خواهر, زیر پوست: مقابله با نژاد و جنسیت
VLS ژوئن 1982

به تازگی در یک فمینیست ملاقات با یک زن سیاه استدلال که در جامعه آمریکا مسابقه بیشتر مطلق بخش از انجمن یک مطلب اساسی و تعیین کننده هویت اجتماعی. این آغاز یک بحث شدید: اگر کسی ما را تکان داد از یک خواب عمیق و خواستار آن شدند که تعریف ما از خودمان ما چه می توانم برای اولین بار ؟ این زن گفت: “زن سیاه و سفید.” بسیاری از زنان سفید پوست گفت: “زن”; برخی گفتند “،” هیچ کس گفت: “فرد سفید” یا “سفید زن است.”

من مطمئن هستم که آن را حس می کند به می گویند که یکی اجتماعی بخش تر است مطلق از دیگری. من تعجب می کنم اگر آن را بیشتر یک ماده در انواع مختلف بدست آورد. اکثر سیاه پوستان و سفید پوستان در زندگی جداگانه جوامع مختلف اجتماعی فرهنگی و اقتصادی جهان در حالی که بسیاری از زنان و مردان سهم هر یک از دیگر, روزانه, زندگی صمیمی و همکاری حتی اگر نامساوی در چنین عنصری فعالیت به عنوان گاییدن procreating و نگه داشتن یک خانواده رفتن. از سوی دیگر یک مرد و یک زن می تواند زندگی خود را صرف با هم و مانند نسخه های متفاوت از خود را “مشترک” تجربه است که آنها ممکن است به عنوان به خوبی زنده در سیارات مختلف است. احساس می کنم دور تر از زنان بیش از مردان سفید? هر چیز دیگری (کلاس) مساوی? (به جز آن که معمولا نیست.) در برخی از راه بله در برخی از راه وجود ندارد. اما به هر هدف حقیقت من, رابطه جنسی احساس می کند بیشتر پایه به هویت من از نژاد من. این تعجب آور نیست: در یک جنسیتی جامعه آن را غیر ممکن است به یکی femaleness مسلم; در یک نژادپرست جامعه سفیدی است که به سادگی generic انسانیت کاملا عادی است. فرض کنید هر چند که انقلاب شد به طور جدی به چالش من نژادی و امتیازات ؟ فرض کنید من تا به حال برای مقابله با هر روز, هر ساعت, سوال این است که طرف من ؟

چنین سوالاتی را تحریک و برهم زدن من. مانند بحث در مورد تمایلات جنسی, بحث نژادی, رابطه جنسی با nexus تابش خطر و تابو — نشانه آن است که شرکت کنندگان به چیزی. به تازگی چنین بحث عمدتا آغاز شده توسط سیاه و سفید زنان بیشتر اتفاق می افتد. آنها بالا بردن دلگرم کننده امکان اتصال و در روند احیای این متأسفانه واگرا گفتمان فمینیسم و آزادی است. این می تواند اولین گام به سوی ایجاد یک جدید فمینیستی رادیکالیسم که بین نژادی, توافق بين اوراق قرضه رفتن عمیق تر از پایین ترین مخرج مشترک ائتلاف سیاست است.

یکی از زنان در این نشست پیشنهاد کرد که من به عنوان خوانده شده سالی Hemingsباربارا تعقیب-Riboud بحث برانگیز رمان تاریخی در مورد توماس جفرسون سیاه. من آن را ویرانگر مطالعه روانشناسی کارشناسی ارشد و بردگان سیاست های عاشقانه, عشق, روابط بین سیاه و سفید زنان و نهاد خانواده است. خیلی از آن قدرت نهفته در این راه نویسنده برهان نژاد و جنس از هر یک از شخصیت به یک کل بدون درز آوردن به خانه نقطه که به چکیده این دسته بندی ها در حال حاضر به تحریف تجربه. تا زمانی که سفیدی و maleness باقی می ماند و هنجار زنان سفید می توانید از فکر می کنم خود را به عنوان “زنان” مردان سیاه و سفید به عنوان “سیاه پوستان”; اما سیاه مضاعف دیگر باید به طور مداوم آگاه از هویت دوگانه در همان زمان که آنها رنج می برند از هر نژادی و جنسی نامرئی. در وادار کردن بقیه از ما برای دیدن آنها نیز در حال حاضر ما با جدید خیلی کمتر و مرتب عکس از خودمان است.

این نشان می دهد که مقابله با ظلم و ستم از زنان به معنی بیش از مصرف در اطلاعات جدید و یا در نظر گرفتن مسائل جدید. این همچنین به معنای پرسش از چارچوب فکری که (مردسالار) سیاه و سفید-dominated) فمینیستی جنبش را راه اندازی. اگر نژاد و جنسیت هستند و تجربی جدا می کنیم (باید) هنوز هم تجزیه و تحلیل آنها را به طور جداگانه ؟ اگر همه زنان منوط به مرد برتری در عین حال زنان سیاه و سفید بازی کردن روابط خود با مردان (هر دو در داخل و خارج از جوامع خود را) به روش های مختلف — آنها هنوز هم یک هسته مشترک از تجربه مشترک سیاسی ظلم به زنان? این موقعیت های مختلف از زنان و مردان باید در بالا بردن مرتب کردن بر اساس همان سوال. اما در عمل زنان تنها از خود را در رابطه با زنان و فمینیسم به عنوان بیشتر دردناک مسئله مشکل ساز. این موضوع در حال حاضر از طریق ترکیدن یک دهه رسوب از sloganeering تشریفاتی condemnations و لیبرال پوزش به اطلاع برخی تحریک آمیز جدید نوشتن.

اما در ابتدا من احساس می کنم که چیزی در مورد آنجلا دیویس. زنان مسابقه و کلاس ممکن است با الهام از این همه تخمیر اما مهربانترین قضاوت من می توانم این است که آن را نتواند نقطه. از دیویس مارکسیست ارتدوکس چشم انداز (هنوز CP بعد از این همه سال!), که در آن روابط اقتصادی تعیین حالی که روابط جنسی باید بدون مواد وضعیت و جنسیتی صرفا مجموعه ای از نگرش بد به سوال از چه نژادی و جنسی سیاست تعامل از دست می دهد و معنای آن است. دیویس نوار نژاد پرستی از آن psychocultural ابعاد و رفتار آن را صرفا به عنوان یک شکل از استثمار اقتصادی; او تمایل به چشم پوشی جنسیتی در مجموع به جز زمانی که با استناد به آن به عنوان بهانه ای برای سفید فمینیستهای بورژوا به تضعیف مبارزات و کار مردم است. (به عنوان مثال او به درستی محکوم به نژاد پرستی سفید اعطای حق رای به خشم در چشم انداز است که مردان سیاه و سفید می توانید قبل از رای زنان سفید — اما rationalizes به جنسیتی که باعث شد مردان سیاه به فروش زنان در هر دو مسابقه با توافق که سیاه نر رای باید در اولویت قرار دارند. مردان سیاه و سفید را “نگرش جنسیتی” دیویس معتقد بودند که “به سختی به یک صدا دلیلی برای دستگیری پیشرفت کلی مبارزه برای آزادی” — و هرگز به ذهن اثر در که مبارزه انکار رای به نیمی از جمعیت سیاه.) هنوز هم آن اشتباه خواهد بود به سادگی اخراج Davis کتاب به عنوان یک موردی. در بیشتر ظریف و مبهم فرم نام تجاری خود را از سمت چپ antifeminism در ادامه به تاثیر زنان در تفکر است. در کنار آنجلا دیویس یک شکل عمومی و زنان نژاد و کلاس بدون شک outsell هر دو کتاب من در مورد به بحث در مورد.

گلوریا I. یوسف black; جیل لوئیس سفید است. در رایج تفاوت: درگیری در سیاه و سفید فمینیستی دیدگاهآنها تلاش برای کشف خود را جداگانه در تاریخ مقابله با سوء تفاهم و حرکت به سوی “مشترک مبارزه است.” این کتاب دارای عطر و طعم از باز سیاسی و گفتگو برای اکثر نویسندگان نوشتن فصل های جداگانه هر یک اظهار نظر از او دیدگاه خود را در جنبه های مختلف از سیاست است. نتیجه این است که ناهموار و پر از فکری سست به پایان می رسد و تناقضات و هر دو نویسندگان باید تاسف میل شدید به صورت لخته, obfuscatory نثر. اما رایج تفاوت می کند برای کمک به روشن شدن حساس مناطق سیاه و سفید جنگ است. یوسف فصل — که من آموخته زیادی به خصوص در مورد سیاه, مادران و دختران — در حال ارزشمند وزنه تعادل (و به طور ضمنی و توبیخ) به تمایل سفید فمینیستی نظریه پردازان به پایگاه خود را گویی در مورد وضعیت زن در رابطه جنسی را تجربه می کنند. در بحث زنان سیاه زندگی یوسف با استفاده از زمان افتخار فمینیستی روش: او سوابق بحث های گروهی و فردی نظرات میدارد تم های مشترک و تناقضات و تلاش می کند به منظور جلب نتیجه گیری. مستقیم و بی واسطه از این مواد در معرض سفید فمینیستی کوته نظری به طور موثر تر از هر استدلال انتزاعی.

بدون انکار این جنبش کاستی Lewis مجموعه های خارج برای کم ارزش کردن کلیشه خراب نخبگان “زنان libber.” جنبش فمینیستی او حفظ سزاوار به رسمیت شناختن به عنوان تنها جنبش اجتماعی برای به چالش کشیدن وضعیت زنان به عنوان زنان است. او استدلال می کند که فمینیست شده اند و تلاش در جهت درک عمیق تر از نژاد و طبقه و حتی آن بخش از جنبش بیشتر دقت گرا به سفید وسط کلاس نگرانی “مشغول بوده و برنده بتن در تلاش است که به طور بالقوه باز کردن زمین های جدید برای تمام زنان است.”

در مقدمه یوسف و لوئیس موافق است که “به عنوان یک جنبش سیاسی آزادی زنان بود و لمس بر پرسش و پاسخ است که در راه های مختلف بر تمام زنان زندگی می کند.” اما رایج تفاوت بسیار بیشتر در مورد تفاوت نسبت به مورد اشتراک است. در ain’t من یک زن: زنان و فمینیسم زنگ قلاب گام های شجاعانه فراتر از کثرت گرایی به rockier زمین ساخت. در حالی که قلاب همچنین تنش های منحصر به فرد از زنان تجربه و راه های آن است با تخفیف های هدف این است که برای بزرگنمایی چارچوب نظری فمینیسم. به این منظور او تجزیه و تحلیل سیاه و سفید زنان بیماری در یک بافت تاریخی و ردیابی الگوهای اولیه سیاه و سفید-زن ظلم به برده داری و توسعه سه در هم تنیده تم: black مردان جنسیتی زنان سفید را نژاد پرستی و اثر سفید مردانه نژادی, رابطه جنسی, سیاست در روابط بین زنان سیاه و سفید. قلاب ستیز نویسنده و من همیشه با او موافق مجادلات اما ain’t من یک زن یک فکری شور و نشاط و جسارت است که باید مجموعه ای از استانداردهای جدید برای بحث در مورد نژاد و جنس.

مرکزی سوال سیاسی این کتاب جمع آوری شده است چرا معاصر جنبش فمینیستی شده است تا سفید. اکثر منتقدان این جنبش را ارائه پاسخ ساده: سفید فمینیست’ نژاد پرستی رانده سیاه دور. این کیفرخواست درست است تا آنجا که از آن می رود اما در حال حاضر طول می کشد برای اعطا حقایق است که نیاز به توضیح. چرا در وهله اول آن را در درجه اول زنان سفید و نه از سیاه و یا هر دو گروه به طور همزمان که احساس impelled به بسیج علیه تبعیض جنسی? و چرا بسیاری از لحاظ سیاسی آگاه سیاه رد این جنبش (در برخی موارد بسیار ایده فمینیسم) از دست, به جای اصرار دارد که آن را پاکسازی آن تئوری و عمل از نژادپرستی و یا سازماندهی گروه های متعهد به nonracist فمینیستی سیاست ؟ Antifeminist چپ باید به طور معمول استدلال کرد که سیاست ذاتا سفید طبقه متوسط crotchet, بی ربط به زنان که “واقعا” — یعنی از لحاظ اقتصادی و نژادی — مظلوم. و یا دیگری (این است که آنجلا دیویس استراتژی اصلی) آنها تعریف دوباره فمینیسم به معنی زنان مبارزه با هم در برابر نژاد پرستی و سرمایه داری و نتیجه گیری کرد که سیاه و سفید طبقه کارگر شده است رهبران واقعی فمینیستی مبارزه است. در هر صورت آنها می فهمند که تبعیض جنسی است نه یک مشکل برای زنان سیاه پوست, اگر در واقع آن است که یک مشکل در همه.

قلاب یوسف و لوئیس رد این ایده است. آنها فرض کنیم که زنان باید سهمی در آزادی زنان و فمینیست سفید’ نژاد پرستی به عنوان بخشی از مجموعه تاریخ اجتماعی است که به شکل سیاه و سفید زنان در سیاست است. زنگ قلاب استدلال می کند که بیگانگی بین زنان سیاه و سفید می رود تمام راه برگشت به برده داری. شرایط جنگ را به عنوان او آن را می بیند تعریف شد توسط مردان سفید پوست اعمال می شود که نژاد پرستی به ویکتوریا جنسی (و کلاس) ایدئولوژی است که تقسیم به دو دسته خوب (پاکدامن ظریف به محافظت و آرمانی) و بد (ص تصفیه شده به بهره برداری می شود و مجازات). در حالی که سفید upper-class southern woman نمایندگی زنانه ایده آل, سیاه, زن بردگان بودند ننگ در schizoid مد هر دو به عنوان بد زنان — بنابراین شایسته بود مورد تجاوز قرار گرفته و مورد ضرب و شتم و به عنوان nonwomen: در انجام همان کار به عنوان مردان سیاه و زنان تهدید ایدئولوژی زن حقارت یک تناقض حل def مینگ آنها را به عنوان خنثی جانوران بار.

در همان زمان زن سفید قدرت را به همکاری در سرکوب سیاه پوستان نرم و پنهان رئالیسم خود را پایین تر از موقعیت. او اعمال این قدرت به طور مستقیم بیش از بردگان زن که او اغلب با درمان ویژه viciousness از نا امن. بدون شک تخریب وضعیت زنان نیز به یاد او ناخودآگاه حداقل از آنچه اتفاق می افتد به هر زن که تحریک مردان به رها کردن ماسک از مردسالار خیرخواهی. به عنوان قلاب مشاهده, آشکار ظلم و ستم از زنان سفید خود شوهران و پدران و برادران “به عنوان یک هشدار از آنچه که ممکن است سرنوشت خود را باید از آنها حفظ یک موضع انفعالی. مطمئنا باید آن رخ داده است به رنگ سفید که سیاه بردگی زنان در دسترس نیست به تحمل فشار از چنین شدید antiwoman پرخاشگری آنها خود را ممکن است قربانیان.” به عنوان یک نتیجه بسیار شناسایی که ممکن است منجر زنان سفید به سیاه و سفید زنان دفاع احتمالا تا به حال اثر مخالف است. سفید جنسی مردان پیگیری از زنان نیز در معرض سفید زنان تحقیر موقعیت: آنها می تواند نه جلوگیری از شوهران خود رفتار نه ادعا قابل مقایسه با آزادی برای خود. به جای آنها ابراز خشم خود را سالم غرور خود را و دفاع از خود را خوب زن وضعیت بدنام کردن زنان به عنوان گمراهان و برنامه نویس.

قلاب را نشان می دهد که آنچه که او خواستار “کاهش ارزش پول سیاه زنانگی” را با پایان دادن به برده داری اما همچنان یک منبع قوی از زنان و خشم. حساب او از چه سیاه و زنان به طور سیستماتیک تحقیر به عنوان روسپیان castrating matriarchs و sexless mammies توضیح می دهد که یک عنصر حیاتی از سیاه زن خصومت به جنبش زنان. واضح است که هنگامی که سفید فمینیست نادیده گرفته سیاه زن تجربه و در اثر برابر “زن” با “سفید کاری” در نتیجه تا به حال دو معنی برای زنان سیاه: این پیشنهاد که ما نه تنها اجرای سفید برتری اما سعی کرده است با حفظ ما در انحصار زنانگی و پاداش آن (احترام, وضعیت حمایت مالی) در حالی که خواستار گزینه رد آن. این درک از ایمان بد سوخت عصبانی فسخ فمینیسم به عنوان “سفید زنان کسب و کار.”

اما حسادت سفید زنان “زنانگی” است یک دام برای زنان به عنوان قلاب به خوبی آگاه است. آرمان از زن سفید وضعیت تمایل به منحرف کردن سیاه و سفید از زنان خواستار جنسی عدالت به حمله مردان سیاه و سفید برای عدم توانایی خود را برای حمایت از ماندن در خانه ، بسیاری از زنان را تایید سیاه نر خواسته برای زن سرسپردگی به این امید که در آخرین آنها یک شکاف در پایه. در همان زمان خود حسادت زنان سفید شده مخلوط با تحقیر احساسات که منجر به برخی از زنان به اصرار آنها نمی نیاز به یک جنبش به این دلیل که آنها در حال حاضر آزاد. یکی دیگر از توهم در قلاب را بی امان کاتالوگ: قدرت در سختی و نیاز به ایجاد یک زندگی نیست همان چیزی که به عنوان آزادی است.

گلوریا یوسف تاکید دردناک برخورد سیاه و زن هویت. به عنوان او می گوید: “یک فرد نمی تواند دو موجودیت جداگانه. این زنان رنج می برند از دو حالت از ظلم و ستم و غیره دخیل هستند مانند آن باشد یا در دو جنبش های اجتماعی در یک بار. در بهترین حالت این شامل دو بار در بدترین حالت ادامه درگیری از وفاداری و اولویت است. یوسف نشان می دهد که عمیق ambivalences تمامي وجوه سیاه و سفید زنان تفکر در مردان سیاه و سفید (بی اعتمادی و خصومت مخلوط با همبستگی و محبت و protectiveness) در فیلم (“مطلوب بدون هیچ,’ یک ‘جذاب مزاحمت'”) در فمینیسم خود را (بیشتر از یوسف پاسخ دهندگان رد این جنبش اما تایید آن اهداف). او استدلال نشان می دهد که سیاه شده اند آهسته خود را متعهد به فمینیسم — به ویژه رادیکال تر جنبه های جنسی سیاست — ترس از تضعیف روابط خود را با جامعه سیاه پوستان و سیاه مبارزه است. جیل لوئیس اشاره می کند که زنان طبقه متوسط می تواند تمرکز تک تحولات در فمینیسم چرا که “آنها باید ریسک نژادی وحدت یا همبستگی با مردان که زنان با مردان سیاه” و چون امتیازات خود را به سمت چپ آنها را “رایگان از بقا در تلاش هستند که اولویت های اقلیت و زنان طبقه کارگر.” اگر هر طبقه و نژادی و امتیازات (به ویژه آموزش و پرورش) موجب آگاهی خود را از بی عدالتی جنسی با بالا بردن انتظارات که خنثی شد صرفا به این دلیل آنها زن بودند.

جالب اینجاست که یوسف نمونه ای از معضل او توضیح می دهد: مانند بسیاری دیگر از زنان که تعریف خود را به عنوان فمینیست او رسم خط در تماس با مردان سیاه ستمگران. در حالی که یوسف و لوئیس به توافق برسند که سیاه و سفید زنان تحت ستم به زنان آنها غیرانتقادی فرض کنیم که مرد برتری یک محصول از سفید فرهنگ و مفهوم نیست واقعا به درخواست مرد و زن در روابط میان سیاه پوستان به جز آنجا که همه سفید نهادها و ارزش های شکل سیاه و سفید زندگی است. لوئیس ادعا میکند که نهادینه جنسیتی در امریکا وارد شد توسط مهاجران اروپایی به عنوان اگر بومیان آمریکا و آفریقا و دیگر nonwhite فرهنگ رایگان از مرد میشوند. در واقع هیچ انسان شناس فمینیست و یا در غیر این صورت تا به حال آمد تا با شواهد قانع کننده از یک فرهنگ که در آن نوعی از نر تسلط وجود ندارد.

لوئیس و جوزف استدلال می کنند که چون مردان سیاه و سفید را به همان قدرت دنیوی به عنوان مردان سفید “نر تسلط به عنوان برجسته مشکل فاکتور در مرد و زن در روابط جنسی در نظر گرفته نمی تواند به عنوان یک جهانی صفت قابل استفاده برای همه مردان است.” اما یوسف را توصیف سیاه نگرش زنان نسبت به مردها و ازدواج — نه به ذکر است مبارزات خود را به ارمغان می آورد تا کودکان به تنهایی — افترا زدن به این دیدگاه است. بلکه او شواهد تایید می کند که با وجود سیاه و سفید مردان اقتصادی و اجتماعی تبعیت به سفیده آنها را به اشتراک با تمام مردان خاص نر supremacist امتیازات از جمله جسمی و جنسی تجاوز فرض نر برتری و عدم به اشتراک گذاشتن مسئولیت پرورش کودکان و کارهای خانه. یوسف و لوئیس نیز گیج کننده ادعا می کنند که وجود سرکوب شديدتر است برای زنان به دلیل “زن سیاه نگهداری می شود می تواند در مکان های خود را از طریق نژادپرستی به تنهایی.” آیا نژاد پرستی به تنهایی حساب برای سرکوب زنان به عنوان مادران و کارگران (از جمله کارگران خانگی), رفاه, گیرنده, روسپی, قربانیان تجاوز و بهره برداری جنسی?

این همه اضافه می کند تا به یک مورد بد از مفهومی سردرگمی است. شما نمی توانید به طور همزمان معتقدند که زنان سیاه نیاز فمینیسم و انکار قضیه اساسی فمینیسم — که مردان باید بیش از زنان است. زنانی که درگیر در این شکل از doublethink هنوز یک پا یا دو در اردوگاه چپ antifeminism; در حالی که رد خام economism از آنجلا دیویس انواع آنها فرض کنیم که تبعیض جنسی است تداوم نه توسط مردان به طور کلی, اما توسط یک سرمایه داری طبقه حاکم.

قلاب اصرار بر واقعیت سیاه نر جنسیتی. بحث در مورد تجربه بردگان زن او با عصبانیت رد کلیشه که “بی رحمانه ترین و dehumanizing تاثیر برده داری … بود که مردان سیاه و سفید بودند و محروم از مردانگی خود را. این ایده او استدلال می کند صرفا منعکس کننده جنسیتی فرض که مردان تجربه مهم تر از زنان است و این که “بدترین چیزی که می تواند اتفاق می افتد به یک مرد است که او ساخته شده بود به فرض وضعیت اجتماعی زن است.” در واقع هر چند همه بردگان دچار وحشیانه ظلم و ستم “مردان سیاه و سفید اجازه داده شد برای حفظ برخی از صورت ظاهر از خود societally تعریف نقش مردانه.” و اشاره کرد که آمریکا سیاه پوستان آمد از آفریقا فرهنگ های مردسالار قلاب رد این ایده که مردان سیاه آموخته جنسیتی از سفید پوستان و اسطوره (یک بار تکرار دوباره توسط آنجلا دیویس) که در درون جامعه برده مردان و زنان با هم برابر بودند. بر خلاف بردگان پذیرفته مفهوم نر برتری و خانواده ها نگهداری می شود یک تقسیم جنسیتی کار با زنان انجام پخت و پز و تمیز کردن و مراقبت از کودکان. نه slaveholders اختصاص سیاه مردان “زنان کار می کنند.” زنان سیاه و سفید, اما, مجبور شدند خود را سفید و کارشناسی ارشد به انجام هر دو “مردانه” و “زنانه” توابع کار در کنار مردان سیاه و سفید در کمرشکن کار در زمینه, در حالی که همچنین در خدمت به عنوان houseworkers پرورش دهندگان و اشیاء جنسی.

قلاب به طور ضمنی لینک کلیک کنید آنچه که او می بیند به عنوان سیاه و سفید زنان آگاهی کاذب در مورد تبعیض جنسی خود را با انزوای سیاسی: در حالی که تبعیض جنسی از سیاه نر از فعالان مجبور است زنان به انتخاب بین خودشان را به زنان و حفظ همبستگی نژادی به نژاد پرستی سفید فمینیست تقویت شده و توجیه شده است که تقسیم می شود. Ain’t من یک زن توضیح می دهد که چگونه این ترکیبی از فشارهای تضعیف سیاه تلاشهای زنان برای شرکت در هر دو 19th و 20th century فمینیستی جنبش. در تشریحی ادبیات معاصر و جنبش های زنان و قلاب و نشان می دهد که چگونه جنسیتی ترویج شده است به عنوان یک درمان برای نژادپرستی خواهری به عنوان یک منطق برای نادیده گرفتن آن است. قدرت سیاه طرفداران گیج کننده آزادی با ادعای خود را “مردانگی” در آغوش یک مرد سفید پوست مشاجره که مادر سالاری بود که به علت مشکلات خود و به نام زنان برای پیشبرد سیاه علت بودن تسلیم; برخی حتی پیشنهاد کرد که برابری جنسی سفید بود نژادپرستانه ایده نشان دهنده سفید مرد effeteness و انحطاط. سیاه و مسلمانان سعی در معکوس نژادپرستانه ویکتوریا پارادایم تعریف زنان به عنوان زنانه ایده آل و سفید زنان به عنوان شیاطین (و ایجاد سفت و سخت مردسالار خانواده).

در ضمن اوایل فمینیست های رادیکال بودند و این ادعا که بخش بین مردان و زنان بیشتر اجتماعی پایه سلسله مراتب است و از آنجایی که مردان حکومت هر شناخته شده سیاسی سیستم نژادپرستی بود که اساسا نر مشکل (“مردان تسلط بر زنان چند مرد تسلط بقیه” — Redstockings مانیفست). این تجزیه و تحلیل است که من و بسیاری از گروه های سیاسی پس از آن مشترک به, تا به حال یک معامله خوب از نفوذ در جنبش به عنوان یک کل. این دو اشتباه مفاهیم: که آن را غیر ممکن است برای زنان به ستم مردان سیاه و سفید و درگیری نژادی بین سیاه و سفید است و هیچ هدف و اساس است (در هر دو طرف) یک اصیل تضاد است که تنها در خدمت منافع مردان است. فمینیست های رادیکال درک نظری که برای ساخت زن unity زنان سفید تا به حال به مخالفت با نژاد پرستی و خود را تغییر نژادپرستانه نگرش و رفتار است. ما به شدت انتقادی از فمینیستهای لیبرال که تعریف آزادی زنان از نظر مشاغل حرفه ای و رسمی برابری در عرض یک نژادپرست کلاس-طبقه بندی سیستم اجتماعی است. در عین حال احساسی باور ما این است که جنسیت به عنوان یک بخش اساسی از مسابقه به ما اجازه فرار از مسئولیت برای نژاد پرستی. آن را وسوسه انگیز را به تصور کنید که به سادگی با انجام آنچه ما می خواستیم بیشتر عاشقانه به انجام ساخت یک رادیکال جنبش فمینیستی — ما همچنین می تواند به مبارزه با نژادپرستی; وسوسه انگیز بیش از حد به بازی کردن چقدر ما بهره مند از سفید. در حالی که فمینیسم به نظر می رسید یک راه کلاسیک اتصال از سفید وسط کلاس رادیکال: ما دیگر تا به حال به خودمان را به عنوان نفر ممتاز تعجب که در آن ما را در مبارزه انقلابی ما بیش از حد بخشی از یک مظلوم با یک تاریخی سرنوشت.

قلاب خشم در این امتناع به پاسخگو است به خوبی سزاوار. اما زمانی که او می شود جزئیات به او تمایل به oversimplify و در زمان بازنویسی تاریخ است. در کیفرخواست “سیاه و سفید بالا و طبقه متوسط فمینیست” (ابی راکفلر کنار, که این upper-class فمینیست من می شنوم در مورد?), جنبش می شود یکپارچه. سیاسی تفاوت بین لیبرال و رادیکال شرایط اجتماعی است که اجازه سابق به co-opt snd جدا دومی شدید intramovement بحث در مورد نژاد و طبقه در حال نادیده گرفته یا رد کرد. سفید فمینیست’ هدف اصلی قلاب هزینه شده است برای پیوستن به مرد قدرت ساختار جنبش را مطرح کرد هیچ تهدیدی برای سیستم.

این احمقانه است. جنبش زنان بوده است و نه بیشتر یا کمتر فرصت طلب این جنبش جنبش کارگری یا هر جنبش توده ای به اندازه کافی موفق به جذب قدرت mongers. فمینیست موفق است در انجام انقلاب (نه به باور من به بقیه چپ) اما — به عنوان جیل لوئیس توانایی استدلال می کند — ما ایجاد یک جدید در عرصه های سیاسی و انقلابی روند در حال حرکت است. (در میان چیزهای دیگر ما ایجاد مفهوم سیاسی است که در آن یک کتاب مانند ain’t من یک زن نوشته می شود و خوانده شود.) بهترین اندازه گیری ما را تهدید به سیستم حدت واکنش در برابر ما است.

قلاب همچنین زیاده روی در overkill هنگامی که او تلاش می کند به توضیح سفید فمینیست’ تخصیص زن تجربه در مدت دو متفاوت و حتی متناقض اشکال نژاد پرستی. نظر خود من این است که درست توضیح است که یکی از واضح: ما برای اقدام در ناخودآگاه نژادپرستانه فرض که ما تجربه شد نماینده همراه با ضربه به براق نژادی توضيح بنابراین به عنوان حفظ “عارضه” نژادپرستی از marring چشم انداز ما از وحدت است. قلاب باعث می شود این نقاط, اما او همچنین استدلال می کند که فمینیست های به اشتراک گذاشته اند نژادپرستانه/ادراک جنسیتی از زنان به عنوان nonwomen. در این روند او را متهم سفید فمینیست از این ادعا که زنان تحت ستم هستند تنها با نژاد پرستی نه تبعیض و انکار است که مردان سیاه و سفید می تواند سرکوبگر. این اتهامات برای قرار دادن آن ملایم befuddling. اگر وجود دارد هر نقطه فمینیست های رادیکال اصرار بر آن بود که تمام زنان مظلوم بودند به دلیل جنسیت خود را و همه مردان تا به حال قدرت برای سرکوب زنان است. در پاسخ antifeminist سیاه (همراه با سیاه و سفید نر چپ) ساخته شده استدلال قلاب در حال حاضر قرار می دهد در دهان ما و وضعیت ما به عنوان نژادپرستان برای نسبت دادن یک سفید “مشکل” به مردم است. به ناچار از زنان تکرار این استدلال اما آن را منحرف مقصر فمینیست برای آنها.

در واقع فمینیست سفید به طور کاملا آگاهانه از زنان به عنوان زنان; خود را در سیاهی ما تا به حال با مشکل. ساده ارتجاعی نژادپرستی نمایی تفاوت ها و مشترکات انکار می کند; لیبرال نژادپرستی معمول تر از سفید فمینیست می کند مخالف است. پس از انکار سیاه زنان “زنانگی” است که چنین مرکزی موضوع برای قلاب او به اشتباه فرض می شود که حفاظت از منحصر به فرد ادعا می کنند به زنانگی است به همان اندازه مسئله برای همه زنان سفید. در مقابل سفید فمینیست احساس رایگان برای به چالش کشیدن دریافت تعریف زنانگی چرا که ما در زمان داده شده حق ما در نظر گرفته شود زنان است. و آن را دقیقا به این خاطر که ما ادعا می کنند به زنانگی بود و نه موضوع برای ما است که ما نسبت به زنان سیاه درد در رد آن توسط نژادی فیات. بسیاری از فمینیست های به رسمیت شناخته شده است که تقسیم بین زنان سفید و سیاه به حال چیزی برای انجام با دختران خوب و بد ، (Shulamith, Firestone, در این دیالکتیک از فیلممورد بحث این ایده در طول.) آنچه که ما نمی بینیم بود عدم تقارن: ما می تواند تصمیم به بد و یا بازی در بد بودن; سیاه و سفید زنان تا به حال هیچ انتخاب است.

قلاب را از بدگمانی سفید فمینیست’ روانشناسی نیز منجر او را به استدلال می کنند که خود را شباهتها بین زنان و سیاه پوستان طراحی شده بودند “برای بیرون کشیدن در ذهن نژادپرستانه مردان سفید یک تصویر سفید زنانگی در حال تخریب” توسط انجمن با مردم به خصوص مردان سیاه و سفید. دوباره “تصویر سفید زنانگی” تا به حال بسیار کمتر از رزونانس از قلاب تصور یا برای فمینیست سفید یا سفید لیبرال و چپ در مردان بودند که ما فوری به اهداف. دلیل اصلی این است که ’60s فمینیست تکیه به شدت در مقایسه بین تبعیض و نژاد پرستی است که مرد سفید politicos به رسمیت شناخته شده در این مسابقه موضوع را از نظر اخلاقی مشروع در حالی که رد فمینیسم به عنوان “یک دسته از جوجه ها را با مشکلات شخصی.” اگر هر چیزی که ما در تلاش برای بیرون کشیدن در این مردان همان گناه مورد تبعیض جنسی است که آنها در حال حاضر احساس خود را در مورد نژاد پرستی; از آنجایی که ما تا به حال و در عین حال با تجربه اشکالاتی از لیبرال گناه ما گاهی آن اعتبار. ما نیز امیدوار ساده لوحانه به اندازه کافی برای متقاعد کردن مردان سیاه و سفید به خود را نفی کرده و تبعیض جنسی و شناسایی با فمینیستی شود.

قلاب طول می کشد یک خط سخت بر شباهتها بین زنان و سیاه پوستان است. او استدلال می کند که آنها همیشه به معنای یک مقایسه بین زنان و مردان که آنها را زنان نامرئی پنهان کردن این موضوع از زنان سفید نژادی امتیاز و منحرف کردن توجه از نژاد پرستی به مشکلات زنان. قطعا نژادی, رابطه جنسی با تمثیل سوء استفاده شده است در تمام راه های قلاب اشاره می کند اما من نمی بینم این سوء استفاده به صورت ثابت و یا لازم است. بسیاری از فمینیست ساخته شده اند شباهتها بین زنان و سیاه پوستان در آگاهی کامل است که آنها در حال صحبت کردن در مورد دو با هم تداخل دارند در مورد آنچه آنها به معنی مقایسه دو مجموعه از سرکوبگر روابط مرد و زن و سیاه و سفید و سیاه و سفید. و اگر پویایی و اثر نژادپرستی و تبعیض جنسی متفاوت در راه های مهم تشابه حقوقی و اجتماعی و ایدئولوژیک — وجود دارد. به همین دلیل است که زاد نژادپرستی جنبش شده اند تا ابزاری در تحریک فمینیستی آگاهی و شورش.

قلاب حاضر به رسمیت شناختن این. خندیدن در این ایده است که مخالفت با بردگی الهام گرفته از اولین فمینیستی موج او می گوید: “هیچ قرن 19 زن سفید می تواند به رشد و بلوغ بدون آگاهی از نهادینه جنسیتی.” اما از دوره قرن 19 زنان سفید — و مهم که برای من نسل از زنان سفید — آیا دقیقا همان است که. آن است که ماهیت نهادینه جنسیتی مطرح به عنوان نظم طبیعی; به تجربه نر تسلط یک چیز است به درک که در آن سیاسی است بنابراین تغییر کاملا دیگری است. برای من و بسیاری از فمینیست من می دانم که روند سیاسی بود و بسیار تحت تاثیر حقوق مدنی و قدرت جنبش است. هر چند فمینیسم بود و نه یک معجزه آسا پادزهر به ما انگیزه های نژادپرستانه و توهمات آن را افزایش درک ما از نژاد پرستی.

مطمئنا پاسخ به استثماری مقایسه بین زنان و سیاه پوستان است نه به انکار آلی پیوند بین antisexist و زاد نژادپرستی سیاست است. در اینجا قلاب هم می شود به دام افتاده در متناقض تفکر است. او استدلال می کند که مسائل نژاد پرستی و تبعیض جنسی واقعا نمی تواند جدا شود و در عین حال او بارها و بارها مجرد از نژادپرستی به عنوان یک مسئله است که نه تنها جدا از تبعیض جنسی اما قبل از آن است. با توجه به قلاب “جامعه آمریکا است که در آن نژادی امپریالیسم جایگزین جنسی امپریالیسم” و همه مردم سیاه و سفید, سیاه مردان شامل کاملا پایین تر اجتماعی در مقیاس بیش از هر زن. به عبارت دیگر آن نامشروع است برای فمینیست به نظر جنسیتی به عنوان یک دسته بندی است که می تواند حداقل از لحاظ تئوری بود انتزاعی از (و مقایسه) نژادپرستی; اما هیچ قابل مقایسه پيشابراه امر به سیاه liberationists.

گلوریا یوسف موافق است که “در پایان آن یک سوال از اولویت و با توجه به ماهیت نژادپرستی در این کشور باید آن را آشکار است که آزادی مبارزه ادعا اولویت اول است.” سیاه ترین فمینیست نمایش که من می دانم در مورد یک موقعیت مشابه. از آن آسان است برای دیدن چرا: به دلیل نژاد پرستی در هم تنیده شده است و در قسمت تعریف کلاس سرکوب مردم سیاه و سفید به عنوان یک گروه رنج مشقت بار ترکیبی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی هتک ابرو که زنان طبقه متوسط و حتی سفید ترین زنان طبقه کارگر فرار. (البته این لزوما درست نگه برای افراد — آن را می توان استدلال کرد که طبقه متوسط تحصیل کرده مرد سیاه و سفید خیلی بهتر از سفید و رفاه از یک آپالاچی روستایی زاغه.) علاوه بر این به عنوان قلاب اشاره, زنان بدون عایق نژادی یا کلاس امتیاز نیز بیشتر در معرض ظلم و ستم جنسیتی: سفید زن حرفه ای می توانید خرید رهایی از کارهای خانه استخدام یک خدمتکار سیاه و سفید; او همچنین می توانید (در حال حاضر) خرید قانونی سقط جنین پزشکی بیماران محروم هستند.

چپ antifeminists اغلب استفاده می شود این خط استدلال نشان می دهد که مسائل جنسی باید صبر کنید تا زمانی که نژادپرستی و فقر را لغو کرد. سیاه, فمینیست, تعریف را رد کرده اند که ایده. اما آنچه پس از این به آن معنا در عملی شرایط سیاسی می گویند که با وجود irreducibly دو شخصیت سیاه و سفید زنان ستم جنسی خود کمتر فوری موضوع را از خود مسابقه ؟ به طور خاص, این به چه معنی برای چشم انداز یک زاد نژادپرستی جنبش فمینیستی یا بیشتر فروتنی, “مشترک مبارزه” بین سیاه و سفید ،

در حالی که قلاب هرگز واقعا در تمرکز استراتژیک سوالات یوسف و لوئیس اغلب نوشتن به عنوان اگر سیاه و سفید زنان اساسا در آهنگ های جداگانه. آنها مراجعه کنید مثلا به سفید “فمینیسم” یک مفهوم به عنوان خود-متناقض که می گویند “مرد سوسیالیسم”; در حالی که یکی می تواند صحبت از فمینیسم محدود و ناقص توسط سفید نژادپرستانه و تعصب آن است که فمینیسم تنها به حدی است که آن را به چالش می کشد انقیاد زنان به عنوان یک گروه. (مکانیکی کثرت گرایی اساسی مفهوم جدا اما برابر “سیاه و سفید” و “سیاه” feminisms همچنین impels نویسندگان به سرمایه گذاری “سفید است.” هر چند سرمایه گذاری “سیاه و سفید” ممکن است حس را به عنوان یک جدلی دستگاه برای دفاع از سیاه و غرور نژادی خود ادعای با مردم چیز دیگری دوباره.) اما در بحث سقط جنین جیل لوئیس تایید یک رویکرد خاص برای یکپارچه سازی فمینیسم با مسابقه و مبارزه طبقاتی. استراتژی او در توصیف توسعه یافته به عنوان یک پاسخ به سقط جنین واکنش اما ایده اولیه می توان به تقریبا هر فمینیستی موضوع است. پس من فکر می کنم هر دو جذاب و غلط, من می خواهم به بحث در مورد آن در برخی از جزئیات.

لوئیس معتقد است که برای “منزوی کردن” سقط جنین به عنوان یک مسئله و دفاع از آن را از نظر آزادی برای خیانت زنان سفید طبقه متوسط تعصب: از زنان رنج می برند نه تنها از محروم سقط جنین امن اما از عقیم سازی سوء استفاده ناکافی مراقبت های بهداشتی و فقر — که همه تجاوز در تولید مثل خود را انتخاب — یک رویکرد رادیکال به “حقوق باروری” باید آدرس تمام این نگرانی ها. مشکل با این منطق است که سقط جنین است نه تنها یکی از بسیاری از پزشکی و یا خدمات اجتماعی بودن نورد توسط Reaganism; و نه مخالفت حاضر به سقط جنین ناشی از همان منابع و یا انگیزه های سیاسی به عنوان فشار به سمت عقیم سازی. سقط جنین است که اول از همه کلید موضوع جدید درست را antifeminist کمپین زمین که در آن یک بزرگتر نبرد بیش از این ایده بسیار از آزادی زنان در حال مبارزه است. در اصل antiabortionists در حال مشاجره هستند که زنانی که دفاع از خود را به رایگان آژانس و حاضر به تعریف شده توسط خود را به باروری ظرفیت ها غیر اخلاقی است. (در مقابل هیچ یک از دفاع فقر و یا عقیم سازی اجباری در اصل.) تا زمانی که این اخلاقی حمله به زنان است که به دست آوردن زمین ارائه سقط جنین در درجه اول به عنوان یک بهداشت یا رفاه اجتماعی اقدام بی اثر است چرا که آن را evades مسئله اساسی. ما حق انتخاب در حال حاضر است برای دفاع از سقط جنین به عنوان یک موضوع محوری از آزادی زنان و یا از دست دادن نبرد به طور پیش فرض. این است که به کسی ضرورت مخالف عقیم سازی سوء استفاده (که در میان چیزهای دیگر بیان دیگری از تحقیر برای سیاه femaleness) و یا خواستار بهتر مراقبت های بهداشتی. و نه آن را انکار کند که همه این مسائل به هم مرتبط هستند در جهات مهم است. نظر من این است که حقوق باروری استراتژی می کند حل و فصل حساس سوال از اولویتها است. بلکه در حالی که مسئله به پوشش تمام پایگاه, آن submerges جنسی سیاست اقتصادی و رفاه اجتماعی برنامه است.

این خوب برای سیاه و سفید ، گلوریا یوسف اشاره می کند که در موضوع سقط جنین از حقوق “زنان باید حتی بیشتر در معرض خطر آنجا است كه از آن رنج می برند بیشتر از غیر قانونی و سوء استفاده سقط جنین.” آنها نیز رنج می برند بیشتر از داشتن فرزندان ناخواسته تحت شرایط وحشتناک. اگر یک جنسی-استراتژی سیاسی ارائه می دهد تنها شانس واقعی برای حفظ سقط قانونی و بازگرداندن بودجه عمومی آن است که به وضوح در زنان مورد علاقه. از آنجا که زنان با آن مواجه هستند بسیاری از مشکلات فوری آنها به خوبی ممکن است اولویت های دیگر, اما آن را دنبال نمی کند که زنانی که تمرکز بر روی سقط جنین در حال غرقه شدن یک نژادپرستانه و تعصب. در مقابل آنها در حال انجام یک کار بسیار مهم است که به نفع همه زنان در پایان.

تمام این نشان می دهد که این سوال که آیا نژاد پرستی بدتر است (یا بیشتر پایه یا بیشتر فشار) نسبت به مسائل جنسیتی کمتر از این واقعیت است که هر دو غیر قابل تحمل. نه این که من با این موافق سفید فمینیست زنگ قلاب castigates برای رد تفاوت های نژادی بر این اساس است که “ظلم و ستم نمی تواند اندازه گیری شود.” این برای من روشن است که در اثبات راه های, برخی از مردم مظلوم هستند بدتر از دیگران است. اما من فراموش سوال که منافع واقعا خدمت توسط اندازه گیری. پس از آن تاسیس شده است که زنان بیشتر قربانی و که سیاه ترین مردان بیشتر قربانی از اکثر زنان سفید — پس از آن چه ؟

در تجربه من این نوع از رتبه بندی نمی کند و منجر به یک سیاست واقعی آزادی مبتنی بر احترام متقابل و همکاری میان گروه مظلوم اما در عوض باعث سیاست ressentimentرقابت و گناه. مردان سیاه و سفید تمایل به واکنش نشان می دهند نه با شناخت جنسی ظلم و ستم از زنان است اما با توجیه خود را antifeminism به عنوان مشروع پاسخ به سفید زنان امتیاز. زنان سفید که حساس هستند به نسبت دادن نژادپرستی تمایل به تبدیل شدن به مردد و شرمندگی مورد ادعا فمینیستی نارضایتی. به عنوان برای زنانی که نمی تواند فراتر از خود را فوری و منافع تلاش برای تنزل رتبه آنها در صفوف مظلوم هیچ چیز اما آنها را احساس به ناحق مورد حمله قرار گرفت و تایید کرد در باور خود را که روابط جنسی و برابری نژادی از هم جدا هستند رقابت باعث می شود. نهایی نتایج برای تقویت سمت چپ antifeminism تضعیف فمینیستی militance, گسترش شکاف بین سیاه و سفید و فمینیستی حرکات و بازی به تقسیم و تسخیر تاکتیک های مردان سفید (“ما می توانید انجام دهید چیزی برای سیاه پوستان و یا برای زنان اما نه هر دو پس از شما مردمی مبارزه با آن را”). سیاه, سکس نژادی, رابطه جنسی با تیراندازی ایستاده به از دست دادن بیشتر است.

اصرار بر یک سلسله مراتب از ظلم و ستم هرگز radicalizes مردم به دلیل ضربه پشت آن است اخلاقی. هدف آن این است که “کمتر قربانیان” برای جلوگیری از خودخواه بودن به توافق می کنید که خود به خود درد (با این حال عمیقا آنها ممکن است احساس آن) است که کمتر جدی و کمتر مستحق توجه (از جمله خود) از شخص دیگری. درخواست تجدید نظر آن است که آن را اجازه می دهد تا مردم در پایین سلسله مراتب اجتماعی به نوبه خود جداول و حکومت بر یک سلسله مراتب اخلاقی از درد و رنج و ناتوانی. اما هر چه احساسی راحتی از عدالت آن را به یک فقیر جایگزین برای تغییر واقعی. و ما باید در حال حاضر می دانیم که موثر رادیکال جنبش ها نه بر اساس خود چشم پوشی; بلکه آنها از ظهور درک است که مگر ما التیام بخش در میان ما هیچ یک از ما می تواند برنده.

منطق رقابت ستم نمی کند و التیام بخش است اما تشدید آنها پس از این دعوت بی پایان و پوچ فرمت — برای هر کسی است که هیچ کفش, همیشه وجود دارد کسی که هیچ ، (یکی ممکن است بپرسید با این منطق چه زنگ قلاب به شکایت در کنار یک زن از یک خاک های فقیر کشور جهان سوم که فروخته شد به شوهرش بود و او چوچوله قطع در سن چهار.) زنان سفید تبدیل خواهد شد متعهد متحدان سیاه چون به آنها گفته است که درد و رنج خود را بی اهمیت است. آنچه زنان باید متقاعد شده است که آن را غیر ممکن به آن را هر دو راه — که امتیازات ما چسبیده به یک insuperable مانع برای آزادی و برابری ما. ما نیاز به یادگیری این درس را دوباره و دوباره. کتاب های خوب کمک کند. ■

زنان مسابقه و کلاس
توسط آنجلا دیویس
Random House $13.50

رایج تفاوت: درگیری در سیاه و سفید و دیدگاه های فمینیستی
توسط گلوریا I. Joseph & جیل Lewis
Doubleday/لنگر $8.95 کاغذ

Ain’t من یک زن: زنان و فمینیسم
توسط زنگ قلاب
جنوبی پایان مطبوعات $7 مقاله

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de