در تابوهای خود را سفارش نمی آزادتر از مرد دیگری که خود را در سطح های مختلف جامعه است. در جامعه ما همه ما صرفا فرار از دقت دقت.

همین دلیل است که بلوز یا هیچ بلوز, زندگی ریشه یا هیچ زندگی ریشه سیاهان از تمام کلاس را ساخته اند آن را روشن است که آنها می خواهند از دوزخ خارج از گتو فقط به عنوان سریع به عنوان فراز آفریقا دادگاه بیمه, پول, کار-ارتقا تهدید “تصویر ما در خارج از کشور” و یا هر چیز دیگری می تواند محوری آنها است. بدتر, آنها را متمایز تمایل به ترجمه و/یا خشمگین است که هر کس آن را نمی دانند. بدبختی ممکن است تئاتر به ناظر اما آن لطمه می زند و او را که پر از بدبختی است. که چه blues هستند.

زندان فرض

از خود بی میلی برای طبقه متوسط Negro میلر است که منجر به فرض برای برخی از دلیل و یا دیگر است که این بازیگران در “سیاه پوستان” که به نظر می رسد او به عمل با مهار و خودآگاهی باید طبقه متوسط سیاهان. خوب دانستن بسیاری از آنها را به بخشی-زمان هک-رانندگان سرایداران کر دختران دام های اهلی آن است که غیر ممکن است بدانید که چه چیزی باعث این فرض دیگر از این زندان از این قضیه دوباره. برای بخشی از من, من دو بار اشتباه چون من واقعا فکر می کردم بازیگری تقریبا بدون استثنا درخشان. به خصوص آقایان براون و جونز.

این امتیاز تا باور نکردنی اشتیاق برای تبه کار جدید: درست وسط کلاس نگرو به سادگی amuses زندگی از همه به خاطر او ایستاده در خط در opera; چون خود را وابسته مورد; چرا که او به عنوان عاشقانه و عقیدتی در غرب آلمان به عنوان کنگو; او متحیر چرا که او نقش تنیس; زیرا او fatuousness جسارت به صدا, به عنوان عمیق به عنوان chap او مشغول صحبت است. بالاتر از همه او متحیر و بی عدالتی چرا که او در حال حاضر همچنان ادامه دارد در خانه-شکار با همسرم در ماشین خارجی در سکرسدل جستجو برای کمی تو رفتگی در دیوار در نازایی. و او قطعا نیاید اگر یک شب به او بیان خستگی جاودان مسابقه سوال و/یا مخالفت از این واقعیت است که لورن Hansberry در اطراف می رود در کفش.

خوب قطعا وجود دارد هیچ چیز تازه در این عینک از مردم سفید اصرار بر گفتن تمام انواع رنگ مردم چگونه باید رفتار آنها را برآورده سازد. آن است که به حداقل می گویند ترین مشخصه جنبه ای از این کشور سیاست خارجی است.

از انحراف از آنچه که آنها فکر می کنم آنها می دانند در مورد ظهور Negro طبقه متوسط همان paternalists که مطالعه هر نکات دقیق وظریف از ژنه یا Antonioni, هیچ وقت برای تفاوت های ظریف از ساده کار در کلاس “کشمش.” آنها ترجیح نمایش عمومی عدم صداقت یا حماقت با امتناع از دیدن است که آن را بیش از هر چیز دیگری طولانی و شاید دشوار حمله به ارزش پول. یکی صحبت از نادرستی چون تا پس از آن بحث و گفتگو با Mekas همراهان معلوم شد که آنچه آنها دریافتند بیشتر اعتراض این واقعیت است که قهرمان را ندارد که نتیجه نهایی در پایان: “او باید بازی” شرکت خود مؤلف از دست Juillard گفت: من “است که می شده اند نوسانی چیزی که به انجام است.”

من اقرار به گناه به چهار گوشه از آرزوهای من برای نژاد بشر است.

کمتر پیچیده

به عنوان یک ماده در واقع بر خلاف افکار اصلی از این بحث بهتر است به اخراج Mekas تقریبا به طور کامل. فکر می کنم از آن را به یاد آوری با درد که انواع خاصی از پدر سروری است که از قدیمی تر و کمتر پیچیده نوع است که می شود به سادگی حرکت تصویر انتقاد به یک مرموزی واجد شرایط 19 ساله سیاه پوست دختر چون احتمالا این چیزی است که انجام می شود وقتی که می آید به کسانی که “رنگی فیلم” به هر حال. این زن جوان که او نیز به من توضیح داد که او در این فیلم گفت سیاهان که باید آنها را می خواهید به “سفید” از آنجا که از تمام کسانی که در معابر جایی کالج, دختر, ادامه داشت, در, اشتغال ذهنی با چیزهایی آفریقایی. روشنفكري آن توضیح داده شد که “سفید است.” (به چنین jibberish هیچ چیز می تواند اضافه شود. اختصاصی صدای خواننده مثل خودم تنها می تواند امید است که این مقاله را موسسه یک حرکت-تصویر-انتقاد ستون از برخی از قد و قامت.)

در نهایت آن نیست کمی دیر در این ویژه قرن برای میلر به این نکته اشاره کرد که “بد نگرو بازیگر” او را به یاد هیچ چیز کاملا به عنوان “بد سفید بازیگر”? چیزی است که وجود دارد در مورد مجنون که حکم مگر اینکه یکی واقعا معتقد است که وجود دارد در طبیعت بودن یک سیاه پوست برخی از مقدماتی ملک که تغییر دیگر صفت ها در جمله است. یا که باید وجود داشته باشد. او تصریح کرد که هفته بعد که این مشکل این است که این آرامش زمانی که بازیگران به اندازه کافی مطمئن رقص و آواز و یا در غیر این صورت فعال به عنوان هنرمندانکه باقی می ماند در نظر گرفته قضاوت درست forte به ما گفتند از “سیاه پوستان.”

به دنبال بازگشت بیش از این افکار گذراند اینجا من نا امید و غمگین. تکه های از خشم و مکرر flippancies نیست و به نوعی خود محوری من عمیق ترین و صادقانه ترین امیدوار است از طریق پنجره سقوط قفل است که به هنگام تولد به چنین سوء تفاهم در وهله اول. این وزش اگر مهیجی هنرمندان که من عمدتا میره به نه “دشمنان” از سیاهان. همه ما می دانیم که که حساب برای جلو-ذکر سودا که رنگ تمام تلاش خود را امتحان کنید و واقعا “صحبت کردن با یکدیگر است.” بهشت تنها می داند که مردان ثابت در یک وضعیت مصرف خشم به دلیل منظره از این دنیا شده اند به من گفت: در آغاز “بهترین مردان” در تمام سنین است. ژنه میلر و Algren هستند حق بود در اهانت رنگ پریده نفاق خود را از فرهنگ ها; هنرمندان که در حال, در واقع کمتر هنرمندان و کمتر از مردان است. در هر زمینه دیگر این سه امر سزاوار عمدتا سلام.

آن است که در این حساب که مناقصه ارزیابی از کسانی که موسیقی جاز از میلر است که واقعا لمس کردن. آن است که خود من حتی اگر من هرگز او را ملاقات نمود. یکی امیدوار است که تنها شناخت عمومی خود را آشوب به عنوان صرفا یک اکو از همه افراد متفکر این روزها او نمی خواهد اجازه دهید به این نیروها که با او جنگ و زور او را به چنین خشم است که او نمی تواند برچسبها بزرگتر از خود انتظارات و تعاریف از او. یکی با قدرت امیدوار است که.

بالاتر از همه

و که بالاتر از همه چیز او نمی خواهد اجازه می دهد خود را نگرانی از این جهان او را flail بنابراین اجازه رشد او را تحقیر مانند ژنه از آن است که تنها امید خود را برای گفتن ضربات: کلمات خود را. نه اجازه فرار نظم و انضباط فکری; اجازه نمی دهد وزن خود را تبدیل به یک سایه سابق خود قدرت. نه مرگ استکبار است که برای آرزو میلر; من نمی دانم چه فروتنی انجام شده در تاریخ زمانی که همه گفته و انجام می شود. آرزو تنها که استکبار تبدیل شده نه بی ریخت; که آن را از دست دادن اعتماد به نفس در کسانی از ما که در انتظار این کلمات که حمل آن را با چنین گرسنگی و نیاز دارید در این بی ثمر چشم انداز دانستن تمام در حالی که منبع و آن را واقعا به یاد ماندنی امکانات.

نورمن نوشتن نه از عظمت مردم ما شما و معدن در زمان گذشته به دلیل: “Vail kumen دامپزشک noch undzer oysge benkte شو!” — و “پروردگار من چه mornin’!

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>