آموزش و پرورش از P*E*T*E H*A*M*I*L*L

مارس 16, 1968

“هیچ چیز وجود دارد که آموزش یک مرد محترم تر از زندگی در یک انقلاب است.”
— Che Guevara, 1960

در اوایل تابستان سال 1954 یک مرد جوان که استفاده می شود به من سفر با مترو از جنوب بروکلین به دروازه از دانشگاه کلمبیا. مرد جوان بود فقط از نیروی دریایی و می خواستم برای ثبت نام در مقطع کارشناسی به عنوان. او نوزده.

دانشگاه زده او را به عنوان یک حتی بیشتر شگرف و مرموز محل از او انتظار داشتند. او به تماشای این مردان با فاستونی کت شاخ-rimmed عینک قبر متفکر چهره آنها راه می رفت در میان درختان, سیگار کشیدن, لوله های حمل کتاب و او می خواست به صحبت کردن با هر یک از آنها. آنها مانند ساختمان خود: سنگین و با دانش و مخازن از تمام کسانی که اسرار یک نادان بچه نمی تواند کشف خود را. مرد جوان تماسهای مکرر ترشحات مقالات در ژاکت خود ریپلی کت و شلوار و راه می رفت به اداره ساختمان.

وزیر فلزی لبخند گفت: او را به نشستن. او منتظر عصبی خواندن این پست. پس از یک در حالی که او بود که منجر به یکی دیگر از دفتر. این اتاق توسط یک بزرگ شیشه ای تیره در صدر میز کاملا روشن از مقالات. بر در و دیوار وجود دارد مختلف دیپلم و گواهی اعلام بی عیب و نقص مدارک از مرد پشت میز. مردی بود که شسته و رفته در یک راه و باروک در دیگری به عنوان خوشنویسی بر روی کتیبه ها. سرش طاس بود و جلا. لینک های کاف آراسته پیراهن سفید که jutted از گران قیمت کت و شلوار. او ناخن کاملا کشیده شده است. چهره اش gleamed محصول از کون, تراشیدن با تیغ صورت تراشی راست به دنبال نشانه رفته داغ و حوله. او خواندن یک کتاب و نه نگاه کردن. نور خاموش شد و کتابی.

مرد جوان نمی دانست چه باید بکنید. او احساس به عنوان اگر او تا به حال راه می رفت به یکی از کسانی که رمان هنری جیمز که او سعی کرده بود به خواندن و نمی تواند. او نمی دانست که چه چیزی را با دست خود را, و یا اینکه آیا او باید ایستاده و یا نشسته و یا اینکه آیا او باید اعلام حضور خود را با یک سرفه.

پس از یک در حالی که جلا مرد قرار داده شده در این کتاب باز قبل از او بر روی میز و در بی صدا صندلی.

“من درک می کنم” مرد گفت: بدون نگاه کردن “که شما می خواهم برای حضور در دانشگاه کلمبیا.”

“بله, من,” مرد جوان گفت:.

“چرا ؟” مرد گفت: بطور سرد ، او تا به حال یخ-چشم آبی است.

“من … آه … می خواهید به … آه … دریافت آموزش و پرورش.”

جلا مرد پرسید: این مرد جوان در مورد پس زمینه خود را. مرد جوان را بهترین او می تواند او را ترک دبیرستان در سن شانزده سالگی مشغول به کار به عنوان یک sheetmetal کارگر در بروکلین حیاط نیروی دریایی پیوست نیروی دریایی در هفده خواندن و مطالعه را از دست رفته سال دبیرستان. او دریافت نمرات بالا در معادل معاینه. او بخوانید فیتزجرالد و همینگوی و کنراد در نیروی دریایی و او می خواست به یک نویسنده باشد. او آماده به کار به عنوان سخت به عنوان هر کسی در کلمبیا. این مرد طاس گوش abstractedly سپس لبخند زد نازک و ایستاد.

“خوب,” او گفت:. “من می ترسم کلمبیا است که برای شما نیست،” او تحت فشار قرار دادند و دست خود را به جیب جلیقه اش. “ما فقط باید اتاق را برای یک شماره خاص از دانش آموزان در هر سال است. ما به نوبه خود به دور هزار نفر است. انتخاب باید بر تحصیلات دانشگاهی.” او متوقف شد. “چرا شما نگاه به کالج? شاید شما می تواند یک تکنسین برخی از مرتب کردن بر اساس.”

“اما من مایل به کار مانند جهنم است.”

“من واقعا متاسفم” جلا مرد گفت. “من آرزو می کنم برخی از راه وجود دارد … “

مرد جوان رفت و برگشت به مترو احساس تحقیر و عصبانی نفرت و آرام درختان و فاستونی مردان با کتاب ها و لوله ها و دانش آموزان با خراشیده کفش و اب و هوای ساختمان و خورشید خود dappling پیاده روی. همه حق مرد جوان گفت: من آن را انجام دهد برخی از راه های دیگر. شما سخت پروتستان حرومزاده. وجود دارد راه های دیگر برای آموزش و پرورش.

کلمبیا تغییر چندانی نداشت. هر یک بار در در حالی که آنها اعلام کرد قصد دارد به “گسترش قومی پایه” و چیزهایی مانند آن. اما در آن باقی می ماند همان مسائل دیگر. من تصور کنید که افرادی که آغاز شده — چهار یا پنج سال پیش — در اعتراض به ساخت این ورزشگاه نیز تا به حال مودب سخت مصاحبه با ریزش مو در مردان است. این مردان طاس نمی شد و بسیار علاقه مند به بچه ها که می خواستند از آموزش اما کسی نیست که پول و یا پس زمینه. آنها علاقه مند به ساخت این دانشگاه بیشتر فاسد: آنها به دنبال پول از وزارت دفاع به مطالعه راه های کارآمد تر از کشتن مردم است. آنها عمل خود راضی و بی تفاوت زمانی که جایزه پولیتزر انحطاط را به جوایز سالانه برای نجات مبهم روزنامه ها. کسانی که فقط بیشتر گناهان; دیگران بدتر است.

مشکل با افرادی که فرار کلمبیا بود که آنها واقعا در مورد مراقبت از افراد دیگر بسیار زیاد است. آنها تا به حال موسسه 214 سال است که موسسه خواهد زنده ماندن تمام صدا و خشم. بله پول کوتاه بود. شهریه صعود و صعود و محله های اطراف دانشگاه رشد shabbier و shabbier. اما کلمبیا تغییر نمی کند چرا که آن را نمی تواند تغییر کند. آن فقیر-mouthed و یاد شما را از کسانی که به زبان انگلیسی بارون که فروش بخش از املاک خانواده به پرداخت هزینه برای باغبان است. اما آن تغییر نمی کند. انگلیسی بارون را صادقانه شغل یا.

بنابراین واکنش به آنچه در این چند هفته گذشته بودند سردرگمی از احساسات. اول یک احساس که کاغذ انقلابیون بودند فقط اقدام دیگری در قسمت وسط کلاس سایکودراما. آنها در مورد اینکه چه گوارا; آنها بیشتر شبیه Regis Debray سر پر از نظریه های خشونت اما آماده به تماس پدر برای پول وثیقه که رفتن کردم ، رفتن به جلو به مبارزه مسلحانه با راحت کمک هزینه در جیب شد نه همان مرگ در قله کوه در بولیوی. رفتن به مدرسه سازی و قفل کردن درب بود دقیقا به عنوان Sierra Maestra. شما احساس می کردم که گفت: سلام عزیزم اگر شما نمی خواهید یک آموزش و پرورش, من می دانم که 100 بچه ها در شرق هارلم که دوست دارم را به جای خود.

اما پس از آن پلیس بودند به راه انداخته و شما متوجه شدم که بچه ها دوباره درست شد و شما در اشتباه بودند. در پایان کلمبیا عمل مثل همه صاحبان ملک: پلیس در عمل مانند پلیس. من فرض کنید پلیس تا به حال چیزهای دیگر ساخته شده است که بخشی از پاسخ خود را که باطل و نفرت انگیز; پلیس, بعد از همه, بهترین کاراکتر از وسط کلاس ما اعتقاد سفارش بیش از عدالت در ترسو پذیرش اقتدار بیش از مسئولیت شخصی است. آنها نمی خشن سیاه پوستان در همیلتون سالن زیرا سیاه پوستان سخت تر بود; آنها تا به حال استراتژیک منابع تنها چند بلوک دور. اما دانش آموزان سفید شد فقط یک دسته از یهودی حرومزاده با موهای بلند و چند syllabic واژگان. پلیس را شکست و سر خود را به دلیل آنها نمی خواهند کودکان خود را به رشد می کنند که در راه است. یک پلیس سفید پوست این بچه ها هرگز رشد به یک مرد سیاه و سفید.

این SDS بچه ها باید احساس آرامش زمانی که آن را بیش از به این دلیل که پلیس واکنش نشان داد و فقط به عنوان SDS پیش بینی کرده بود آنها عمل می کند. هر بار که شما را متهم به چپ بودن paranoiac ما موسسات نوبه خود در اطراف و نشان می دهد که آن را به شما است که ساده و بی تکلف و بی گناه و چپ جدید بچه ها که واقعا می دانم آنچه اتفاق می افتد در این جامعه است. بسیاری از آنچه اتفاق افتاده در دانشگاه کلمبیا بود بیهوده زیادی بود فاجعه. اما وجود دارد هیچ کدام از ما که می تواند واقعا می گویند که هر دانش آموز در مدرسه دریافت نمی آموزش و پرورش در این دو هفته. در خشونت آمیز کشور خفاش و بزور و با تهدید در حال تبدیل شدن به عنوان مهم یک ابزار آموزشی به عنوان خطکش و اشاره گر.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de