شیکاگو 1968: Blood, Sweat & اشک

ناصرو | No comments

سفر به شیکاگو: Blood, Sweat & Tears
سپتامبر 5, 1968

شیکاگو — در نیم نیمه شب گذشته سه شنبه سرنشینان لینکلن پارک بودند یورش برده و توسط پلیس شیکاگو. این نخستین بار نیست که روز و نه آن را به آخرین, که, پیر شهر — لینکلن پارک منطقه آمده بودند مورد حمله قرار گرفت. در طول قبلی دو شب شهردار فرمان برای روشن شدن این پارک توسط 11 p. m. تا به حال شده است با جدیت با nightsticks و گاز اشک آور.

حدود نیمه شب روز سه شنبه برخی از 400 روحانیت نگران شهروندان محلی و سایر محترم gentry پیوست Yippies اعضای دانشجویان برای یک جامعه دموکراتیک و ملی بسیج کمیته مبارزه برای امتیاز باقی مانده در پارک. ورزشی بازوبند تزئین شده با یک صلیب سیاه و سفید و شعار صلح طلب سرودهای مردان خدا ترغیب خود را رادیکال جماعت به غیر روحانی کردن آجر و عضویت در غیر خشونت آمیز و شب زنده داری.

داشتن پیش بینی شده است که آنها تنها می تواند دستمزد نمادین جنگ با “little caesar دیلی” چندین مشاغل روحانیون با آنها به ارمغان آورد یک صلیب چوبی که آنها بنا در میان تظاهرکنندگان در زیر چراغ خیابان. سه نفر از آنها را به عهده گرفت قهرمانانه به شمار اطراف صلیب بیشتر یادآور تفنگداران دریایی بالا بردن پرچم بیش از ایوو جیما از هر مسیح مانند تابلو ممکن است آنها را در ذهن داشت.

در طول نیم ساعته پرده بین ورود روحانیت و پلیس حمله جذاب بحث بر مزیتهای نسبی دقیق عدم خشونت در مقابل مسلح دفاع از خود درگرفته بین روحانیت و نظامیان. در حالی که روحانیت یادآور شد که خود را اعضای “بیش از 30 مواد مخدر مردم و کاملا بی ربط” نسل جوان شد و هشدار داد که “با تماس با پلیس ‘خوک و مبارزه با آنها را به شما به عنوان بد به عنوان آنها هستند.” اگر چه جنگ هرگز حل و فصل همه بیشتر یا کمتر تصمیم به انجام چیزی که خود او. پس از آن که تظاهرکنندگان برخی از 800 قوی شروع به احساس phalanx از پلیس که محاصره پارک در حال حرکت و حتی نظامی خود را فراموش کرده quibbles با “لیبرال-مذهبی فروش” و شروع به هم در اطراف صلیب.

زمانی که پلیس اعلام کرد که تظاهرکنندگان بود و پنج دقیقه به حرکت قبل از پارک پاک بود همه او را فردی نوع از وحشت. یک پسر نشسته در نزدیکی من بدون پوشش یک ساندویچ پنیر و شروع به مسائل آن را به صورت او را بدون آزار به جویدن. یک دختر ایستاده در حاشیه دایره که به تنهایی تمام شب راه می رفت تا به یک helmeted پسر بچه با سبیل و زمین خودش به او. مردم در سراسر پارک بودند shyly معرفی خود به یکدیگر به عنوان اگر آنها نمی خواهند به مرگ به تنهایی: “من نام مایک استیونسون از دیترویت; چه چیزی شما رو به این؟” من شنیده ام کسی درخواست پشت سر من. دیگران به طور فزاینده ای درگیر در جزئیات بقا: مالیدن وازلین بر روی چهره خود را به نگه داشتن مک از سوختن پوست خود buttoning کت خود را خیس خود دستمال و بستن آن بیش از خود بینی و دهان. “اگر این گاز به یاد داشته باشید, تنفس از طریق دهان خود را اجرا نمی نمی شلوار و برای Christsake نمی مالش چشم خود را” کسی متفکرانه اعلام کرد بیش از بلندگو. یک پسر در مرکز دایره رو تا پا خود نشسته و ساخته شده راه خود را به سمت جنگل. “ترک نیست” در حال حاضر چند voices به نام در وحشت. پسر توضیح داد که در خجالت تن بود که او فقط رفتن به نشت.

نشستن در یک خوشه در نزدیکی اصلی دایره, Allen Ginsberg, ژان ژنه ویلیام باروز و تری جنوبی مصرف شد در صحنه است. گینزبرگ در عنصر بود. به عنوان در تمام لحظات تنش در طول هفته او شعار OM در hoarse زمزمه گاهی اوقات punctuating مراسم با یک صدای جرنگ جرنگ کردن از انگشت خود را به سنج. Burroughs پوشیدن یک کلاه نمد خیره vacantly در صلیب خود را لب نازک کشش در یک نیم لبخند. ژنه, کوچک, کلفت, bald-headed, با لیوان یک مقدس محکوم مالش بینی خود را در آستین خود کت چرم. من از او پرسید که آیا او می ترسیدم. “نه. من می دانم که چه چیزی این است،” اما نمی دانستند شما را بیشتر از ترس پرسیدم. او سرش را تکان داد و شروع به صحبت می کنند زمانی که آسمان در ما افتاد.

این همه اتفاق افتاده در یک لحظه. شب شده پر از تاریکی و زمزمه انفجار آتشین فریاد. بزرگ گاز اشک آور در قوطی آمد توفنده از طریق شاخه های خوراکی آنها و ترکیدن در این مرکز جمع آوری شده است. از جایی که من غیر روحانی groveling در چمن من می توانید ببینید وزرای عقب نشینی با عبور از حمل آن را مانند یک رفیق افتاده. یکی دیگر از شلیک من را تکان داد به من. گاز همه جا بود. مردم در حال اجرا, جیغ, پاره شدن از طریق درختان. چیزی ضربه زدن به درخت کنار من بر روی زمین دوباره کسی بود کشیدن من به پا و دو پسر بودند بلند کردن یک شعبه بزرگ کردن یک دختر که وضع مینمودم قاه. من نمی تونستم ببینم. کسی برداشت بر روی من و از من خواست به آنها منجر به بیرون از پارک. ما راه می رفت همراه دست دراز bumping به مردم و درختان اشک جریان از ما چشم و مخاط آغشته در سراسر چهره ما. من فلش جنگ جهانی اول doughboys در زمین بدون انسان در طول یک گاز خردل حمله. من نمی توانستم نفس بکشم. من احساس مطمئن شوید که من که قرار بود به مرگ. من شنیده دیگران خفگی در اطراف من. و سپس همه چیز را پاک.

ایستاده در پیاده رو در لبه پارک نگاه کردم در یک ده کوچک آتش که روشن جنگل هنوز هم fogged با گاز. پلیس در حال پیشروی در یک اعتصاب خط swatting در stragglers و مچاله چهره های بزرگ و کامیون ها معمولا استفاده می شود برای تمیز کردن خیابان ها جاروب نسبت به ما پاشش گاز بیشتر. بچه ها شروع به پاره کردن پیاده رو و پرتاب گلوله برفی به اندازه تکه های در کامیون ویندوز. سپس آنها را از آب گرفتگی به خیابانها مسدود کردن ترافیک, مبارزه با plainclothesmen که انتظار ما خروج از پارک و بمباران بیچاره گشت اتومبیل که با سرعت از طریق جمعیت.

پاره پاره ارتش تقسیم کردن به یک سری اوباش که پرسه می زدند از طریق خیابان شکستن ویندوز, تنظیمات سطل زباله در آتش و تخریب حداقل یک دوجین اتومبیل های گشت که اتفاق افتاده است به کروز پایین خیابان اشتباه در زمان اشتباه است. دود billowed از یک خانه چند بلوک از من و آتش نشانی شروع به ورود. یک پلیس فرار از عصبانی آجر پرتاب اراذل و اوباش خود را از دست داد کلاه تردید و دور زد و بدون آن. در تقاطع کلارک و بخش چهار ماشین پلیس وارد به طور همزمان و پلیس افتاده از تیراندازی در هوا. از هر چهار طرف تظاهرکنندگان اجازه دهید آنها را آن را داشته باشد; از موشک سرنگون شد و ضربه رفقای خود را و یا فروشگاه ویندوز در سمت دیگر خیابان. غواصی را به مترو من در بر داشت یک گروه بزرگی از پناهندگان که فرار کرده بود به همان شیوه. تونل شبیه مشغول بمب پناهگاه; طبقه بالا به تیراندازی ادامه داد.

***

همه می دانستند که روز شنبه قرار بود به یکی از بزرگ. شایعات منتشر شده در میان پلیس که یک پلیس کشته شده بود در روز سه شنبه “سیاه و سفید و شورش.” تظاهرکنندگان خود را به حال گوشت گاو: نه تنها تا به حال آنها با گاز کشته شده است و مورد ضرب و شتم نه تنها تا به حال یکی از رهبران خود را تام هایدن دستگیر شده و دو بار در tramped تا به اتهام تحریک به شورش رفتار آشوبگرانه مقاومت در دستگیری و اجازه دادن به هوا به بیرون از تایر از یک وسیله نقلیه پلیس اما پلیس در هم شکسته و به جامعه خود مراکز در نزدیکی پارک لینکلن.

در نهایت تظاهرکنندگان همچنین در راهپیمایی به آمفی تئاتر که در آن آنچه را که آنها به نام کنوانسیون مرگ رفتن را از طریق حرکات نامزدی هوبرت. عبور از پل پارک در مقابل هیلتون به bandshell در وسط گرانت پارک تظاهرکنندگان در زمینه به کرسی های خود را گوش دادن به کلمات نبوی از باب دیلن را “این بار آنها در حال تغییر است.” پلیس در حال حاضر در محاصره پارک گارد ملی برگزار شد و تمام پل های پیشرو در سراسر راه آهن به مرکز شهر شیکاگو حلقه منطقه و هلیکوپتر پر از آسمان مانند گرسنه پشه.

شهردار شده بود به اندازه کافی خوب به گردش اعلام گفتن تظاهرکنندگان که آنها به انجمن خوش آمدید اقامت در bandshell در تمام طول روز و لذت بردن از خود را اما که هیچ مارس در کنوانسیون خواهد بود قابل تحمل است. دستورالعمل های خود را, اما ظاهرا بیش از حد ظریف برای سرسپردگان خود را که دیدم تظاهرکنندگان به عنوان دشمن و نمی تواند گریبان ایده آتش بس به تصویر خود را. بر این اساس هنگامی که تظاهر به جای پرچم آمریکا با انقلابی قرمز پلیس شد خشم در unpatriotic لکه دار کردن و نقل مکان کرد به بازگرداندن نجابت و آمریکا راه زندگی است. (جری روبین را متهم کرد که از “توسل به اراذل و اوباش اقدام” و خارج از زندان به $25,000 می گوید که یکی از تظاهرکنندگان که ادعا می کند به دست گرفته اند و بخشی در کاهش پرچم آمریکا بود و خود محافظ شخصی اختصاص داده شده به او توسط بسیج. همان مرد جوان بعد تبدیل به یک تحت پوشش عامل که تا به حال حفظ شده است روبین تحت نظارت است.)

در پلیس اتهام بود که ظاهرا با هدف کاهش بنر قرمز پلیس رفت قابل ملاحظه ای از راه خود را به شکستن جمجمه از رنی دیویس سخنگوی و رهبر Mobe همراه با چهار یا پنج نفر دیگر که نشسته بود روی نیمکت خود در سالن گوش دادن به ضد جنگ سخنرانی های ویتنام جانبازان و همیشه حاضر Phil Ochs. پزشکان درهم بیش از شکسته نیمکت (بعد از استفاده به عنوان مهمات در برابر پلیس) در یک صفحه نمایش از شور و شوق بیشتر از بهره وری. در عرض چند دقیقه این برنامه ادامه داد: به عنوان اگر هیچ چیز فوق العاده ای رخ داده بود.

“این سوداگران مرگ در تلاش هستند تا خود را در حال حاضر در اتاق زایمان از جنبش ما” کارل Cannabis هنگامی که رئیس SDS داد زدم بیش از میکروفن به عنوان پلیس عقب نشینی به حاشیه از جمعیت است. هیدن خشمگین در بی تفاوتی که با آن به مردم آموخته است که دیویس شد “کشیده” ترغیب مردم به شکستن را به گروه های کوچک و حمله به خیابان های حلقه “به انجام آنچه آنها باید انجام دهید.” برخی از این سخت سر او را دنبال کرد اما اکثریت قریب به اتفاق از تظاهرکنندگان ماند با Ginsberg بود که سازماندهی غیر خشونت آمیز مارس به آمفی تئاتر.

در حالی که ژنه Burroughs و جنوبی تصمیم به ماندن با راهپیمایان نورمن میلر ارائه مختصری تسکین خنده دار زمانی که او ساخته شده خود را بهانه کرد و گفت که او نمی خواهد مارس زیرا او به نوشتن یک قطعه طولانی در مورد کنوانسیون و تظاهرات و این که او نمی تواند از آن نوشتن از زندان است. “اما شما همه می دانید آنچه که من هستم پر از اگر من را نشان نمی دهد تا بر روی یک بعدی” میلر گفت: با مشخصه hurumph برای تاکید بعد از آخرین کلمه در جمله کلیدی. میلر به پایان رسید با مقایسه شیکاگو تظاهرکنندگان مطلوب با کسانی که او تا به حال نوشته شده است در مورد در پنتاگون مارس در اکتبر گذشته.

هنگامی که در خارج از bandshell و بر روی پیاده رو از یک بزرگراه اجرا می شود که از طریق پارک راهپیمایان بودند بلافاصله متوقف و توسط یک خط از Guardsmen که مسدود شدن این مسیر است. شاهد رویارویی ظهور صدها newsmen با عجله به جلو از خط به در در عمل است. در عوض آنها با تشکیل یک سد محافظ بین نیروهای نظامی و تظاهرکنندگان و یک الگو بود که به تکرار مکرر طی دو روز آینده. پس از ساعت ها از خسته کننده مذاکرات که منجر جایی تظاهرکنندگان نقل مکان کرد و در یک بلوک به سمت یکی از پل ها که منجر به هیلتون. آن را بیش از حد بود سنگر نبرد با داعش عنوان شد و بعد از چهار پل ، که در آن گاز اشک آور استفاده شد و برای حفظ تظاهر کنندگان از تلاش برای شکستن از طریق.

بسیاری از ما رو در سراسر پنجم پل پیوست و قاطر کشیده می واگن تحت پوشش از مردم فقیر انتخاباتی که رهبری برای هیلتون. Michigan Avenue, برای اولین بار در هر حافظه به وضوح متعلق به مردم است. وجود دارد یک حس پیروزی و حرکت به عنوان اراذل و اوباش از برخی از 8000 تا 10000 نفر همگرا در هیلتون. هر کس هنوز عطسه و تف از گاز, اما آنها احساس بالا در داشتن خارج foxed پلیس بود که به وضوح به معنای منزوی کردن آنها در پارک و یا تقسیم آنها را قبل از آنها به هیلتون.

پلیس خط در سراسر میشیگان خیابان در آستان هتل در نهایت متوقف مارس و مردم شروع به آسیاب اطراف بلاتکلیف در بهترین استراتژی است.

در نهایت پلیس حل این مشکل با در نظر گرفتن ابتکار عمل. برای قرار دادن آن را منظمی آنها تصمیم به پاک کردن خیابان. در این فرایند اجازه می دهد برای گردش ترافیک وابسته به وسايط نقلیه آنها ارسال می شود برخی از 300 تظاهر کنندگان به بیمارستان با تقسیم جمجمه و شکسته بنس. زمانی که شارژ آمد وجود دارد رم به سمت حاشیه. مردم انباشت اشیاء بدست آمده را به یکدیگر خم بیش از هر دیگر بدن مانند جفت سگ. به سقوط در له شد فقط به عنوان وحشتناک به عنوان مواجهه با پلیس است. ناگهان متوجه شدم پای من نیست دست زدن به زمین به عنوان جمعیت تحت فشار قرار دادند تا بر روی پیاده رو. من گرفتن در ارتش ژاکت پسر در مقابل من; دختر پشت به حال خفه نگه بر گردن من بود و جیغ incoherently در گوش من.

در سراسر خیابان دیگر نیمی از جمعیت بود له در برابر دیوار هیلتون. فشار آنقدر بزرگ بود که یک بشقاب شیشه پنجره را درهم شکست. وحشت زده تظاهرکنندگان کشیده شد از طریق پنجره های یک زندگی خبرنگار و دلسوز پیشخدمت که به آنها دستورالعمل به جایی که آنها می تواند پنهان است. در عرض چند دقیقه پلیس انباشت اشیاء بدست آمده به هتل برای محافظت از مشتریان با ضرب و شتم معترضان بی معنی در مخمل خواب دار conidors از هیلتون.

خارج از تظاهرکنندگان بودن پوست کنده دیوار در یک زمان با اسپری مک مورد ضرب و شتم و گاهی اوقات دستگیر شد. بیشتر پیشتاز توسط پلیس به پارک در سراسر از هتل فرستاده مردم بی پروا به درختان. در یکی از این مانورها من به تماشای یک طبیب پرتاب خود را بیش از خونین سر از یک نشان دهنده مانند یک سرباز محکم زنده نارنجک به خود دل و روده. زمانی که من او را دیدم از ظهور زد و خورد های طبیب آن در یک حالت بدتر از بیمار.

10 p. m. گارد ملی دوخته بود یک گروه در پارک در مقابل هیلتون و تحت فشار قرار دادند که دو گروه شمال و جنوب به پایین Michigan Avenue. یک برنج wagon شد در یکی از اوباش و تظاهرکنندگان شروع به تکان دادن آن را به عقب و جلو در تلاش برای سرنگونی آن است. یک busload پلیس به آنها را قبل از آنها موفق شد.

پایین سمت خیابان های گروه 50 تا 100 تظاهرکنندگان از اصلی اقدام به اخلال در این شهر است. آنها نقل مکان کرد و به سرعت ترک یک دنباله از لغو زباله و شیشه شکسته در پی خود. تعقیب توسط پلیس آنها را تقسیم و اصلاحات با گروه های دیگر. یکی مشروط تماس خود را گل Cong بود به خصوص به خوبی سازمان یافته و موثر است. من در پی آنها خیابان دولت, وقتی که من, گیر افتاد, دید از بالا, دختر, یک عضو مقاومت آنها من می خواهم به صحبت در اوایل روز است. من با او فقط به عنوان خیابان با پلیس است. ما تبدیل به اجرا در جهت مخالف من و از دست نزد تا زمانی که آن را بیش از همه. پس دیده می شود که پلیس مسدود شده بود هر دو به پایان می رسد از کوچه و خیابان من پناه در یک داروخانه با چندین نفر دیگر. وقتی که من بیرون آمد او در تلاش بود به نشستن در خیابان خون غوطه ور شدن از طریق مو خود را در حال اجرا کردن چانه و گردن و جمع آوری در یقه او. خودرو متوقف شده و ارائه شده به او را به بیمارستان, بنابراین من انجام او گذاشته و او را در صندلی عقب. صاحب ماشین می خواستم برای قرار دادن روزنامه در زیر سر خود را به طوری که او نمی خواهد لکه صندلی.

من هتل نزدیک بود بنابراین من تصمیم به رفتن و خلاص شدن از پیراهن من است که پوشیده شده بود از خون. در ورودی اصلی من متوقف شد توسط یک گارد امنیتی که نمی خواهد اجازه دهید من در. من به او نشان داد من کلید اما او هنوز هم خودداری کرد. پس از دو مشابه rebuttals من در نهایت به دزدکی حرکت کردن در پشت ورودی و سرویس آسانسور. “ما نمی خواهیم به شما راه رفتن در اطراف لابی مانند این که” یکی از هتل پلیس به من توصیه کرد. تا در اتاق من روشن کردم لوله فقط به عنوان دیلی خواسته شد با یک مصاحبه اگر وجود دارد هر گونه شواهدی از خشونت. در خارج از پنجره من می شنوم فریاد می زند. من باز سایه و تکیه کردن به عنوان پلیس دوخته یک دسته از تظاهرکنندگان در برابر دیوار ، از پنجره بالا من کسی heaved یک رول کاغذ توالت و فریاد زد: “خوک”. زمانی که خیابان پاک چهار جسد دروغ گفتن در قطره قطره شدن. دیلی صدای droned در مورد چگونه او دریافت کرده بود هیچ نشانه ای از خشونت پلیس.

بعد که شب McCarthy نمایندگان از دست داشتن فوتبال بازی به عنوان یک گل Cong قرار داده و آن را پیوست تظاهرکنندگان چشمگیر شمع نور شد. آن را غیر منطقی اما من آنها را متنفر بودم. من متنفر بودم و آنها را برای آمدن به خون متحرک دیر است. من متنفر بودم و آنها را به عنوان من متنفر هر کراوات در هیلتون. من آنها را منفور نیست چرا که آنها در حال تلاش برای برنده شدن در این بازی فوتبال است اما از آنجا که خود را از حضور در میان واقعی تظاهرکنندگان coopted و محترم خون و چلم که خالدار خیابان های شیکاگو است. زودتر جمعیت ژولیده-هیپی-کمونیست-beatnick-آشوبگران بودند و آنهایی که در معرض نظامی فقرات لیبرال سیستم. در آن زمان خون به اثبات به زمان نخست بینندگان که حقوق مدنی, حق مخالفت مناسب برای جمع آوری حق عبور آزادانه در خیابان حق بود سعی کردم قبل از اینکه clubbed بودند و همه خوب تا زمانی که شما نمی در واقع سعی کنید به استفاده از آنها.

نمایندگان دریافت کرده بودند با احساسات مخلوط. ظاهر تقریبا همه از آنها استقبال حتی کسانی که قبلا بود فریاد زد: “مک کارتی به اندازه کافی نیست.” آنها نمایندگی از یک نوع دفاع از تظاهرات. علاوه بر این آنها لنت احترام و یک مقدار مشخصی از حفاظت به معترضین بود که لگد شده است در اطراف برای پنج روز. اما با وجود این وجود احساس در میان بسیاری از کسانی که تا به حال شده است توسط خشونت است که از حمایت نمایندگان تنها می توان تحمل تا زمانی که این جنبش در خیابان ها باقی مانده اموال از کسانی که رشد کرده بود و رنج می برد با آن است.

***

چهارشنبه خونین تطهیر شنبه بود بیهوده. وجود دارد برخی از معتبر nature در مورد یک پلیس nightstick که الهام بخش یک نوع نافرمانی احترام. اما یک مخزن سخت را جدی بگیرد. من می دانم که بسیاری از افرادی که ترک خورده و تا زمانی که آنها را دیدم تانک نشسته در وسط خیابان pawing در پیاده رو بود کرگدن که سرگردان از جنگل به شهر اشتباه است. خمپاره ثرورس شعله اسلحه و ماشین آلات و bazookas هستند که با آنها شوخی می کنید ؟

ایستاده در خط در انتظار بازداشت شده در پنجشنبه مارس به کیر گرگوری خانه من اتفاق افتاد به پایان رسید تا در کنار بسیار سنگسار زن و شوهر جوان در اتوبوس در هر یک از دیگر و متلک نیروهای نظامی خود را با آزادی جنسی. “برو به مبارزه نیست” مرد جوان التماس کرد با نیروهای نظامی به عنوان او را نوازش زن خود را. یک طبیب ارتش در نهایت در پاسخ با لبخند “آیا این درست است که همه شما مردم اجرا در اطراف و بدون هر گونه لباس تا در لینکلن پارک؟” سپس جوک بود و آنها تبدیل به گاز. چهار بار در همه تا زمانی که آنها تا به حال تحت فشار قرار دادند و ما را به هیلتون. سپس یکی دیگر از سه بار در مقابل هیلتون فقط در مورد خدمه تلویزیون از دست رفته بود هر چیزی.

پوچی از پلیس و نظامی بیش از حد واکنش به تظاهرکنندگان رانده شده بودند به خانه من در روز قبل از آن زمانی که من متوقف شد, پنج پلیس تحت تراموا در وابش خیابان. یکی از آنها را برداشت و نگاه کرد من پرس اعتبار ساخت برخی از حکیم نژاد سخن گفتن در مورد هیپی زیرزمینی پرس از نیویورک است. دوستان خود خندید و من فکر کردم من که قرار بود به اجازه رفتن. “بیایید ببینید زیر بغل خود را بچه” بازجو گفت. پیش از آن در هفته من تا به حال شنیده ام برخی از Yips شکایت در مورد یک درخواست مشابه, اما من تا به حال هرگز نمیفهمد که چرا هر کسی که می خواستم برای بررسی خود را از چاله. من قنتد, ژاکت خاموش من برگزار شد و من دست بر سر من فکر کردم که شاید این جدید زبان عامیانه برای “رسیدن به آسمان است.” اما که آن را نمی. آنها می خواستند من را پیراهن و زمانی که من حاضر آنها پاره پاره آن را تحت هر دو اسلحه و خدا آنها بررسی می شود من زیر بغل. راضی, من حدس می زنم که من حمل یا پنهان سلاح یا مواد مخدر آنها در تعقیب من دور با یک هشدار است. پس از آن هیچ چیز صدا بیش از حد مضحک است.

راه رفتن گذشته یک گروه از Guardsmen که در حال استراحت بودند تا خود را برای آینده از روی لئامت دادن وظیفه ابی هافمن یک ییپ رهبر بود که razzed در مورد ظاهر خود را. در نهایت بدون چشمک زدن هافمن راه می رفت تا به یکی از آنها و گفت: “هی گوش من حاضرم نیکل کیسه که شما بچه ها می تواند شلاق پلیس هر روز از هفته است.” یک نگاه افسرده آمد در سراسر سپاهی ،

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>