در ذهن من: در مصاحبه با هم میهن, پارتی
7 مه 1970

من سمت چپ خامه tortes و gemutlich موسیقی از خیابان 86 مردم ازاد شهر یاقصبه پشت و نقل مکان از طریق یک آپارتمان در محله فروشگاه های مشروبات الکلی و تشییع جنازه سرو, یورکویل فقر را تنها فرار. قسمت من از پاتریوت ، برخی از گروه و یا آمد و رفت ضربت اما سفید رادیکال به سازماندهی طبقه کارگر است.

هنگامی که من در نهایت در بر داشت در نمای خیابان دوم من واقعا نمی خواهید برای رفتن است. با وجود من معمولا بیش فعال حس کنجکاوی من نمی تواند کار کند تا هر گونه شور و شوق برای مصاحبه. تنها خستگی غالب شد. احساس من را همه شنیده ام قبل از. نه فقط پخش از پلنگ و جوان اعیان اما یک تکرار از ’30s.

نه که من قرار دادن رویاهای خود را پایین و یا حتی مقدار کمی از خوب صبحانه برنامه و برنامه های پزشکی و مسکن مبارزه ممکن است انجام دهد. این بود که من نمی توانستم چهره هر ماشین ساخته شده انقلابیونی که خواهد با من صحبت در مورد مردم به جای مردم و دوباره تایید جنبش از دست دادن روح است.

بنابراین احساس بسیار بیگانه از خود بیگانه, من نگه داشته گردان گذشته مغازه ها پر از دست دوم, مبلمان دست دوم, لباس دست دوم زندگی می کند. گردان به عنوان من تا به حال پس از بازگشت به این کشور پس از یک وقفه طولانی قادر به پیدا کردن یک خانه در هر نقطه در حرکت است.

من هنوز هم به عنوان منزجر با این کشور هنوز هم به عنوان نگران تغییر, آن, اما یک تفاوت. قبل از خروج از کشور, من تا به حال شکی نیست که جنبش مردم بهترین نسل است. در حال حاضر من دیگر تا مطمئن شوید که.

برخورد من با رادیکال های پس من بازگشت تیره و تار شده بود اگر نه فاجعه و من دیگر خود را در طول موج. جلسات من با حضور برای همه فن حریف باعث شد کاملا نا آشنا — دیگر اجرا در باز تحمل سبک است که منعکس شد در شعار “یک روح” و ساخته شده است که اتاق را برای تمام سیاست و دیدگاه. به جای آنها به نظر می رسید اختصاص داده شده به ساخت هر کس مطابق با نسخه فعلی از حقیقت است.

آن را در یکی از این جلسات پس از مخالفان خسته از قرار دادن فراز و تحقیر راه می رفت که من برای اولین بار آگاه شد از خود بیگانگی. بسیاری از دیگر رادیکال در اتاق در نظر گرفته شده راه رفتن را یک موفقیت بزرگ چون در حال حاضر آنها می تواند اجرا شود همه چیز راه خود را در حالی که من فکر کردم آن را یک شکست کامل نقض انسانی و unmanipulative سبک از سیاست من و جنبش هنگامی که ارزش و یک راه طولانی از germinal ایده ها از پورت هارون گفت: در بیانیه ای که هر چه هزینه به علت یکی بود برای مراقبت از شأن و منزلت هر فرد است و اجازه نمی دهد مبهم تجدید نظر به آیندگان توجیه قطع عضو حاضر.

از آن جلسه من یک خارجی است. چگونه می تواند من دوباره پیوستن به یک جنبش بود که به مخالفت با مسخ شخصيت انسان و در حال حاضر به نام همه پلیس خوک? چگونه می تواند من دوباره پیوستن به یک جنبش بود که مردم محور و در حال حاضر شکست نه تنها سازمان بلکه دیرینه دوستی بیش از ایدئولوژی?

نهایی در از دست دادن personalistic سیاست در تمام ساخته شده است که چپ جدید جدید بود که یک جناح از کلمبیا SDS ضرب و شتم یکی دیگر از جناح SDS برای عبور از جزوات. آن را الهام گرفته از نیویورک تایمز خبرنگار در یک لحظه نادر از سبک سری به نوشتن داستان در استالینیستی اصطلاحات پر از طولانی استفاده نشده عبارات مانند چپ فرقه ای deviationism. این واقعیت است که نه شهرستان میز و نه جنبش دیدم هر چیزی طنز در داستان اندازه گیری چقدر همه چیز تغییر کرده است.

این جنبش به نظر می رسد کشویی عقب به نوع ایدئولوژیک سیاست ساخته شده است که آن را ممکن است در طول جنگ داخلی اسپانیا برای هری Pollitt رهبر بریتانیا حزب کمونیست برای گفتن شاعر Stephen Spender به دریافت خود را کشته و در اسپانیا به این دلیل که حزب مورد نیاز بیشتر شهید هنرمندان به تقویت تصویر خود را. این چپ جدید مثل قدیمی است که ابتدا به تابع فرد نیازهای خود را خود را و احساسات و باورهای خود را به علت.

و نیست که من نوع جنبش است. به عنوان دانشجویان فرانسوی پس incisively گفت: در یکی از 68 شعارهای: “اونه انقلاب que demande que l’on se قربانی pour elle est une انقلاب a la papa” (“یک انقلاب است که انتظار دارد یکی به فدا کردن خود برای آن است که پدر را از نوع انقلاب”). بیش از پدر انقلاب است و تصویر معکوس از جامعه در آن قرار است به تغییر. به جای کالاهای مادی انتزاعی مانند حرکت یا دکترین تبدیل شدن مهم تر از انسان خوب بودن کشنده حساسیت ما به یک دیگر جدا و باز کردن راه برای خود صالح استفاده از دیگران به عنوان objets.

من خود بیگانگی و فوری عدم شور و شوق برای پاتریوت در پارتی باعث شد نه تنها با ارتفاع ایدئولوژی اما با محدود کردن دید. خلاقیت و انعطاف پذیری و تمایل به خواب از جهان دیده نشده است, شده است فشرده به خشک سوسیالیسم. مدینه فاضله کاهش می یابد به یک فرمول اقتصادی. وجود دارد تلفن تماس من ساخته شده به یک دوست که بخشی از می سی سی پی و تابستان که در حال حاضر زیرپا خودش با این همه-به استثنای obsessiveness از هر کسب و کار اجرایی به مطالعه چینی. من می خواستم به بحث در مورد سیاست های فرهنگی ناامیدییک کتاب است که متناسب با خلق و خوی حاضر. اگر چه آن را در برخورد با قرن 19 آلمان و مردم آلمان در واکنش به انقلاب صنعتی است که مختل جامعه بود مثل خود ما با از دست دادن یقین از ارزش ایمان در ما نهاد. شورش خود را در برابر مدرنیته و نازایی از زندگی شهری شامل ما اشتیاق برای ساده تر از گذشته جمعی از اوراق قرضه یک قهرمان برای نجات ما و حتی شکوفایی هوای تازه پیاده روی باشگاه ها برای گرفتن جوان از شهرستانها به عنوان اغلب به عنوان امکان پذیر است.

در عین حال هر بار که من سعی کردم به صحبت در مورد ابعاد روانی برای اتصال به ضعف و احساسات فرهنگی ناامیدی به ظهور هیتلر او را نگه داشته و چاشنی من در اقتصادی, کیسه نگه داشته صحبت کردن در مورد شرایط کارگران و نرخ تورم در جمهوری وایمار. زمانی که من گفت که این کتاب تا به حال منجر به نیچه این بود که اگر من به ذکر یک نویسنده در شاخص است. من بلافاصله مواخذه برای خواندن نیست مارکس و یا یکی از مناسب کتاب هر کس دیگری بود به خواندن. این بود که اگر همه حقیقت و تمام راه حل های برای مشکلات نزدیک به قرن 21 اقامت در یک قرن 19 و شاگردان خود.

در عین حال این پرشیب تفکر تمایل به صحبت کردن تنها در شرایط سرنگونی سیستم سرمایه داری و طبقات حاکم می تواند منجر به یک بعدی انقلاب است. این امر به معنای تنها طراحی مجدد برج و برج بر روی فن های ارگ. سوسیالیستی و همچنین کشورهای سرمایهداری هستند motored توسط فن های دستگاه که نیاز به ثابت و آنی هماهنگی از مرکز. به نام پیشرفت و بهره وری و ضرورت مقامات دولتی و کارشناسان در شرق و همچنین در غرب دستکاری زندگی می کند در حالی که ما مثل کافکا را سر در گم K ناتوان باقی می ماند وابستگان در دسترس و مرموز قلعه که در آن التماس آنها با سرنوشت ما.

حتی مقدس کوبا با وجود همه آن بیعت را به ایجاد یک مرد ساخته شده است که اصلی ترین دلیل موفقیت های کشاورزی و فنی شاهکارهای. به خاطر پیشرفت و همچنین حفظ خود از انقلابیون کوبا را قربانی حقوق افراد است.

نه این که سیاسی اشکال مهم است. آمریکا تجربه به ما آموخته است که مطبوعات آزاد را تضمین نمی کند حقیقت است که قوانین را تضمین نمی کند عدالت یا انتخابات نمایندگی. هنوز کوبا و چپ جدید را cavalier اخراج از این اشکال به نظر می رسد بر اساس این فرض که دولت و بقای آن مهم تر از فرد است. که در برگشت نهفته است خطر ایجاد یکی دیگر از Superstate خطر تخریب کوبا امکانات هنگامی که نگرانی واقعی و جاذبه فیدل رفته است.

برای من این حرکت را آسان تصویب اقتصادی سوسیالیستی و نظام سیاسی خود را به عنوان نوش دارو است که پلیس از یک شکست به انجام سخت تر کار آیند تا با ایده های جدید برای جامعه است که بر خلاف یا سرمایهداران یا collectivists خواهد شد انجام بیش از ایجاد نامحدود رضایت از مواد می خواهد خدا آن را که خواهد قرار داده و فرد را در مرکز و تمام اقتصادی و فعالیت های سیاسی وابسته به خود را در رشد انسان و آن را هیچ مردی به معنی یا دولت و یا یک مرد دیگر تا پایان.

یک زن و شوهر از حاشیه تلاش به دنبال فراتر از این یک بعدی انقلاب است. جنبش آزادی زن به رسمیت می شناسد که از آن نمیتواند به انقلاب تغییر رابطه بین مردان و زنان است. آنها در حال تلاش برای انجام کاری در مورد آن در حال حاضر. هنوز ضیق از نگرانی خود را می سازد آن را غیر ممکن است برای من برای تبدیل شدن به همه درگیر در یک مسئله و راه بسیاری دیگر بی خانمان فعالان تبدیل شده اند.

من هم تحسین هیپی-yippie تلاش برای تکامل یک سبک جدید از جامعه به کشف شادی و تعریف دوباره زندگی اما egocentricity فقط خود را انجام می دهند چیزی که نگه می دارد من از پوشیدن love beads.

من حتی بر این باورند که سیاست های جدید برخی از شایستگی در جستجوى راه از اجازه دادن به مردم به طور مستقیم تحت تاثیر قرار انتخاب نامزدها. در عین حال که به نظر من ممکن است نامزد سابق “پاک کردن ژن” کودکان و نوجوانان ممکن است آمده تا با ’72, من می توانم به اشتراک گذاشتن ایمان خود را و یا توهم است. و نه در ’68 ما ساعت نیاز می توانم خودم را متقاعد کند که متوسط لیبرال مانند مک کارتی و یا کندی خواهد بود که نجات دهنده است. سازش های خرده قدرت پخش این فکر می کنم-کوچک ذهنیت مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک سیاستمدار در این کشور باعث می شود لیبرال چپ فکر می کنم تنها از نظر گسترش دولت رفاه به جای توزیع واقعی قدرت است که مجموعه اولویت های ما باعث می شود حتی بهترین نیت نامزد قادر به انجام بیش از پانسمان این کشور زخم.

و بنابراین من باقی می ماند یک بیگانه در میان بیگانه. قادر به پیدا کردن صادقانه خانه در میان سیاست های جدید به دلیل گوش دادن به جدید ائتلاف دموکراتیک استدلال می کنند که حاشیه ای تفاوت بین یک نیکرسون و گلدبرگ است مانند گوش دادن به رقابت تبلیغات سیگار در تلاش برای فروش آنها تقریبا یکسان anti-life محصولات. قادر به به راحتی حصار-نشستن با رادیکال که کاهش یافته است را از نظام سیاسی یا قبل یا بعد از شیکاگو به خاطر من نه خود زیاده به اندازه کافی به انکار اضافی 50 سنت در چک رفاه به کسی که ممکن است به آن نیاز دارید در حالی که انتظار برای انقلاب است که ممکن است هرگز. قادر به فقط زنان liberationist یا هیپی, یک پلنگ یا وطن پرست.

هنوز هم به من سرگردان یتیم-مانند در اطراف یورکویل نبودم غافل است که آن را فقط جنبش که تغییر کرده بود با اسلحه و بمب تبدیل شدن به خیالبافانه اسباب بازی از رادیکال که هیچ راه دیگری برای برخورد با واقعیت سیاسی آن بود که فقط در کشور است که تبدیل شده بود به یک بد توهم با moon عکس و نقشه پین در لائوس عاشقانه ضربات برای واشنگتن قادر به مقابله با فروپاشی اجتماعی. برای چند ماه پس از بازگشت از آمریکای جنوبی, من شنیده ام به خودم که استفاده می شود Pollyanna استفاده می شود که معتقدند هیچ چیز غیر ممکن بود استدلال با یک استاد بود که گفت: بدبینی بود منسوخ شده — جوان بودند رفتن به صرفه جویی در جهان است.

و آن را از دست دادن اعتقاد به نزدیکی نیهیلیسم که واقعا من نگه داشته از رفتن به میهن پرستان که کاهش دیگران بیگانه از جنبش به صحبت کردن با یکدیگر در مخلوط اتاق نشیمن ساخته شده برخی حتی توقف تلاش برای جستجوی پاسخ و تبدیل شدن به صدای آژیر و گفت هیپی ها حق هیچ چیز می تواند انجام شود تنها چیزی که مهم است این است که برای لذت بردن از زندگی خود را.

شاید این تنها شدت ناامیدی من است که ساخته شده آن را بسیار خشن بنابراین ثابت است. من قطعا تا به حال شده است در اطراف فعالان برای مدت زمان طولانی. حافظه من رفت و برگشت به یک بعد از ظهر زمانی که جنبش حقوق مدنی در حال سقوط از هم جدا فقط قبل از Stokely به هنگام تولد به قدرت زمانی که سیاه پوستان و سفید رادیکال می تواند هنوز هم نشستن و بحث در مورد “مشکل” بود که ما مشکل است. خلق و خوی بود که متفاوت — مردم در اتاق درد و رنج از همان خستگی از اعتراض این احساس که تمام تاکتیک استفاده شده است تا جذب این کشور تحمل سیستم. گروهی, فانتزی, شد, بعد از ظهر را تسکین. یک دانش آموز سیاه و سفید پرید و فریاد زد: او می دانست آنچه که ما باید انجام دهید. با توجه همه را پرچ در او شروع به نشان می دهد چگونه ما را به احداث این غول کامپیوتر در اینده از 126th خیابان و لنکس خیابان خوراک همه مشکلات در مورد مشاغل و مدارس و مسکن و اتحادیه های کارگری به آن فشار تمام دکمه و سپس منتظر بمانید تا دستگاه به ما بگویید که چگونه به آنها را حل کند. او رسیده خیالی کامپیوتر کارت و سپس به دنبال خواندن در یک صدا که هنوز پژواک از او گفت: “این دستگاه می گوید هیچ پاسخ… بدون پاسخ… بدون پاسخ.”

در عین حال سیاه پوستان قادر به کشف خود را روانی نجات در قدرت جنبش به نگه داشتن امید و غرور همراه با یک کلاه بره سیاه و سفید در حالی که سفید رادیکال رفت و تنها به تکه تکه شدن SDS یا بیهودگی جنبش صلح دانستن است که نشان دادن در روز سه شنبه تنها به معنای جانسون را تشدید بمباران روز چهارشنبه دانستن است که نشان میدهد فردا را فقط به این معنی نیکسون خواهد شکست و آنها را با خوش خیم غفلت روز بعد.

این همه به من یورکویل مرز لوتوس زمین اما هنوز هم حاضر به عبور بیش از. بتواند در هر طناب که منجر به بیش از نیهیلیسم و بیگانگی مایل به این باور گسل تمام شد من که رفته ای تا زمانی که من تا به حال از دست من توانایی گوش دادن بین خطوط از لبه شعارهای به شنیدن آنچه که مردم نمی گفت من تصمیم داشتم به دیدن پرستان.

فکر فاصله بین ما فرستاده من در مقدماتی بندر — مانند برخی از وحشی الکلی, خرید خرید, خرید کتاب, من نمی تواند استطاعت, همه چیز, هر چیزی که مجدد من با روح جنبش و در نهایت سکندری از فروشگاه خرید کیف پر از حقیقت من بازگشت به آپارتمان من و انباشته کتابهای 20 عمیق روی میز قهوه.

در حالی که من فقط نشسته قبل از آنها را به عنوان اگر آنها تا به حال برخی از توتم قدرت برای روشن کردن جنبش و من را صفحه اصلی. سپس من شروع به خواندن همه چیز را در یک بار رقص از فصل به فصل و بعد از یک سنت قدیمی معمولا ابتدا در پشت کتاب. من در بر داشت علت کمی برای خوش بینی و, اغلب, به رسمیت شناختن خود من نزدیک استعفای.

وجود دارد شک و تردید و خستگی ساخته شده است که قهرمان توت فرنگی بیانیه می گویند که ما پل نسل این محصول از تمام گذشته و آنهایی که تا به حال به نگه داشتن به آینده بشر و پس از آن تعجب در همان پاراگراف که آیا تلاش برای نگه داشتن مردم انسان مطلوب بود. “من نمی دانم” او در ادامه به بحث “در دنیای جدید شجاعمردم همیشه شاد. آنها dehumanized و پایین اما این واقعیت باقی می ماند که آنها خوشحال بودند. آن را منفور به ناظر, اما آنها نمی تواند گام خارج از سیستم خود را به آن را ببینید. آنها فقط خوشحال است. به نظر می رسد که همه حق است.”

و خواندن آن من به یاد منحرف لذت من تا به حال احساس در mindlessness از تشکیل پرونده ، راز فانتزی بودن محتوای وب مانیکورزن. اغلب تکرار نقل قول از یکی از لارنس قهرمانان: “چرا نمی توانم به سادگی استراحت در او.”

این بود که در آن نقطه کم در اسلاید به سمت تبدیل شدن به یکی از lotus eaters که گوشی من بند ناف به دنیای واقعی شروع به زنگ زدن. این یک تماس از دیگر نیمی از دوستی oddest چند که من مجبور به مقابله با سخت ترین بخشی از خود بیگانگی از خود بیگانه.

گفتگو — با مورد علاقه من کارولینای شمالی ترقه افتخاری عضو Ku Klux Klan و مأمور از نگرانی من برای سفید پوستان فقیر — آغاز شد و با خود هیجان زده در مورد این گزارش پستچی اعتصاب خود اعلام کرد که برای اولین بار او نورد پایین ماشین ویندوز honked شاخ خود و با توجه به علامت V به تظاهر کنندگان. آن را مربوط به حوزه های خود را در حرکت می کند چیزی که او تا به حال شده است در انتظار برای, بسیار مهم تر از برخی از دیوانه بچه ها که نمی توانستم حتی یک بمب بدون باد کردن خود گفت: پیچ در پیچ تا با صدای بلند نطق کردن در برابر dynamiting رادیکال که انجام داده اند هر گونه جنوب واعظ افتخار.

پاسخ من به صدای بلند نطق کردن می شده اند بسیار ساده تر از یک زن و شوهر از سال پیش. اگر چه همیشه دوسوگرا در احساسات من با این استدلال هر دو طرف از خشونت سوال با اعتقاد راسخ برابر آن را آسان تر برای همدردی با نوع عجیب و غریب از عشق ساخته شده است که حساس ترین و باهوش ترین های مالکوم Xs و Le Roi Joneses قادر به منفعلانه قبول روزانه روح فرسوده تخریب خود مردم است. آن را آسان تر برای توجیه شورش حتی خشونت شورش هنگامی که آن را یک روده واکنش به بی خردی های غیر قابل درک بی عدالتی بشر عینک آن اصرار خشم بود به پایان آورده به نام زندگی.

آن را کاملا یک چیز دیگر است برای توجیه قتل برای یک شورش که ترجیح یک مفهوم انتزاعی از انسان به انسان از گوشت و خون که فراموش روح بشریت برای دفاع از ایدئولوژی یا توهم قدرت, قرار می دهد که خشم در محل از عشق که vilifies همه مخالفان که اقدامات محکومیت توسط کارآمدی است که با یک ضربه می تواند نزدیکترین پلیس که آسین عاشق خشونت به خاطر خود و که shrieks با نشاط نهایی گریه از نیهیلیسم “Viva, Viva la muerte.”

یک جنبش است که عمل مانند دیگر طرف توسط طرف دیگر و ارزش هیچ کس وفاداری.

Muddling از طریق تمایز برای خودم و گوشی من اعتراف من شروع به احساس می کنید زمان آن فرا رسیده بود برای بیگانه در میان خاکستر به تقدیس جدید شورش. یک ققنوس است که بالاتر از نیهیلیسم است که ما ناتوان از هر گونه اقدام و یا تنها از جان عمل است. یک ققنوس است که بازگشت به ریشه های آن و با استفاده از هوش اعتقاد و شور و شوق از پیروان خود را به پیدا کردن یک جایگزین خلاق به قتل است.

و اگر ما هنوز موفق اگر با وجود همه ما ایده ها و کلمات و اعمال ما نمی توانیم به این کشور در اطراف آن اگر ما می شود لعنت به در مواجهه با انتخاب بین پذیرش یک جهان غیر قابل تحمل و یا به طور مستقیم یا غیر مستقیم کشتن یک انسان دیگر و سپس اجازه دهید آن را انجام می شود نه در پیروزی اما در ناامیدی توسط یک نسل از دست رفته در خود را به تنهایی با سلاح در دست خود و عذاب در آن قلب هرگز برای یک لحظه فریب خود را که قتل راست است به رسمیت شناختن است که تنها فضیلت نیست deifying قدرت به تحمیل مرگ و در بازگشت به عنوان به سرعت به عنوان امکان پذیر است به اصلی انگیزه — انگیزه را از محبت از جامعه از زندگی است.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

خرید اینترنتی کتاب زبان اصلی